0

کنترل آنچه می خوریم و میزان کالری و مواد غذایی که روزانه دریافت می کنیم کار بسیار سختی است. در حال حاضر اپلیکیشن هایی مانند MyFitnessPal و Loselt به شما کمک می کند که بتوانید این فرایند را تا حدودی انجام بدهید اما زمانی که بیرون از منزل هستید و یا غذایی که در خانه طبخ شده را می خورید کار کمی سخت می شود. در جریان نمایشگاه CES 2016 شرکت جدیدی سعی در تغییر این وضعیت دارد.

DietSensor وسیله ای است که ادعا می کند با استفاده از یک اسکنر کوچک مولکولار موسوم به SCiO ، می تواند در زمانی اندک اطلاعات تغذیه ای دقیق و قابل فهمی را در خصوص طیف وسیعی از غذاها ارایه دهد.

SCiO ادعا می کند که قادر است ترکیب شیمیایی مواد تشکیل دهنده غذا را شناسایی کند . برای این کار نیازی نیست که این وسیله با غذا ارتباط مستقیم داشته باشد. فقط کافی است سنسور را به سمت غذای مورد نظر بگیرید و آن را اسکن کنید.

این اسکنر امواج مادون قرمز را به سطح غذا یا نوشیدنی می تاباند . سپس طول موج امواج بازتابانده شده را اندازه گیری می کند. این طول موج ترکیب غذا را مشخص می کند. اپلیکیشن DietSensor این اطلاعات را بررسی کرده و یک پروفایل تغذیه ای شامل ارزش های غذایی ، میزان کالری ، کربوهیدرات ، پروتئین و چربی که در غذا موجود است ارایه می دهد و در مورد آنچه شما نیاز دارید راهنمایی هایی ارایه می دهد.

dietsensor


به نظر ایده جالبی است اما هنوز تکمیل نشده است. اسکنر فقط می تواند غذاهایی با ترکیب یکنواخت را بررسی کند. قیمت این اسکنر نیز کمی زیاد است. 249 دلار به نظر برای یک اسکنر کوچک کمی بیش از اندازه است. اشتراک اپلیکیشن مرتبط به آن نیز ماهیانه بین 10 تا 20 دلار است.

0

محققان در تازه‌ترین آزمایش‌های خود بر روی 200 پسر که همگی از طرفداران پر و پا قرص بازی‌های ویدیویی بودند، دریافتند که ساختار و به اصطلاح سیم‌پیچی بخشی از مغز این افراد در مقایسه با مغز افراد عادی متفاوت است.

 

محققان: سیم پیچی مغز گیمرها با افراد عادی متفاوت است !

 

این بررسی ها بر روی افراد 10 تا 19 ساله ای صورت گرفت که از اعتیاد بالایی به بازی‌های ویدیویی برخوردار بودند به طوری که حتی برای به پایان رساندن مراحل بازی خود، حاضرند از خواب، استراحت و حتی غذای خود نیز بگذرند. در این پژوهش مشخص شد که اتصالات مغزی بخشی از مغز این افراد در مقایسه با افراد عادی به مراتب بیشتر است و از سویی دیگر از حواسپرتی بیشتری رنج می برند.

 

اسکن هایی که از مغز این 200 فرد گرفته شد نشان داد که هماهنگی میان بخشی از مغز این افراد به نام شبکه برجستگی (Salience Network) به مراتب بیشتر از مغز افراد عادیست. (شبکه برجستگی بخشی از مغز انسان است که مسئول شناسایی اتفاقات و تخصیص انرژی و تمرکز بدن برای واکنش دادن به آن رویداد است). بر این اساس، گیمرها می توانند واکنش سریع‌تری را در برابر آنچه که در بازی اتفاق می افتد نشان دهند.

 

جفری اندرسون از محققان دانشگاه یوتا در این خصوص عنوان می کند:"ارتباط بیش از حد میان این شبکه های مغزی می تواند افزایش توجه و تمرکز بر روی اهداف را به دنبال داشته باشد و منجر به شناخت اطلاعات جدید در محیط پیرامون آنها شود. این تغییرات می توانند قدرت تفکر موثرتر را به افراد هدیه دهند."

 

اما آنچه که ممکن است مشکل ساز شود، تغییر و افزایش ارتباطات مغزی در دو قسمت مغز به نام های قشر جلویی مغز و محل اتصال لوب گیجگاهی است که این تغییر در افراد مبتلا به بیماری هایی از قبیل اسکیزوفرنی، سندرم داون و اوتیسم مشاهده می شود. به همین دلیل است که گیمرهای افراطی، با کوچک‌ترین عامل مزاحم حواسشان پرت می شود.

 

البته هنوز مشخص نیست که آیا انجام بازی های ویدیویی برای سال های طولانی منجر به ایجاد چنین تغییراتی در مغز شده است یا اینکه این تغییرات در ابتدا در مغز این افراد وجود داشتند و همین امر این افراد را به سمت انجام بازی های ویدیویی کشانده است.

 

game

 

اندرسون در ادامه یادآور شد : " اثربخشی و مزیت های این تغییرات به مراتب بیشتر از ضررهای آن است و این نکته را نباید فراموش کرد که مشکلات همواره بخشی جدانشدنی تغییرات هستند. "

 

منبع: sciencealert

0

 

تحقیقات جدید از تفاوت پیر شدن مغز زنان و مردان خبر می دهند

دانشمندان موفق به کشف تفاوتی اساسی بین نحوه پیرشدن مغز زنان و مردان شده اند:روند پیر شدن ساختارهای عمقی تحت قشری مغز در مردان سریعتر از این روند در زنان است. شاید به این علت باشد که مردان در مقابل بیماری های سیستم عصبی مانند بیماری پارکینسون آسیب پذیرترند.


این ها یافته های تحقیقات یک گروه از دانشمندان مجارستانی است. این گروه ساختار مغز 53 مرد و 50 زن که از نظر سنی با هم مطابقت داشتند را بررسی کردند. آنها در مطالعه خود توجه خاصی به ساختارهای تحت قشری داشتند، یعنی قسمت هایی از مغز که بیشتر با کنترل حرکات و فرایندهای احساسی در ارتباطند. این تیم از محققان همچنین تالاموس را به دقت مورد مطالعه قرار دادند. تالاموس عبور اطلاعات بین قسمت های مختلف مغز زمانی که ما مشغول تفکر هستیم را به عهده دارد.


در مغز تمام شرکت کنندگان در این تحقیق حجم مغز و تالاموس با افزایش سن کاهش یافت ، ولی کاهش در سایز هسته دمی و حجم پوتامن فقط در مردان دیده شد. این دو منطقه در کنترل حرکات بدن نقش کمکی دارند. به علاوه ماده خاکستری تمام قسمت های مغز در مردان با سرعت بیشتری کاهش می یابد که نشاندهنده روند سریعتر پیرشدن مغز در مردان است.


در تحقیقات پیشین مشخص شده بود که مغز مردان از مغز زنان بزرگتر است ، که البته مغز بزرگتر به معنای هوش بیشتر نیست. همچنین می دانیم که مردان نسبت به بیماری پارکینسون و زنان نسبت به بیماری آلزایمر مستعدترند.
این تحقیق جدید می تواند دلیلی برای این تفاوت ارایه دهد، تغییرات هورمونی و پاسخ مغز به این تغییرات می تواند دلیل این تفاوت باشد.


یافته های این مطالعه می تواند کاربرد مهمی برای تفسیر اثرات عوامل غیر قابل تغییر (مثل سن و جنس) در تصاویر MRI داشته باشد. همچنین بنا به اظهارات تیم محققان، این یافته ها می توانند در شناخت و درمان بیماری هایی مانند پارکینسون و اختلال کم توجهی بیش فعالی نقش مهمی داشته باشد.

 

منبع: Sciencealert

 

0

خانه بیل گیتس 20 سال پیش مجهز به فناوری های امروز بود

بیل گیتس در کتاب خود با نام "جاده پیش رو" که در سال 1995 منتشر کرد، به برخی از جزییات خانه رویایی خود اشاره کرد. منزل یک و نیم هکتاری بیل گیتس که در کنار دریاچه واشنگتن در نزدیکی شهر مدینا در ایالت سیاتل واقع شده، پر بود از ابزارها و وسایلی که در آن زمان بسیار عجیب به نظر می رسیدند. از سایر امکانات این عمارت می توان به هفت اتاق خواب، 24 سرویس بهداشتی و شش آشپزخانه اشاره کرد.


پیتر بالین، معمار این عمارت در مصاحبه ای که در سال 1995 با وب سایت Philly.com داشت گفت:

بیل گیتس و همسرش می خواستند در محیطی زندگی کنند که حس فضای خانگی را به خوبی القا کند. او قصد دارد خانه ای مجهز به فناوری های پیشرفته داشته باشد، ولی نه به صورت مشهود، بلکه به صورت جادویی و دور از دید.


در این خانه حتی پریزها هم داخل دیوار جاسازی شده اند و تا حد امکان سعی شده نمای خانه یکدست به نظر برسد.
کابل های فیبرنوری در همه نقاط منزل گیتس و در پشت دیوارها کشیده شده بودند و در هر اتاق صفحه نمایش لمسی برای تنظیم نور، موسیقی و دما وجود داشت. گیتس در بخشی از کتاب خود اینطور نوشته است:

در ابتدای ورود به منزل، یک پین الکترونیک در اختیار شما قرار می گیرد تا آن را به لباس خود متصل کنید. این پین ارتباط شما با سرویس های الکترونیکی منزل را برقرار می کند. این پین محل و هویت شما را در منزل مشخص می کند. منزل با استفاده از این پین می تواند به نیازهای شما پاسخ دهد و حتی آنها را پیش بینی کند.


گیتس در آن زمان پیش بینی می کرد که روزی بتواند پین ها را با استفاده از دوربین، تکمیل کند و قابلیت تشخیص چهره را نیز به آن اضافه کند. او خانه ای ساخته بود که سلایق هر شخص را می شناخت و با آن مطابقت پیدا می کرد. علاقه شما به نور زیاد، موسیقی R&B ، دمای پایین و دیدن یک تابلوی خاص روی دیوار به این معنا بود که همه این شرایط با ورود شما به اتاق فراهم می شد. امکان تنظیم دستی این عوامل را هم با استفاده از ریموت کنترل در اختیار داشتید. امروزه قاب عکس های دیجیتال می توانند تصاویر دلخواه ما را پخش کنند و گوشی های هوشمند هم به کمک ما آمده اند تا شرایط محیطی اطراف خود را در خانه به طور دلخواه تنظیم کنیم.


او در بخش دیگری از کتاب خود نوشت:

طی ده سال آینده، دسترسی به میلیون ها تصویر و سایر انواع سرگرمی در بسیاری از خانه ها فراهم می شود و حتی از سرویس هایی که من در خانه دارم هم جذاب تر خواهند بود. تنها تفاوت خانه من با سایر خانه ها این است که زودتر به این امکانات مجهز شده است.

 

 

Bill Gates

Bill Gates

Bill Gates

Bill Gates

5

 

منبع: digitaltrends

0

۸ شخصیت سمی که باید از زندگی خود حذف کنید

حضور شخصیت های سمی در اطراف شما انرژی تان را می گیرد. اینگونه افراد می توانند روی اراده ی پیشرفت شما تأثیر منفی داشته باشند؛ به همین دلیل کارآفرینان باید بی نهایت در اطرافیان خود دقت کنند. سردرگمی و اضطرابی که شخصیت های سمی با خود به زندگی دیگران می آورند موانعی هستند که می شود از آنها اجتناب کرد.

شما نیز احتمالاً چنین افرادی را می شناسید، ممکن است کارمند یا دوستتان باشند. هرچه زودتر آنها را از زندگی خود خارج کنید بهتر است. در ادامه شما را با ۸ نوع شخصیت سمی آشنا می کنیم که حضورشان در زندگی شما می تواند موفقیتتان را تحت تأثیر قرار دهد.

 

۱- شخصیت قضاوتگر

انسان های قضاوتگر از هر چیز و هر کسی که سر راهشان قرار می گیرد به نحوی ایراد می گیرند. شما ممکن است وقت بگذارید و چیزی را با جزئیات کامل و دقیق برای آنها توضیح دهید، اما توضیحات شما از یک گوش آنها وارد و از گوش دیگر خارج می شود. این گونه افراد پیش از آنکه توضیحات شما را بشنوند نتیجه گیری یا بهتر بگوییم پیش داوری خود را کرده اند. شخصیت های قضاوتگر شنونده های خوبی نیستند و در ارتباط برقرار کردن با دیگران عملکرد به شدت نامناسبی دارند. از یک فرد قضاوتگر توصیه یا بازخور خواستن، یک اتلاف وقت به تمام معناست.

۲- شخصیت حسود

Angry-Employee

زندگی کارآفرینی می تواند بالا و پایین های بسیاری داشته باشد. داشتن کسانی که بتوانند هنگام دشواری ها شما را حمایت کنند از اهمیت زیادی برخوردار است. اما داشتن کسانی که هنگام پیروزی ها و موفقیت ها به شما تبریک بگوید و تشویقتان کند نیز به همان اندازه مهم است. شخصیت های حسود هیچوقت از موفقیت شما خوشحال نمی شوند. آنها حس می کنند تمام موفقیت ها باید فقط به خودشان برسد.

۳- شخصیت کنترل گر

شخصیت های کنترل گر هیچ وقت دوست ندارند به حرف کسی گوش دهند، مجبور هم نیستند، چون به خیال خود همه چیز را بلد هستند و می دانند بهترین راه انجام هر کاری کدام است. چنین افرادی در زندگی شخصی مایه ی دردسر هستند، اما کار کردن با آنها در محیط کار یک کابوس تمام عیار است. یک کسب و کار موفق به اعضایی نیاز دارد که به دستورالعمل ها گوش دهند و به آنها عمل کنند. اگر شما هم در تیم خود از این دست افراد خودمحور و سلطه جو دارید ممکن است با مشکل «چند آشپز و آش شور» مواجه شوید.

۴- شخصیت متکبر

اعتماد به نفس را با غرور و تکبر اشتباه نگیرید؛ انسان های با اعتماد به نفس الهام بخش دیگران می شوند، در حالی که افراد متکبر و مغرور دیگران را آزار می دهند. کسانی که روحیه ی خود بزرگ بینی دارند احساس می کنند از اطرافیان خود بهتر و برتر هستند. این موضوع در بافتار زندگی شخصی می تواند آزار دهنده باشد، در حالی که در موقعیت حرفه ای می تواند فضای معذب کننده ای به وجود بیاورد.

۵- شخصیت قربانی

shutterstock_118545829

شخصیت هایی که مدام خود را قربانی شرایط جلوه می دهند، همیشه اشتباهات خود را توجیه می کنند و انگشت اتهام را به سمت دیگران نشانه می گیرند. این شخصیت ها نمونه ای از سمی ترین افرادی محسوب می شوند که می توانید در کنار خود داشته باشید. آنها هیچ گاه مسئولیت اشتباهات خود را به عهده نمی گیرند و همیشه دیگران را مقصر می دانند. این عادت در محیط کار باعث می شود دیگران نیز برای تبرئه ی خود از اتهام وارده، شروع به متهم کردن دیگران کنند و این روند همینطور ادامه پیدا می کند و به این ترتیب خیلی سریع جو عمومی محیط مسموم می شود. آنها را از کسب و کار خود خارج کنید تا از چنین دردسر بزرگی در امان بمانید.

۶- شخصیت منفی باف

کسانی که همیشه به جنبه ی منفی ماجرا نگاه می کنند و افکار منفی نگرانه دارند، بلافاصله انرژی مثبت و سازنده را از شما می گیرند. آنها تنها با خراب کردن روحیه ی تک تک اطرافیان خود احساس رضایت پیدا می کنند. شما هیچ وقت از دهان چنین فردی حمایت یا تشویق نخواهید شنید. شخصیت های منفی نگر ارزش تمام ایده های شما را زیر سؤال می برند و به جای حمایت و تمرکز روی فرصت ها و پتانسیل موفقیت، تمام مسیر های احتمالی شکست را به رختان می کشند. آنها هر جا که باشند، انرژی خوب محیط را از بین می برند.

۷- شخصیت دروغگو

هر کسی برای رسیدن به موفقیت باید اطراف خود را با انسان های موفقی پر کند که به آنها اعتماد داشته باشد و بتواند روی آنها حساب کند. شما نمی توانید به افراد دروغگو اعتماد کنید و حساب کردن روی آنها نیز امکانپذیر به نظر نمی رسد، چون هیچ وقت نمی توان گفت راست می گویند یا دروغ. این عدم اطمینان، به سرعت شما را فرسوده می کند. دروغگو ها را از زندگی خود حذف کنید تا مجبور نباشید مدام به این فکر کنید که به شما راست می گویند یا دروغ.

۸- شخصیت سخن چین

Re: Emailing: Dreamstime gossip.jpg On 2013-09-30, at 12:07 PM, Rubin, Josh wrote: <> Dreamstime photo for ellie column on gossip.

افراد به این دلیل پشت سر دیگران شایعه پراکنی می کنند که خودشان احساس ضعف دارند. آنها نمی دانند وقتی حقایق کمی پیچیده می شوند چطور باید حقیقت را از حدسیات جدا کرد. به این ترتیب اطلاعات غلط در اختیار دیگران قرار می دهند و با این کار احساسات خیلی ها را جریحه دار می کنند و باعث بروز دشمنی می شوند. حضور این دسته از افراد در کسب و کار شما می تواند بسیار مخرب باشد. تعداد آنها مثل سرطان به سرعت در فضای شرکت رشد می کند و محیطی منفی به وجود می آورد.

اگر هر کدام از این موارد به نظرتان آشنا می آید احتمالاً در اطرافیانتان شخصیتی سمی وجود دارد. شما باید به فکر حذف آنها از معادله ی زندگی خود باشید. این کار به شما اجازه می دهد ۱۰۰ درصد تمرکز خود را روی رسیدن به اهدافتان نگه دارید؛ بدون آنکه لازم باشد حواستان به چیز دیگری منحرف شود.

0

 

1
+1


سیستم ایمنی بدن انسان چگونه کار می کند؟ [قسمت اول]

سرتاسر بدن ما توسط شبکه امنیتی قدرتمندی تحت حفاظت قرار دارد که «سیستم ایمنی» خطاب می شود. سیستم ایمنی طراحی شده تا روزانه در برابر میلیون ها میکروب از جنس مختلف، باکتری، ویروس، سموم، انگل ها و هر ارگانیسم زنده ای که به ما ضربه وارد می کنند، بایستد.

برای درک بهتر قدرت سیستم ایمنی، بهتر است وقتی یک موجود زنده از پای در می آید، آن را تحت نظر بگیرید و از هم پاشیدن اش را تماشا کنید. وقتی یک موجود زنده می میرد، سیستم ایمنی اش همزمان با هر سیستم پویای دیگر در بدن اش، متوقف می شود. در عرض چند ساعت، بدن مورد تهاجم همه جور باکتری، میکروب و انگلی قرار می گیرد.

هیچ یک از این موجودات کوچک و مزاحم زمانی که زنده هستید قادر به ورود به بدن شما نیستند اما به محض اینکه سیستم ایمنی متوقف شود، درب اصلی به روی شان باز می شود. زمانی که می میریم، تنها چند هفته زمان لازم است تا تمام گوشت و پوست بدن مان خوراک باکتری ها و دیگر میکروب ها شود. پس از آن فقط اسکلت کلی باقی می ماند.

بنابراین واضح است زمانی که سیستم ایمنی مثل ساعت کار می کند، اتفاقات عجیب و غریبی در حال رخ دادن است. در غیر این صورت ما باید در این دنیای پر از میکروب و انگل همچون مردگان متحرک می بودیم که قسمت های مختلف بدن مان هر ثانیه خوراک میلیون ها موجود ریز بود.

سیستم ایمنی، پیچیده اما جذاب است و دو دلیل عمده وجود دارد که همه ما اطلاعات بیشتری در موردش داشته باشیم، فارغ از اینکه در چه شاخه ای تحصیل می کنیم. اول از همه اینکه در زمان بیماری با اتفاقاتی که درون بدن تان رخ می دهد آشنا خواهید شد و می فهمید که علت تب، سر درد، گر گرفتگی و باقی علائم بیماری چیست. مورد دوم اینکه متوجه خواهید شد علت مصرف دارو چیست و آگاهی بیشتری حین مصرف آنتی بیوتیک ها پیدا خواهید کرد؛ مسئله ای که اخیرا توجه بسیاری را به خود جلب کرده است.

سیستم ایمنی در نگاه اول

immunesystem110413

مثل ساعت دقیق و با برنامه است. اغلب مواقع اصلا حضور آن را حس نمی کنیم و نمی فهمیم که سربازها در بدن ما هر ثانیه به مبارزه مشغول اند اما به محض اینکه مریض می شویم یا عفونتی می گیریم، ضعف سیستم ایمنی خودش را نشان می دهد. با این حال، سیستم ایمنی به چندین و چند روش مختلف در برابر مهاجمین ایستادگی می کند و هر از چند گاهی ما متوجه آن می شویم.

برای مثال، وقتی دست خود را می بُرید، همه جور باکتری و ویروسی از قسمت بریده شده وارد جریان خون شده و به بدن حمله می کنند. تصور کنید یه تکه چوب ریز دست شما را خراش داده و سبب خون ریزی شده. احتمالا خرده های چوب در بدن شما باقی مانده اند و روی آن ها پر است از میکروب های مختلف.

در این شرایط، بدن شروع می کند به مبارزه با بیگانگان و همزمان بخش های دیگری مشغول به بستن زخم هستند. معمولا با رسیدگی مناسب اتفاق خاصی رخ نمی دهد اما در برخی شرایط، یک زخم کوچک می تواند به عفونت تبدیل شده و بدن را بیش از پیش درگیر کند. التهاب و ایجاد چرک، علائم عفونت هستند.

وقتی پشه شما را نیش می زند به قرمزی پوست خود توجه کرده اید؟ در واقع، نیش پشه هیچ نقشی در قرمز کردن پوست شما ندارد، بلکه این تغییر رنگ نشان از فعالیت صحیح و سالم سیستم امنیتی بدن شما است.

maxresdefault

روزانه و حتی همین حالا شما در حال تنفس انواع و اقسام باکتری ها و ویروس های معلق در هوا هستید و سیستم ایمنی بدون اخطار مستقیمی به شما، آن ها را از بین می برد. اما وقتی که این میکروب ها بتوانند از سد دفاعی گذر کنند، سبب ایجاد سرما خوردگی، آنفلوآنزا و … می شوند. بیماری ها نشانه مستقیم در ضعف سیستم ایمنی بدن شما هستند.

قطعا تا به حال پیش آمده که اول فصل سرما دچار سرماخوردگی فصلی شوید و پس از آن تا چند ماه بعد در برابر بیماری مقاومت از خود نشان دهید. این مسئله نشان می دهد که سربازهای بدن شما متوجه حقه های دشمن شده اند و برایش آماده اند. بنابراین در هر بار پاتک، میکروب ها شکست می خورند.

علاوه بر نفس کشیدن، خوردن نیز راه دیگری برای وارد کردن اسب تروجان به بدن است. با این حال، اغلب میکروب ها توسط آنزیم های موجود در آب دهان یا توسط اسید قدرتمند معده از بین می روند. اما اگر یکی از این مهاجمین دلیر بتواند از تمام سدهای دفاعی گذر کند، سبب مسمومیت غذایی خواهد شد. اسهال و استفراغ معمولا نشانه های واضحی از کم آوردن نیروهای دفاعی شما هستند.

Phage-

 

شاید شما هم به یک چیز خاصی آلرژی داشته باشید. آلرژی، پاسخ دندان شکن سیستم دفاعی بدن انسان به چیزی است که عموما خطرساز نیست و دیگر انسان ها واکنشی به آن نشان نمی دهند. گاهی این آلرژی ساده است و گاهی خطرساز.

دیابت، نمونه عملکرد اشتباه سیستم دفاعی بدن است. در این حالت، سرباز ها به سلول های خاصی در پانکراس حمله کرده و آن ها را از بین می برند. یا آرتریت روماتوئید نیز مشابه همین مسئله را در مفاصل ایجاد می کند. در بسیاری از بیماری ها، هیچ عامل خارجی دخیل نیست، بلکه صرفا صحبت از خطای عملکردی سیستم ایمنی در میان است.

یک نشانه دیگر از وجود چنین سیستمی در بدن ما زمانی خودش را نشان می دهد که عضوی خارجی به بدن خود راه می دهیم. برای مثال یک کلیه از شخصی دیگر دریافت می کنیم. در این میان، سیستم ایمنی، کلیه دریافتی را عاملی بیگانه شناسایی کرده و در صدد از بین بردن آن است اما با مصرف داروهای سرکوب کننده سیستم ایمنی، می توان در برابر آن ایستاد.

موارد ابتدایی در مورد سیستم ایمنی

virus

بگذارید از ابتدا شروع کنیم. چه می شود وقتی یک فردی می گوید «حس می کنم مریض شده ام»؟ مریض شده ام یعنی چی و اصلا مریضی یعنی چه؟ با درک بهتر انواع مختلف بیماری ها، راحت تر می توان متوجه لشگرکشی های سیستم ایمنی شد.

وقتی مریض می شوید، بدن شما دیگر حالت عادی خود را ندارد و با تمام پتانسیل های خود به کار ادامه نمی دهد. راه های بسیاری وجود دارد که ابتلا به بیماری را سبب می شود و مروری بر آن ها داریم.

وقتی آسیب فیزیکی می بینید، برای مثال در یک تصادف، استخوان دست تان می شکند، در عمل وارد پروسه مریض بودن شده اید، چرا که بدن شما مانند لحظات قبل اش نیست و نمی تواند به درستی کار کند. بنابراین همه چیز درون بدن دست به دست هم می دهد تا استخوان شکسته شده ترمیم شود.

کمبود ویتامین و مواد معدنی مسئله مهم دیگری است که میلیون ها انسان همین حالا با آن درگیر هستند. اگر به اندازه کافی ویتامین D کسب نکنید، بدن شما قادر به متابولیز کلسیم نیست و بنابراین نرمی استخوان خواهید گرفت.

کسانی که این بیماری را دارند، عمدتا استخوان های شان شکننده است و در سنین بالاتر بدن شان فرم خود را از دست می دهد. استخوان ها به درستی رشد نمی کنند و تحت فشار قرار می گیرند. از سوی دیگر، اگر ویتامین C کافی دریافت نکنید، تورم و خونریزی لثه، تورم مفاصل و کبودی پیدا خواهید کرد. اگر به اندازه کافی آهن در بدن شما نباشد هم کم خونی به سراغ تان خواهد آمد. و این مسئله در مورد هر ماده معدنی و ویتامین دیگری صادق است.

virus1.jpg86a6c62d-23b7-409c-8ba0-71a8d39bcdb0Larger

در برخی موارد، یک عضو از بدن شما دچار آسیب دیگی یا ضعف می شود. برای مثال، یکی از مرض های قلبی، به علت انسداد عروق ایجاد می شوند. در این حالت، ماهیچه های قلب به اندازه کافی خون دریافت نمی کنند تا آن را به سایر نقاط بدن پمپاژ کنند. یا یک مورد از بیماری های شش، سیروز است که در نتیجه نوشیدن بیش از حد الکل ایجاد می شود.

بیماری های ژنتیکی هم مشکل بزرگی هستند. گاهی اوقات در کپی برداری از DNA مشکلاتی ایجاد می شود و در نتیجه این اشتباه، با فقدان پروتئین مخصوصی که قرار بود ساخته شود روبرو خواهیم شد. از آنجایی که بیماری های ژنتیکی معمولا سبب کمبود پروتئین خواهند شد، در سطح سلولی تخریب گر هستند.

برای مثال، زالی در نتیجه فقدان آنزیم تیروزیناز است. در نتیجه عدم حضور تیروزیناز، بدن نمی تواند ملانین یا رنگدانه های لازم برای ایجاد رنگ در پوست، چشم و مو را تولید کند. به همین علت، کسانی که با چنین خطای ژنتیکی متولد می شوند، در برابر اشعه فرابنفش نور خورشید بسیار حساس خواهند بود.

و اما سرطان که گویا این روزها به بزرگ ترین دشمن بشر تبدیل شده. وقتی شخصی مبتلا به سرطان می شود، سلول های بدن دیگر پیرو چرخه سلولی نیستند و بی رویه تولید می کنند و توقفی در کارشان نیست. برای مثال، وقتی سلول های ملانوسیت موجود در پوست توسط اشعه فرابنفش نور خورشید آسیب ببینند، تغییر رویه داده و به سلول سرطانی تبدیل می شوند و ملانوما را منتج می شوند.

عفونت ویروسی و باکتریایی

Bacteria vs virus shutterstock

زمانی که یک ویروس یا باکتری به بدن شما حمله و تولید مثل خود را آغاز می کند، مشخصا دردسرساز خواهد شد. وجود این بیگانگان در بدن عوارض جانبی در پی خواهد داشت که شما را مریض خواهد کرد. برای مثال، باکتری استرپتوکوکس سمی تولید می کند که باعث ایجاد التهاب در گلوی شما می شود.

ویروس فلج اطفال، سمی دارد که سلول های عصبی را از بین برده و در نتیجه کودک را فلج می کند. از سمتی دیگر، بسیاری از باکتری ها با ما زندگی همزیستی خوش و خرمی دارند. برای مثال سیستم گوارشی بدن شما پر است از این باکتری ها تا غذایی که صرف نموده اید را آماده مصرف واقعی سلول های تان کنند. اما بسیاری از باکتری ها وقتی وارد بدن یا جریان خون شوند اثری غیر قابل انکار خواهند گذاشت.

عفونت های ویروسی یا باکتریایی در حال حاضر بیشترین علل مریضی در انسان ها هستند. سرما خوردگی، آنفلوآنزا، سرخک، اوریون، مالاریا، ایدز و … همگی اثر مخرب این موجودات ریز هستند. وظیفه اصلی سیستم ایمنی شما، محافظت بدن در برابر عفونت ها است و سه راه کلی برای انجام وظیفه وجود دارد:

  1. ایجاد یک سد در برابر ورود باکتری و ویروس به داخل بدن
  2. اگر باکتری یا ویروس وارد بدن شد، سیستم ایمنی سعی در شناسایی و از بین بردن آن، پیش از پیدا کردن سلول میزبان و تکثیرش می کند.
  3. اگر باکتری یا ویروس، سلول میزبان خود را پیدا و تکثیرش را آغاز کرد، سیستم ایمنی راه حل سوم یا مبارزه مستقیم را انتخاب خواهد کرد.

 اعضای سیستم ایمنی

Screen Shot 2014-01-02 at 5.50.58 AM

یکی از نکات جالبی که در مورد بدن شما وجود دارد این است که سیستم ایمنی در تمام طول زندگی تان مشغول به فعالیت بوده اما شما هیچ ایده ای نداشتید که چه اعضایی از بدن تان در این مسئله دخیل بوده اند و خیلی از بخش های تشکیل دهنده شما اصلا چه هستند و به چه کاری می آیند.

برای مثال، قطعا شما می دانید که زیر قفسه سینه شما، عضوی وجود دارد به نام «قلب». کسی نیست که به این مسئله واقف نباشد. مغز، کلیه، شش، ریه، روده و معده را هم می شناسید. اما تا به حال در مورد «تیموس» شنیده اید؟

تیموس، همان نزدیکی و در سمت راست قلب، حجم اندکی را اشغال کرده. یک عضو ناشناخته که نقشی موثر در زنده بودن انسان ایفا می کند. با این حال، بسیاری از ارگان ها و اعضای مختلف سیستم ایمنی ناشناخته اند. بگذارید تعدادی از آن ها را موردی نام ببریم و سپس با جزئیات بیشتری در موردشان صحبت کنیم.

  • تیموس
  • طحال
  • سیستم لنفاوی
  • مغز استخوان
  • گلبول های سفید خون
  • آنتی بادی ها
  • سیستم کمپلمان
  • هورمون ها
  • پوست

Solutions-for-Dry-hand-Skin

بله، پوست. اولین، در دسترس ترین و واضح ترین سد دفاعی بدن در برابر میکروب ها همین چند لایه پوستی است که سطح بدن ما را پوشانده است. پوست دقیقا مثل ظرف یا لایه های پلاستیکی که دور غذا می پیچیم عمل می کند. کافی است پوشش پلاستیکی دور سوسیس را بردارید تا ببینید با چه سرعتی رنگ عوض می کند و تخریب می شود. دنیایی که در آن زندگی می کنیم وحشتناک تر از چیزی است که تصورش را می کنید.

پوست در برابر باکتری و ویروس بسیار مقاوم و مقتدر است. بخش بیرونی پوست شامل سلول های ویژه ای است که لانگرهانس نام دارند و نقشی اساسی در اعلام اخطارهای اولیه بازی می کنند. روی پوست، همچنین ماده های ضد باکتریایی وجود دارد که همین مسئله سبب می شود صبح روز آینده وقتی از خواب بیدار می شوید، کلنی باکتری ها روی دست تان رشد نکرده باشند. اغلب باکتری ها و اسپورهایی که با پوست تماس برقرار می کنند سریعا از بین می روند.

بینی، دهان، گوش و چشم ها هم با توجه به اینکه حفره هایی روی صورت محسوب می شوند، مکان مناسبی برای ورود باکتری و ویروس به درون بدن هستند. اشک و مخاط بینی حاوی آنزیم هایی هستند که دیواره سلولی بسیاری از باکتری ها را نابود می سازند. آب دهان هم ماده ای ضد باکتریایی محسوب می شود و مهاجمین در دروازه ورودی با آن درگیر می شوند. حرفه های شش، لوله های تنفسی، بینی، گوش، دهان و … همه توسط موادی احاطه شده اند که ورود باکتری ها را بسیار دشوار ساخته است.

اگر مهاجم به قدر کافی جسور باشد و از آن ها گذر کند، یعنی از اولین مرحله و دیوارهای دفاعی با موفقیت رد شده و حالا نوبت به درگیری مستقیم با سربازها رسیده است.

0

 ۴ نمونه از نشانه های مدیران ناشایست

هر کسی ممکن است در زندگی حرفه ای خود با مدیری نامناسب مواجه شده باشد. از مدیرانی که مدام در حال مدیریت ذره بینی هستند گرفته تا صاحبان بدخلق و دمدمی مزاج کسب و کارها. نمونه های موجود از رهبری نامناسب در محل کار کم نیست. یک مدیر بد می تواند آنقدر برای یک کسب و کار مضر باشد که بر ماندگاری کارکنان در شرکت اثر بگذارد. در گزارش ۲۰۱۵ گالوپ درباره ی مدیران امریکایی آمده است یک نفر از هر دو نیروی کار حرفه ای در این کشور در برهه ای از زمان با هدف «دوری کردن» از مدیر خود، کارش را ترک کرده است.

در پی این مسئله، این سؤال به ذهن متبادر می شود که آیا مدیران بد اساساً متوجه رفتار های اشتباه خود می شوند یا نه؟ شناسایی رفتار های بیزار کننده ی رهبری در دیگران کار سختی نیست، اما تحلیل اشتباهات شخصی در خودمان می تواند دشوار باشد. در ادامه، ۴ رفتار یک مدیر ناشایست و راه های جایگزین کردن این رفتار ها را خواهید خواند، با این امید که بتوانید آنها را در خود شناسایی کنید و در صدد رفع آنها بر بیایید.

۱- گوش نکردن به کارمندان

کارمندی را فرض بگیرید که مدتی است به فکر بالا بردن ترافیک وبسایت شرکت بوده است. او به دفتر رئیسش می رود و ایده های خود را با او در میان می گذارد. رئیس او حتی بدون آنکه سرش را از روی رایانه اش برگرداند می گوید: «به این موضوع فکر می کنم». کارمند مذکور مأیوس و اندوهگین به میز خود باز می گردد، و دیگر هیچ وقت درباره ی ایده هایی که مطرح کرده بود صحبتی نمی شود.

پژوهش SHRM 2015 با بررسی بیش از ۶۰۰ کارمند نشان داد چنین موقعیتی پیش می آید. با اینکه سرپرست مستقیمی که به ایده های کارمندان خود احترام بگذارد جزو ۱۰ عامل برتر رضایت شغلی ارائه شده از طرف کارمندان قرار داشت، تنها ۳۷ درصد از آنها اذعان داشته اند از استقبالی که از ایده هایشان می شود «بسیار خشنود» بوده اند و تنها ۲۳ درصد از آنها اعتقاد داشتند ارتباطاتشان با مدیر ارشد خود «بسیار رضایت بخش» بوده است. مدیران به جای آنکه خیلی ساده ایده های کارمندان خود را رد کنند، باید برای شنیدن و گفتگو درباره ی پیشنهادات آنها وقت کافی اختصاص دهند. کارمندان شایستگی این را دارند که فرصتی برای ارائه ی ایده های خود در اختیار داشته باشند و بتوانند توضیح دهند چگونه می توانند به بهتر شدن شرکت خود کمک کنند. حتی اگر رئیسی تصمیم گرفت ایده ای را به اجرا نگذارد، حداقل کارمندانش باید احساس کنند نظراتشان شنیده و به آنها احترام گذاشته می شود.

۲- برگرداندن انگشت اتهام به سمت دیگران

پژوهش BambooHR 2014 با بررسی بیش از ۱۰۰۰ کارمند امریکایی نشان داد یک نفر از هر ۵ نفر کارمند شرکت کننده در پژوهش، به دلیل داشتن رئیسی که وقتی کارها طبق برنامه ریزی پیش نمی رفته دیگران را در مظن اتهام قرار می داده کار خود را ترک کرده است.

درسی که می توان از این آمار گرفت این است که وقتی رهبران مسئولیت اشتباهات خود را بر عهده نمی گیرند، مسئولیت پذیری را از فرهنگ سازمان خود حذف می کنند. آنها باید به جای تلف کردن وقت و پیدا کردن کسی برای نشانه رفتن انگشت اتهام به سمت او، قدم پیش بگذارند و راهی برای بهبود اوضاع پیدا کنند.

رهبرانی که وقتی ایده ی بدی می دهند مسئولیت اشتباه خود را به گردن دیگران می اندازند، معمولاً به همین سرعت اعتبار ایده های خوب دیگران را نیز تصاحب می کنند. این کار نیز به همان اندازه اشتباه است. در پژوهشی که در سال ۲۰۱۵ روی ۹۹۹ کارمند انجام شده، ۴۷ درصد از آنها تصاحب اعتبار ایده های یک نفر دیگر را شیوه ای غیر مؤثر برای مدیریت دانسته اند.

تلاش در جهت کسب اعتبار کاری که در واقع محصول زحمات کس دیگری است، این پیام را به کارمندان منتقل می کند که رهبرشان برای زحمات یا زندگی حرفه ای دیگران هیچ ارزشی قائل نیست. بنابراین، رهبران باید قدر زحمات کارکنان خوب خود را بدانند و آن را به رسمیت بشناسند. این باعث به وجود آمدن محیط کاری می شود که در آن کارمندان احساس می کنند قدرشان دانسته می شود و به نوبه ی خود برای موفقیت های دیگران نیز اهمیت قائل می شوند.

۳- تنها گذاشتن کارمندان در شرایط دشوار

یک رهبر قدرتمند باید به کارمندان خود اعتماد داشته باشد و به آنها این آزادی را بدهد که کاری که فکر می کنند بهترین کار ممکن است را انجام دهند. اما میان اختیار دادن به کارمندان و تنها گذاشتن آنها در شرایط دشوار تفاوت هست.

در گزارش گالوپ، تنها ۱۳ درصد از کارمندان شرکت کننده در پژوهش «قویاً اعتقاد داشتند» رئيسشان در هدف گذاری به آنها کمک کرده است، و ۶۹ درصد از کارمندان مذکور اعتقاد داشته اند در امور شرکت مشارکت زیادی داشته اند.

برای اینکه یک رئیس رهبر خوبی باشد باید چیزی بیش از دستورالعمل در اختیار کارمندان خود قرار دهد؛ راهنمایی و حمایت از کارمندان نیز برای این کار لازم است. آگاهی داشتن از نیازهای تیم و برخورداری از توانایی برطرف کردن به موقع آنها بخشی اساسی از رهبری محیط کار محسوب می شود.

به لطف فناوری های جدید، ارتباط برقرار کردن و مدیریت کارمندان برای مدیران فعلی از هر زمان دیگری آسانتر شده است. برای مثال پلتفرم هایی نظیر پیپل اسپارک به رهبران اجازه می دهند پیشرفت هر یک از کارمندان خود را زیر نظر داشته باشند، در این باره به آنها بازخور بدهند و عملکرد وی را دنبال کنند.

۴- تمرکز روی نکات منفی

badboss-pano_21758

رهبران شاید احساس کنند هنگام اظهار نظر درباره ی عملکرد کارکنانشان، به جای حوزه هایی که کارکنانشان در آنها عملکرد خوبی از خود نشان داده اند، تنها باید روی چیزهایی تمرکز کنند که فکر می کنند باید بهبود داده شوند. اما این منفی نگری می تواند در عمل به کاهش مشارکت کارکنان بیانجامد.

پژوهش گالوپ نشان داد ۶۷ درصد از کارکنان بررسی شده که «قویاً اعتقاد داشتند» مدیرشان روی نقاط قوتشان متمرکز بوده است، مشارکت بالایی نیز داشته اند. اما از میان کارمندانی که رئیسشان تنها روی نقاط ضعفشان تمرکز داشته تنها ۳۱ درصد از خود مشارکت قابل قبولی نشان داده اند.

قدردانی مداوم و منظم از مشارکت مثبت کارکنان، به آنها نشان می دهد که شما از اهمیت آنها به عنوان بخشی از تیم آگاه هستید. حتی اگر کارمندی در انجام کار خود با دشواری روبروست، باید اطمینان حاصل کرد بازخور مثبت در کنار راهنمایی های سازنده به او داده می شود تا انگیزه ی لازم برای پیشرفت و رسیدن به حداکثر توانایی در فرد مورد نظر به وجود بیاید.

 

0


۱۰ علامت هشدار دهنده ای که به شما برای پذیرفتن یک پیشنهاد کاری اخطار می دهند

همه ی ما ممکن است زمانی مجبور شویم به دنبال کار تازه ای بگردیم. در حقیقت اگر جوان هستید محققان اعتقاد دارند در طول زندگی حرفه ای خود ممکن است ۱۵ تا ۲۰ شغل مختلف را تجربه کنید.

فارغ از اینکه دهه چندی محسوب می شوید، علائم هشدار دهنده ی خاصی وجود دارند که باید پیش از پذیرفتن پیشنهاد یک شغل تازه شما را وادار کنند مجدداً پاسخ مثبت خود را مورد بررسی قرار دهید. ۱۰ نمونه از این علائم هشدار دهنده را می توانید در ادامه ی این مطلب از نظر بگذرانید.

۱- کسب و کار مورد نظر تازه نباشد اما همه ی کارکنان آن تازه باشند

نرخ بالای جدایی کارکنان از یک کسب و کار همیشه یک علامت هشدار دهنده محسوب می شود. مگر شرایط کاری یک شرکت تا چه اندازه می تواند بد باشد که نتواند کارکنان خوب خود را حفظ کند؟

۲- مصاحبه کننده در اولین برخورد با شما از کارکنان فعلی اش گله گذاری کند

اگر رئیس آینده ی شما پیش شمایی که هنوز به شرکتش نپیوسته اید پشت سر کارکنان فعلی اش بدگویی کند، فکر می کنید پشت سر شما چه چیزهایی ممکن است بگوید؟

۳- استفاده از کلمات دهان پر کن بی ربط و جملات گنگ و نامفهوم هیچ وقت نشانه ی خوبی محسوب نمی شود

این نوع ادبیات نشان دهنده ی این است که شرکت مذکور دقیقاً نمی داند چطور می خواهد از شما به شکلی مؤثر در موقعیت شغلی پیشنهادی استفاده کند.

۴- مبالغه در مورد شغل مورد نظر با هدف تهییج متقاضیان

این کار معمولاً به آن معنی است که ویژگی های بیان شده در مورد شغل مورد نظر آنقدر رؤیایی هستند که نمی توانند حقیقت داشته باشند، به ویژه اگر تعریف آن نیز نامفهوم باشد و کسی از شما در مورد تجربه ی کار در این زمینه سؤالی نپرسد.

۵- موقعیت شغلی مذکور مکرراً آگهی شود

اگر دیدید موقعیت شغلی به خصوصی بارها و بارها در رسانه ها آگهی می شود، تقریباً می توان مطمئن بود این موضوع علت خاصی دارد؛ علتی که به احتمال زیاد نمی تواند مثبت باشد.

۶- هیچ مسیر مشخصی برای پیشرفت و ارتقا در تعریف شغل مورد نظر بیان نشده باشد

اگر برای ارتقای سازمانی شما در یک موقعیت شغلی هیچ مسیری مشخص نشده باشد، ممکن است گرفتار یک بن بست شغلی شوید. قطعاً حق شما بیشتر از اینهاست.

۷- نظر کارکنان فعلی شرکت درباره ی کار در آنجا مثبت نباشد

از کارکنان آن شرکت درباره ی مزایا و معایب کار کردن در آنجا سؤال کنید. اگر بهترین چیزی که می شنوید به نظرتان بد آمد و بدترین چیزی که می شنوید از آن نیز بدتر بود، تا فرصت را از دست نداده اید از آنجا دور شوید.

۸- کارفرمای آینده تان از شما درخواست پول کند

باور کنید یا نه، برخی از کارفرما ها برای بررسی سابقه و آموزش، از شما طلب پول می کنند. به چنین درخواست هایی پاسخ منفی بدهید و به دنبال جای دیگری برای کار کردن باشید.

۹- به نظر نمی رسد کارمندان از رئیس خود خوششان بیاید

اگر حس کردید کارمندان شرکت دوست ندارند در حضور رئیسشان آفتابی شوند، باید این را نشانه ای بدانید بر اینکه رئیس آنها از رهبری شایسته بویی نبرده است. احتمالاً شما هم دوست ندارید برای چنین فردی کار کنید.

۱۰- زبان بدن کارکنان حاکی از نارضایتی شان باشد

هنگام رد شدن از فضا های عمومی شرکت به کارکنان نگاه کنید و زبان بدن آنها را زیر نظر داشته باشید. اگر حس کردید زبان بدن آنها حاکی از عدم رضایتشان از حضور در آنجاست، به این فکر کنید که اگر پیشنهاد کاری آنها را بپذیرید، آینده ی خود شما نیز ممکن است مشابه همین باشد.

 

0

 پژوهشگران دریافتند که مغز چگونه بدن را بیدار می کند

بوی خوش قهوه، عطر نان داغ و حلیم خوشمزه ای که برای صبحانه آماده شده اند، می توانند اثر بسیار خوبی در بیدار کردن شما داشته باشند اما حالا، دانشمندان اعلام کرده اند که به توضیحات علمی و دقیقی در مورد نحوه بیدار شدن بدن از طریق مغز دست یافته اند.

پژوهش های تازه ای که توسط محققین دانشگاه برن انجام شده از کشف «مکانیزمی خبر می دهد که در بیدار شدن از خواب و بیهوشی مغزی» موثر است.

دانشمندان باور دارند که یافته هایشان می تواند مسیر را برای تدوین «استراتژی های تازه برای درمان دارویی اختلالات خواب و هوشیاری از زندگی نباتی» هموار کند.

پروفسور آنتوین آدامانتیدیس و تیم تحت سرپرستی اش با توجه به همه گیری اختلالات خواب در اقصی نقاط دنیا دست به این تحقیقات زده اند و باید بگوییم که از نتایج احتمالی این پژوهش ها به شگفت آمده اند.

تیم تحت سرپرستی پروفسور آدامانتیدیس با همراهی جمع دیگری از دانشمندان موفق به کشف مدار جدیدی در مغز موش ها شدند که فعالسازی اش می تواند منجر به بیداری بی درنگ و آنی شود، در حالی که عدم فعالیت آن به عمیق تر شدن خواب می انجامد.

آنها بعد از تحریک کردن این مدار که میان نواحی هیپوتالاموس و تالاموس مغز قرار گرفته متوجه شدند که می توانند خواب سبک را از بین ببرند.

این گروه برای انجام پژوهش های خود از تکنیکی تحت عنوان اپتوژنتیک بهره گرفتند که بارها و بارها در تحقیقات عصبی مورد استفاده قرار گرفته و دریافتند که می توانند برای رفع اختلالات خواب از این مدار بهره بگیرند.

پروفسور آدامانتیدیس در این باره گفت: در حال حاضر شیوه های درمانی مورد استفاده برای بازیابی افراد از زندگی نباتی یا هوشیاری اندک بسیار محدود هستند و از همین رو میتوان این کشف را هیجان انگیز خواند.

او و هررا باور دارند که تلاش هایشان می تواند در نهایت به کشف های قابل توجهی بیانجامد و روش های درمانی دقیق تر و موثرتری به واسطه آنها ارائه گردد. علاوه بر این، تیم تحت سرپرستی این دانشمندان ممکن است عاقبت به روشی برای خارج کردن بیماران از وضعیت هوشیاری پایین بیانجامد.

با این حال، وی یادآور می شود که هنوز باید کارهای بیشتری انجام شود و با وجود آنکه گام های خوبی در این حوزه برداشته شده، رسیدن به استرارتژی های درمانی موثر بر اساس نتایج این تحقیقات همچنان مستلزم گذر زمان است.

0

مدیریت نوآوری ؛ هنر مدیریت جرقه ی خلاقیت در انبار باروت سازمان

روبرت کخ، میکروبیولوژیست آلمانی در سال ۱۹۰۵ به خاطر کشف نقش باکتری ها در بیماری های عفونی جایزه ی نوبل پزشکی را به خود اختصاص داد. پاول ارلیش، محقق برجسته و برنده ی جایزه ی نوبل، کخ را اینگونه توصیف کرده است: «او عمیقاً درگیر مشکلاتی بود که دانشمندان پیش از خودش سخت تلاش کرده بودند آنها را حل کنند ولی در این راه به موفقیتی نرسیده بودند. او با زیرکی خاص خود قادر بود پاسخ هایی بدهد که تحسین و احترام بی بدیل هم دوره ای هایش را بر می انگیخت. نبوغ و انرژی او برای شکل دهی شخصیت وی به گونه ای کاملاً استثنایی کنار یکدیگر قرار گرفته بودند و چه خوب بود که برای دنبال کردن ایده های راهگشایی که ارائه می کرد آزادی کامل داشت و کسی مزاحمش نمی شد».

همان گونه که ارلیش به خوبی می دانست، انسان های بسیار خلاقی مثل کخ، با تکیه بر همان ویژگی هایی به پیشرفت های عظیم دست پیدا می کنند که آنها را از شکوفا شدن در فضاهای صنعتی باز می دارند. آنها برای اینکه بتوانند کار خود را انجام دهند باید از هر گونه مزاحمتی به دور باشند، که این، برای سازمان هایی که نمی توانند به بهترین مغز های متفکر خود اختیار و آزادی کامل بدهند یک چالش بزرگ است. پس چنین شرکت هایی با کارکنان بسیار خلاق خود چه کار باید بکنند؟

خلق پلی میان ایده ها و ارزش تجاری

این گونه افراد با خلاقیت استثنایی خود تنها در صورتی برای شرکت ها مفید فایده واقع می شوند که بتوان میان ایده هایشان و ارزش آفرینی تجاری پلی بنا کرد. کسانی که از تفکر خلاق بهره می برند، معمولاً در کشف راه های کاملاً تازه برای رسیدن به نتایج مطلوب استعداد خوبی دارند، اما بدون حمایت مقتضی نمی توانند این ایده ها را به عمل نزدیک کنند. این گونه افراد در صورتی که درست مدیریت نشوند و ابزار های مناسب برای جهت دهی به تفکر خلاق آنها در اختیارشان قرار نگیرد می توانند منتقدان مخربی باشند که نظرات غیر متعارفی از خود بروز می دهند.

افرادی که ایده هایشان سبب پیشرفت های بزرگ می شود، معمولاً درک متعارف و یا حتی بدیهی موجود از هر چیزی را به چالش می کشند؛ آنها بر خلاف جریان فرهنگ موجود قدم بر می دارند.

به همین دلیل شرکت ها به این نتیجه می رسند که به خاطر انگشت شمار بودن چنین افرادی نمی توان برای موفقیت دراز مدت روی حضور آنها به تنهایی حساب کرد. بنابراین یکی از چالش های بزرگ مدیریت نوآوری این است که یاد بگیریم نه تنها از خلاق ترین کارمندان سازمان خود، بلکه از دیگر کارکنانمان نیز بهره مند شویم؛ کسانی که ممکن است نابغه محسوب نشوند، اما در حد خودشان از تفکر خلاق بهره مند و به اهداف شرکت متعهد هستند.

تبدیل خلاقیت به ارزش

نیاز به مدیریت این استعداد های استثنایی تنها شروع کار است. تبدیل ایده های آنان به ارزش تجاری می تواند چالشی بزرگ تر، پر هزینه تر، و مخاطره آمیز تر باشد.

درست همان زمانی که کخ و ارلیش پرچمدار علم پاتولوژی محسوب می شدند، یک دانشمند آلمانی دیگر به نام فریتز هابر در حال خلق شیوه ای برای تولید تجاری آمونیاک بود و نهایتاً در سال ۱۹۰۹ موفق به این کار شد. آمونیاک پایه ی بیش از نیمی از کودهای شیمیایی تولید شده در سطح جهان و همچنین باروت است که تا موفقیت هابر در این زمینه، تولید آن یکی از بزرگ ترین چالش های عصر خود بود.

شرکت شیمیایی بزرگ BASF آلمان حق تولید آمونیاک به شیوه ی هابر را خریداری کرد و خیلی زود متوجه شد تولید صنعتی آمونیاک از آنچه انتظارش را داشت بسیار دشوار تر است. ساخت کارخانه ای که بتواند در عمل این کار را انجام دهد نیازمند سطح دیگری از نبوغ مهندسی بود و حتی با بهره گیری از دانش شیمیدان و مهندس نابغه ی این شرکت یعنی کارل بوش، سال ها به طول انجامید.

تجربه ی BASF نشان می دهد توسعه ی راه حل های فناورانه ای با این درجه از اهمیت، از مرحله ی ایده تا محصول نهایی نیازمند تلاش زیادی است. نیازی به یادآوری نیست؛ اینکه چه وقت و چگونه باید چنین سرمایه گذاری پر خطری انجام داد خود یکی از جنبه های اصلی مدیریت نوآوری است.

در نهایت، شرکت ها باید سرمایه گذاری روی یک محصول موجود با هدف حفظ سهم بازار آن را نیز مد نظر داشته باشند و آن را با خطر وابستگی طولانی مدت به یک خط تولید قدیمی بسنجند. آنها باید تصمیم بگیرند چه میزان از منابع شرکت خود را می خواهند برای توسعه ی محصولات تازه نگه دارند و چه میزان از آن را برای بهبود محصولات فعلی خود هزینه می کنند.

این فرایند یک جنبه ی دیگر هم دارد: مدیریت نوآوری در کنار درک کامل قابلیت ها و اهداف شرکت، نیازمند حساسیت نسبت به نیازها و انگیزه های انسانی است. چگونگی ارتباط دادن این دو، اولین قدم در مسیر موفقیت خواهد بود.

0

اهمیت اعداد اول در دنیای مدرن اهمیت اعداد اول در دنیای مدرن

اعداد اول یکی از مفاهیمی است که دوران تحصیل با آن آشنا شده‌ایم. ساده‌ترین تعریف ارائه شده  اعداد اول را مجموعه‌ از اعداد می‌دانند که فقط بر یک و خود عدد بخش‌پذیر هستند. اما اعداد اول چه کاربردی دارند و چرا اهمیت این اعداد در زندگی مدرن بسیار بالا است؟ 

 تعریف اعداد اول را باید از جمله‌ مفاهیمی خواند که در مقاطع اولیه تحصیل با آن آشنا شده‌ایم، اما آیا با کاربردهای آن در زندگی روزمره و مخصوصا مدرن نیز آشنا هستیم؟ در مقاله‌ی پیش‌رو سعی می‌کنیم به بررسی این اعداد پرداخته و اهمیت آن‌ها در زندگی مدرن را مورد بررسی قرار دهیم. همانطور که گفتیم، عدد اول به مجموعه‌ای از اعداد اطلاق می‌شود که فقط بر خود و یک بخش پذیر باشند. برای مثال از جمله‌ی اعداد اول می‌توان به ۲،۳،۵،۷ اشاره کرد.

pm 1 7896f

نکته‌ی جالبی که می‌توان در مورد اعداد اول به آن اشاره کرد، امکان تقسیم تمام اعداد، به اعداد اول است. یعنی می‌توان اعداد اول را به گونه‌ای در هم ضرب کرد، تا حاصلضرب، عددی باشد که در نظر داریم. برای مثال عدد ۲۲۲ را می‌توان از ضرب سه عدد ۲ در ۳ در ۳۷ که همگی عدد اول هستند به دست آورد. این موضوع در مورد اعداد بزرگ‌تر نیز صادق است، برای مثال می‌توان عدد ۱۲۳٫۲۲۸٫۹۴۰ را با ضرب کردن اعداد ۲ در ۲ در ۲ در ۵ در ۲۳ در ۷۹ در ۳۳۹۱ به دست آورد.

این نکته‌ی بسیار جالب با عنوان قانون فاکتورگیری اعداد اول شناخته می‌شود. در واقع این قانون را باید یکی از پایه‌های اصلی ریاضیات خواند. در واقع این قانون با اصل اول عضویت در مجموعه‌ی اعداد طبیعی همخوانی دارد. به بیان بهتر عدد طبیعی را دیگر نمی‌توان با تقسیم به دو عدد دیگر تجزیه کرد. در صورتی که یک عدد را تا جایی که می‌توانیم به دو قسمت تقسیم کرده و در نهایت دیگر نتوانیم این روند را ادامه دهیم، عدد اصلی را به مجموعه‌ی اعداد طبیعی اول تقسیم کرده‌ایم.

شاید در نگاه اول این موضوع یک حقه‌ی شیرین ریاضی جلوه کند، اما حقیقتی بسیار جالب در پشت این مفهوم نهفته است. همانطور که بسیاری از ریاضیدان‌ها و متخصصان رشته‌ی کامپیوتر نیز اشاره کرده‌اند، هیچ راه بهینه‌ای برای فاکتورگیری از اعداد بزرگ برای به دست آوردن اعداد اول تشکیل دهنده وجود ندارد. برای درک بهتر این موضوع باید به این نکته اشاره کنیم که اگر از بهترین الگوریتم موجود به منظور تقسیم یک عدد ۲۰۰ رقمی یا ۵۰۰ رقمی به فاکتورهای اول آن استفاده کنیم، بهترین سوپرکامپیوتر موجود نیز به زمان بسیار بسیار زیادی برای اتمام کار خود نیاز خواهد داشت. حال فرض کنید اعدادی بزرگ‌تر از این ۵۰۰ رقم را در نظر داشته باشیم؛ برآوردها زمانی معادل عمر کره‌ی زمین را برای تکمیل فرآیند یافتن فاکتورهای اول این عدد تخمین می‌زنند.  البته این الگوریتم برای اعدادی که حداکثر از ۷ یا ۸ رقم تشکیل شده‌اند، به خوبی پاسخگو است.

pm 2 ac589

پس به زبان ساده، محدودیتی برای پیدا کردن فاکتورهای اول یک عدد وجود دارد و این موضوع برای امنیت در رایانه‌های مدرن بسیار حیاتی و ضروری است. هر عملیاتی که رایانه‌ها بتوانند به راحتی انجام داده و عملیات معکوس آن غیرممکن باشد یا چالش بزرگی را پیش روی رایانه‌ها قرار دهد، موضوعی است که متخصصان امنیت در رایانه‌ها از آن استقبال می‌کنند. الگوریتم‌های رمزنگاری مدرن به بهترین شکل ممکن از این موضوع بهره‌برداری می‌کنند. امکان ضرب دو عدد اول بزرگ در یکدیگر برای به دست آوردن یک عدد بسیار بزرگ، در حالی که نمی‌توان دو عدد اول تشکیل دهنده را به روش معکوس پیدا کرد، مفهومی است که در حوزه‌ی امنیت کاربرد بسیار زیادی دارد.

نبود راهی بهینه برای یافتن فاکتورهای اول یک عدد بزرگ، بنیان رمزنگاری در کامپیوترها است

موضوعی که در سطر‌های پیشین به آن اشاره کردیم، همان مفهوم رمزنگاری به روش کلید عمومی و خصوصی است. برای درک بهتر این موضوع بهتر است نگاهی به فناوری رمزگذاری غیرمتقارن کلید عمومی و خصوصی داشته باشیم. فرض کنید که شخص A می‌خواهد پیامی را به شخص B ارسال کند. شخص A با داشتن کلید خصوصی که همان اعداد اول تشکیل دهنده‌ی عدد بزرگ مورد نظر است، پیام را رمزگذاری می‌کند. دریافت کننده فقط می‌تواند با در اختیار داشتن کلید عمومی یا همان عدد بزرگ تولید شده، پیام را رمزگشایی کند. در اختیار نداشتن کلید خصوصی یا همان اعداد اول، امکان دستکاری پیام و ارسال به نفر B را از سایر افراد سلب می‌کند، چراکه پیام  دریافت شده در صورت تغییر در روند کدگذاری با اعداد اول دیگر، دیگر با کلید عمومی قابل رمزگشایی نبوده و دستکاری در فرآیند ارسال مشخص خواهد شد. به همین علت در این روش نمی‌توان تنها با در دست داشتن کلید عمومی به محتوای رمزنگاری شده دست پیدا کرد، از این‌رو نباید از بابت انتشار کلید عمومی نگرانی داشت. با در دست داشتن کلید عمومی به هیچ عنوان نمی‌توان بصورت معکوس اعداد اولی را که حاصلضرب با استفاده از آن‌ها ساخته شده، به دست آورد و پیام را تغییر داد و سپس ارسال کرد. برای باز کردن رمز باید دو عدد اول تشکیل دهنده‌ی عدد بزرگ اصلی (کلید خصوصی) را در دست داشت و تحت هیچ شرایطی قدرت رایانه‌های کنونی قادر نیست به روش معکوس اعداد تشکیل دهنده را تشخیص دهد.

یکی از الکوریتم‌های مطرح مورد استفاده مبتنی بر رمزنگاری نامتقارن، RSA است. این عبارت برگرفته از حرف اول سه دانشمند با نام‌های Ron Rivest، Adi Shamir و Leonard Adleman است که برای اولین بار در سال ۱۹۸۷ این روش رمزنگاری را معرفی کردند. شاید مفهوم اعداد اول تعریفی فراموش شده مربوط به دوران تحصیلات ابتدایی باشد، اما باید بدانیم که روزانه در زمان وارد شدن به حساب کاربری خود در سرویس‌های اینترنتی نظیر گوگل یا سایر سرویس‌ها، از این قابلیت اعداد اول استفاده می‌کنیم.

pm 3 89388

این موضوع بدین معنی نیست که در فاکتورگیری اعداد اول پیشرفتی در سال‌های اخیر رخ نداده است. در سال ۲۰۰۹، محققان فعال در حوزه‌ی امنیت، چندین هزار کامپیوتر را از طریق شبکه به یکدیگر متصل کردند. پردازش صورت گرفته توسط این تعداد کامپیوتر برابر با قدرت پردازشی یک رایانه برای ۲٫۰۰۰ ساعت متوالی بود. این رایانه‌ها بصورت موازی برای فاکتورگیری اعداد اول مورد استفاده در استاندارد RSA-768 fi به کار گرفته شدند. در واقع وظیفه‌ی مجموعه‌ی این رایانه‌ها یافتن فاکتورهای اول عددی متشکل از ۲۳۲ رقم بود. در نهایت این رایانه‌ها موفق شدند با استفاده از قدرت پردازشی بالا، بصورت معکوس کد مورد نظر را شکسته و اعداد اول تشکیل دهنده‌ی را پیدا کنند. هرچند این فرآیند در یک گستره‌ی دانشگاهی محقق شد، اما در زمینه‌ی امنیت، این دستاورد به معنای پایانی بر استاندارد RSA-768 بود. از آن زمان متخصصان استاندارد مورد نظر برای رمزنگاری را به RSA-1024 تغییر دادند که در واقع عدد مورد استفاده در آن به بیش از ۳۰۹ رقم افزایش یافته است.

هرچند در ظاهر به نظر می‌رسد که استاندارد RSA-1024 همچنان با استفاده از رایانه‌های کنونی دست یافتنی نیست، اما انتشار شایعاتی در مورد توانایی رایانه‌های کوانتومی مورد استفاده توسط آژانس امنیت ملی آمریکا یا NSA نگرانی در میان متخصصان حوزه‌ی امنیت را افزایش داده است. براساس شنیده‌ها، این رایانه نه تنها قادرند استاندارد RSA-1024 را شکسته و پیام‌های مخابره شده را بخوانند، بلکه توانایی رمزگشایی استاندارد RSA-2048 را نیز دارند. البته باید به این موضوع اشاره کرد که هیچ شاهدی برای تایید شایعات مورد نظر وجود ندارد.

اعداد اول، مجموعه‌‌ای بسیار جالب است. این مجموعه از اعداد را باید بنیانی مهم در ساختار تمام اعدادی بدانیم که وجود دارند. در واقع اعداد اول کلیدی برای درک جهان هستی هستند.

بسیاری از ریاضیدانان به اعداد و تئوری‌های محدود شده در این حوزه نه به عنوان کلیدی برای کشف و ایجاد فناوری‌های جدید، بلکه به عنوان راهی برای رمزگشایی از حقایق جهان هستی نگاه می‌کنند.

 

منبعextremetech

0

feedback

همه ما این جمله را از فیزیک به یاد داریم که: هر عملی عکس‌العملی دارد. بازخورد (فیدبک) در ارتباط‌ها به معنی پیامی است که آگاهانه یا ناآگاهانه به پیام فرستنده داده می‌شود. این پیام می‌تواند ارزش بالایی داشته باشد زیرا امکان ارزیابی وضعیت ارتباطی ما با دیگران را فراهم می‌کند.

900px-Be-Receptive-to-Feedback-Step-1توجه به بازخورد در روابط، یکی از راه‌های سنجش و اندازه‌گیری سودمندی هر رابطه است.

در بعضی مواقع با توجه به نظر و انتقادهایی که از ما می‌شود، می‌توانیم از تکرار یک اشتباه جلوگیری کنیم و مسیر بهتری را انتخاب کنیم. واکنش دیگران به رفتارهای ما در محیط کار، خانه، یا در هرلحظه از زندگی ما ممکن است دید ما را به حقایقی روشن کند که از آن غافل بوده‌ایم.

داشتن نگرش خوب و حفظ عزت‌نفس را به یاد داشته باشید. شاید همیشه تمامی انتقادها و پیشنهاد‌هایی که دریافت می‌کنید درست نباشد. ولی به این معنی است که به هر پیشنهاد یا انتقاد فکر نکنیم.

ممکن است گوینده دیدگاه متفاوتی با ما داشته باشد و توصیه او برایمان مفید باشد. به یاد داشته باشید انتقاد یا پیشنهادی که مطرح می‌شود به شخص ما نیست بلکه واکنش به رفتار یا موضوع خاصی است. ارزشمند بودن خود را فراموش نکنید و به دید پیشنهاد به یک رفتار به آن‌ها فکر کنید.

 

900px-Be-Receptive-to-Feedback-Step-2

به این توجه کنید که چه کسی و کجا به شما بازخورد می‌دهد. متأسفانه بیشتر افراد، به دیگران بازخورد مثبت نمی‌دهند. به همین دلیل به فرد مقابل و شرایط او توجه داشته باشید.

فرض کنید می‌خواهید با بهترین دوستتان درباره ورزش و داشتن رژیم غذایی صحبت کنید. شاید ورزش کردن و پرهیز از برخی غذاها چیز خوبی باشد اما بیان آن‌وقتی که دوستتان عصبانی است فکر خوبی نیست. وقتی افراد عصبانی هستند یا روز خوبی را سپری نکرده باشند، ممکن است واکنش مناسبی نداشته باشند.

 

 

 

900px-Be-Receptive-to-Feedback-Step-3

دید باز داشته باشید. گام اول این را می‌گوید. دیگران به چیزهایی توجه دارند که شاید شما ندیده باشد به همین دلیل قصد دارند توجه بیشتری به فعالیت‌های شما داشته باشند.

900px-Be-Receptive-to-Feedback-Step-4

آغازکننده گفتگو باشید. بهترین روش برای گرفتن پاسخ و دریافت نظرات دیگران سؤال پرسیدن است. باید آگاه باشیم که ممکن است نظر دیگران خلاف میل ما باشد و نباید حال ما را به هم بریزد. بهتر است برای بازخورد مناسب بر روی یک موضوع متمرکز شویم و کلی‌گویی نکنیم. در واکنش به دیگران مراقب باشید که فرد مقابل احساس نکند موردحمله قرارگرفته است. در بعضی شرایط واکنش نشان ندادن بهتر از یک واکنش اشتباه است.

900px-Be-Receptive-to-Feedback-Step-5

اطلاعات را پردازش کنید. این شما هستید که باید درباره نظرات و بازخوردها تصمیم بگیرید. همانطورکه شما تصمیم می‌گیرید که از آن‌ها استفاده کنید یا آن را فراموش کنید، وظیفه پردازش اطلاعات هم به عهده شماست. آیا واقعاً لازم است در این شرایط اعمال شوند؟

900px-Be-Receptive-to-Feedback-Step-6

از بازخورد به نفع خود استفاده کنید. یادتان باشد که بازخورد راهی است برای پیشرفت و پیشرفت همان چیزی است که می‌خواهیم.

چند نکته:

  • از واکنش افراد رک و صریح غافل نشوید. اگرچه رک‌گویی همیشه مناسب نیست اما افرادی هستند که صادقانه برخورد می‌کنند. این افراد همیشه اطلاعات مفیدی به دیگران می‌دهند که بسیار ارزشمند است. در بازخورد گیری از این افراد دقت بیشتری به خرج دهید.
  • با طعنه و کنایه صحبت کردن برای برخی افراد یک عادت رفتاری است. این افراد از هنر بازخورد دادن مناسب بهره‌ای نبرده‌اند اما ممکن است از همین حرف‌های غیردوستانه هم بتوان نکات مفیدی پیدا کرد. گاهی این بازخورد نامناسب به علت کارهایی است که در گذشته انجام داده‌اید.
  • اگر می‌خواهید چیز بیشتری بیاموزید، همیشه به دنبال تعریف و تمجید از دیگران و شنیدن تعریف و تمجید نباشید.
  • از پیام های غیرکلامی مانند درهم رفتن ابروها و … غافل نشوید. گاهی اوقات توجه به این موارد پیام های زیادی به همراه دارد.
  • احساسات خود را بروز دهید. اگر رفتار دیگران احساس منفی در وجودتان به وجود آورد از انباشته شدن آن جلوگیری کنید. با رعایت اصول مناسب آن‌ها را بیان کنید.
  • در باخورد دادن به دیگران، رفتارهای مثبت فرد را بیان کنید و او را تشویق کنید تا بدانند رفتارهای مثبت آن‌ها را دیده‌اید.
  • همیشه بیان یک مسئله منفی را بعد از تعریف از رفتارهای مثبت یک فرد قرار دهید. ظرافت و مهارت شما در بیان یک مسئله منفی در تاثیر کلام شما بسیار موثر است.
  • فراموش نکنید که بازخورد شما به رفتار فرد باشد. در بازخورد دادن خیلی مهم است که واکنش ما به شخصیت فرد نباشد. بین اینکه بگویید “تو آدم بدقولی هستی” و “دوست دارم به زمان قرارها بیشتر توجه کنی” تفاوت زیادی وجود دارد.
  • رفتار همدلانه را جایگزین همدردی کنید. اگر با فردی مشکل‌دارید یا با نظر او مخالفید، بهتر است از هنر همدلی را در واکنش خود استفاده نمایید. خودمان را جای فرد مقابل بگذاریم و احساس او را درک کنیم و بازخوردی داشته باشیم که نشان دهد هیجان و علت به وجود آمدن آن هیجان را درک کرده‌ایم. در این مواقع فکر کنید که اگر شما در آن وضعیت بودید دوست داشتید چه واکنشی دریافت کنید.
  • در واکنش به رفتار افراد از ادب و احترام فاصله نگیرید و با حفظ حرمت دیگران به رفتارشان واکنش نشان دهید.

0

 افراد موفق

افراد ساعت‌های متمادی از روز را صرف تماشای شبکه‌های مجازی و وب‌گردی می‌کنند که بیشتر جنبه‌ی سرگرمی دارد. در این میان هیچ زمانی هرچند کوتاه، صرف مطالعه و پژوهش نمی‌شود. لذا به مرور این حس به افراد دست می‌دهد که دچار رکود و یکنواختی شده و اثری از شادابی و خلاقیت در آنها وجود ندارد. در ادامه با شش راهکار سازنده از جیمز آلتوکر آشنا می‌شویم که به ما برای بهره وری روزافزون کمک می‌کند.

 جیمز آلتوکر می‌گوید:

می‌توانم بگویم حدود شش سال پیش من ۱۰۰ درصد دچار رکود شده‌ بودم. هر کاری که انجام می‌دادم، برای پول یا رفاه بود. بنابراین تصمیم گرفتم در مقاله‌ای، شش مورد را بنویسم که هر روز انجام می‌دهم؛ مواردی که به بهره‌وری من کمک می‌کنند.
فکر می‌کنم این موارد به کار شما هم می‌آیند، شاید هم نه. این کارها برای من بسیار سازنده هستند، گرچه لازم است همیشه آن‌ها را بهبود دهم. در این مقاله نکاتی را با شما در میان می‌گذارم که در زندگی من تغییر ایجاد کردند و باعث شکوفایی خلاقیت و بهره‌وری در من شدند.

مطالعه کردن

مطالعه شاید سازنده‌ترین کاری باشد که شما می‌توانید انجام دهید. این اتفاق را در نظر بگیرید: اگر من در سن ۱۰۰ سالگی فوت کنم، فقط یک زندگی ۱۰۰ ساله داشته‌ام. ولی وقتی من طی چند روز کتابی را می‌خوانم، تمام زندگی و تجارب کسی که تحسین می‌کرده‌ام و مورد احترامم بوده، جذب کرده‌ام. هر کتابی که می‌خوانم، سرمشق و هدایت‌گر من است. چند تا سرمشق دارم؟ هزاران.

خوابیدن
قبلا افرادی که می‌گفتند: «من فقط به ۳ ساعت استراحت نیاز دارم»، را تحسین می‌کردم. ولی بعد فهمیدم که اکثر این افراد در مرز بیماری روانی هستند. در مورد افرادی که این حرف را می‌زنند، کمی فکر کنید. صادق باشید. شاید یک کمی ... باشند؟ (جای خالی را خودتان پر کنید). چرا خوابیدن سازنده است؟ بسیاری از مطالعات نشان می‌دهد افرادی که بیشتر می‌خوابند، کم‌تر مریض می‌شوند، اراده‌ی قوی‌تری دارند، خطر ابتلا به سرطان کم‌تری دارند و... .

ولی مورد دیگری هم هست. دن اریلی می‌گوید: بالاترین عملکرد مغز، ۲ تا ۴ ساعت بعد از بیدار شدن است. بدینمعنی که اگر ساعت ۵ صبح از خواب بیدار شوید، از ۷ تا ۹ صبح، مغز شما ۱۰۰ برابر فعال‌تر از شب هنگام است که احساس خستگی می‌کنید. پس من این کار را می‌کنم؛ ساعت ۵ از خواب بیدار می‌شوم. تا ساعت ۷ صبح مطالعه می‌کنم (یا قدم می‌زنم) و سپس شروع به نوشتن می‌کنم. نوشتن فعالیتی است که از همه چیز بیشتر دوست دارم. وقتی می‌نویسم، احساس می‌کنم کودک درونم بیدار می‌شود. بنابراین می‌خواهم مغز من بالاترین عملکرد خود را داشته باشد. پس از ۷ تا ۹ صبح می‌نویسم. بعد از آن ترفندی را به کار می‌گیرم. خیلی از روزها (اگر بتوانم) حدود ساعت ۱ یا ۲ ظهر، یک تا دو ساعت چرت می‌زنم. بدین شکل می‌دانم که دو ساعت بعد مغز من دوباره به اوج فعالیت خود می‌رسد. شاید نه به اندازه‌ی قبل. ولی همان مقدار کافی است. بنابراین دوباره می‌نویسم. به خاطر همین در ساعت ۳:۳۰ (هر پنجشنبه) در توییتر پست می‌گذارم. چون می‌دانم در این ساعت مغز من به خوبی شارژ‌ شده است. من می‌دانم هنگامی که مغز و بدنم بیشترین انرژی خود را دارد، اگر فعالیتی انجام دهم، بالاترین بهره را خواهد داشت،‌ بیشترین موقعیت‌ها را برایم خلق خواهد کرد و صلاحیت‌ها و استقلال من را بهبود خواهد بخشید.

غذا خوردن در خانه
من دوست ندارم بیرون غذا بخورم. این کار وقت‌گیر است و باید منتظر صورتحساب بمانید. همیشه هم وقتی بیرون غذا می‌خورم، نفخ می‌کنم و از سالادهای رستوران‌ها متنفرم. بنابراین من و همسرم غذاهای ساده درست می‌کنیم و غذاخوردن ما حدود ۱۰ دقیقه بیشتر طول نمی‌کشد و در روز دو وعده بیشتر غذا نمی‌خوریم. بنابراین وقتی بیرون غذا نمی‌خورم یا غذاهای چرب را کنار می‌گذارم که باعث نفخ شده و از بهره‌وری من می‌کاهد، در نتیجه حدود یک یا دو ساعت در وقت صرفه‌جویی کرده‌ام.

دورریختن برخی چیزها
چندماه پیش،‌ من و همسرم تقریبا تمام چیزهایی که داشتیم را دور انداختیم. واقعا چه چیز را نیاز داریم؟‌ من دوست دارم که با کیندل مطالعه کنم، پس از این طریق کاغذهای بسیاری از خانه‌ی من حذف می‌شود. چقدر لباس نیاز دارم؟ من عادت داشتم لباس‌هایی که اصلا نمی‌پوشیدم را نگه دارم که کاری بس بیفایده است. خانه‌مان کاملا خالی شده بود. خیلی خوب بود. احساس می‌کردم که انگار هوایی تازه وارد مغز من شده است. انیشتین به کنایه می‌گوید «اگر یک میز شلوغ به معنی یک مغز شلوغ است، پس میز خالی به چه معنا است؟». آلبرت، من با این موضوع مشکلی ندارم! من مشکلی با داشتن مغز خالی ندارم. این کار فضایی برای من ایجاد خواهد کرد تا چیزهایی جدید برای لذت بردن و ارتباط‌هایی نو در خاطرات من شکل گیرد. در واقع در این صورت چیزهای کمتری برای وسواس داشتن به آن‌ها وجود دارد. پاکسازی بیرون و درون، استرس را کاهش می‌دهد. من هر روز سعی می‌کنم یک سری چیزها را دور بریزم. این کار حس خوبی به من میدهد. به‌علاوه احساس می‌کنم که به چیزهای کمتری نیاز دارم. دورانداختن به مغز من می‌گوید: «تو دیگر به آن نیاز نداری»، بنابراین بسیاری از نیازهای مغز من به طور ناخودآگاه از بین می‌رود.

اخبار، نه
شخصی چند هفته پیش از من خواست که در مورد «وضعیت یونان» نظر بدهم. یونان هنوز یک کشور است؟ باید در مورد آن تحقیق می‌کردم. احساس می‌کنم این افراد طوری پیگیر اخبار هستند که انگار باید دین چندین ساله‌ی خود را ادا کنند.

واقعا چرا؟ این قضیه موقعیتی برای افراد تلویزیون فراهم می‌کند که بتوانند در مورد آن بحث کنند و پول به جیب بزنند. من برای آن‌ها خوشحال هستم. زمانی بشر این دغدغه را داشت که مراقب حمله‌ی شیر باشد و دیگر وقتی نداشت تا به درختان سیب هم توجهی کند.(مردم طوری برنامه‌ریزی شده‌اند که خیلی سریع‌تر متوجه شیرها می‌شوند تا این که متوجه درختان سیب شوند). به همین خاطر است که ما همچنان زنده‌ایم. از آن جایی که دیگر هیچ شیری ما را در خیابان دنبال نمی‌کند، خبرها تلاش می‌کنند که راه دیگری پیدا کنند تا واکنش طبیعی ما را تحریک کنند و دغدغه‌هایی را در ذهن ما ایجاد کنند.

من برای این که صلاحیت‌های خود، روابطم با دیگران و یا استقلال خود را بهبود دهم، نیازی به این واکنش‌های طبیعی ندارم. بنابراین به این چیزها نه می‌گویم: تلویزیون، خبر، وب‌گردی، کتاب‌هایی در مورد رویدادهای اخیر و کنفرانس‌هایی پیرامون اتفاق‌های دنیا.

جلسه، نه
من هرگز در جلسه‌ای حضور نداشته‌ام که در آخر به من چک یا پول داده شود، یا برای حضور در جلسه‌ای به مسافرت نرفته‌ام. اکثر جلسه‌ها می‌توانند در دو خط ایمیل خلاصه شوند. من در جلسه‌ای شرکت می‌کنم که دوستانم در آن حضور داشته باشند. این کار سرگرم‌کننده است و روابط من را بهبود می‌بخشد. اما هرگز به جلسه‌ی دیگری نمی‌روم. اگر شما کارمند جایی هستید و مجبورید به جلسه بروید، چطور سعی می‌کنید آن را دور بزنید. یا در بخشی از آن حضور داشته باشید. یا پافشاری کنید که در جلسه‌ای حضور خواهید داشت که هیچ صندلی‌ای وجود نداشته باشد (در این صورت جلسه زودتر تمام می‌شود)، یا کاری را پیدا کنید که جلسه‌های کم‌تری داشته باشد، یا به رئیس خود با مدرک نشان دهید که شرکت‌هایی که جلسات کمتری برگزار می‌کنند پول بیشتری در‌ می‌آورند.

تلفن، نه
من معمولا با تلفن روزی یکبار صبحت می‌کنم. باز هم می‌گویم، دو خط ایمیل می‌تواند اکثر کارها را راه بیاندازد.

ایمیل
من از رویکرد نیل اشتراوس خوشم می‌آید. او در برنامه‌ی زمانی خود، روزانه یک ساعت را برای ایمیل‌ها اختصاص داده است. همسر او رمزش را دارد، پس نمی‌تواند قبل از آن ساعت مشخص وارد ایمیل خود شود. کار من با ایمیل بیش از یک ساعت طول نمی‌کشد. ایمیل‌های من اغلب مربوط به خواننده‌ها بوده و شامل سوالات کوتاه است یا مربوط به افرادی است که به پادکست خودم دعوت می‌کنم. به کس دیگری ایمیل نمی‌زنم. به هر حال، بیش‌تر از پیامک استفاده می‌کنم چون بسیار سریعتر است.

همچنین هنگامی که سوار تاکسی یا منتظر بچه‌هایم هستم، می‌توانم سوالات مردم را جواب دهم. برخیاوقات سوالات را از طریق پیامک، برخی اوقات از طریق پادکست «Ask Altucher» و بعضی موقع‌ها هم در بخش پرسش و پاسخ توییتر در روزهای پنجشنبه جواب می‌دهم. اگر کارمند جایی هستید، ممکن است مجبور باشید به سرعت به ایمیل‌ها (مثلا ایمیل رئیس) جواب دهید. ولی سعی کنید که این کار را به اواخر روز موکول کنید که کارایی مغزتان کم‌تر شده و دیگر خیلی به آن نیاز ندارید. زمانی که مغز شما بالاترین کارایی را دارد، فقط کارهایی را که بیشتر دوست دارید، انجام دهید. الان متوجه شدم که هشت راه برای خلاقیت را به شما گفتم. از آن‌ جا که قانون را شکستم (هیچ مشکلی ندارد)، نهمین مورد را هم اضافه می‌کنم.

تجارب
ما مجموعه‌ای از تجاربمان هستیم،‌ نه مادیات. تجارب تا ابد با ما می‌مانند و آن چیزی را که هستیم، می‌سازند. تجارب، به رفاه ما می‌افزایند. مادیات گم می‌شوند، دور ریخته می‌شوند یا سودمندی خود را از دست می‌دهند. تجربه‌ی خوب از لحاظ من این گونه است: جایی که دوستانم را ملاقات کنم، جایی که مطلب جدید یاد بگیرم، جایی که با یادگرفتن چیزی جدید، استقلال خود را افزایش ‌دهم. وقتی چیزی را که خلاقانه نیست، انجام می‌دهم، ضمیر ناخودآگاه به من می‌گوید: «آه، باور نمی‌کنم مجبورم...». این هم ترفند من: در صورتی که «من مجبورم...» را تبدیل کنم به «من می‌توانم...»، آن وقت قادر خواهم بود یک تجربه را به چیزی سازنده و خلاقانه تبدیل کنم. من امروز باید بچه‌هایم را برای تمرین رقص ببرم. ولی از طرفی می‌توانم رقص آن‌ها را ببینم.

0

 غذا خوردن پیش از خواب

شاید برای شما هم پیش آمده تا نصف شب از خواب بیدار شده یا در زمان مسافرت، شب هنگام که معمولا باید در خواب باشید، فکر خوردن یک خوراکی به ذهنتان خطور کرده باشد. خوردن در این زمان از شب باعث ایجاد مشکلاتی برای مغز انسان می‌شود. در این صورت چه مواردی سلامتی انسان را تهدید می‌کند؟ 

براساس مطالعات انجام شده توسط دانشمندان، خوردن در میانه‌های شب که معمولا انسان در حال خواب است، باعث می‌شود تا ریتم خواب شبانه روز به هم خورده و در نتیجه کیفیت خواب بسیار کاهش پیدا کند.

مطالعات انجام شده توسط محققان دانشگاه کالیفرنیا با آزمایش روی موش‌ محقق شده است. براساس اطلاعات ارائه شده موش‌های موجوداتی هستند که روزها به خواب می‌روند و شب هنگام به کار مشغول می‌شوند. دانشمندان موش‌های مورد آزمایش را به دو گروه تقسیم کرده و گروهی را در زمان روز در شرایطی قرار داده‌اند تا غذا بخورند. گروه دوم براساس رویه‌ی معمولی روزها خوابیده و شب‌ها بیدار بوده و غذای خود را در ساعات معمول دریافت کرده‌اند. نتیجه‌ی این آزمایش نشان داده که موش‌هایی که بصورت غیرمعمول غذا دریافت کرده‌اند، دیگر از برنامه‌ی خواب منظمی برخوردار نیستند.

همچنین باید به این موضوع نیز اشاره کرد که موش‌های مورد آزمایش در مقابل گروهی که از برنامه‌ی روتین خود پیروی می‌کنند، از نظر تست‌های حافظه‌ نیز ضعیف‌تر عمل کرده‌اند. ضمنا میزان پروتئین موسوم به CERB در بدن این موش‌ها نیز بسیار کاهش یافته است. این پروتئین کمک می‌کند تا بدن مغز و حافظه‌ی موش‌ها در امر یادگیری و اموراتی که استفاده از این ارگان را می‌طلبد، بهتر عمل کنند.

اما آیا این موضوع در مورد انسان‌ها نیز صادق است؟ هنوز نمی‌توان در این مورد به طور قطع سخن گفت؛ اما دانشمندان احتمال چنین واکنشی را از سوی انسان‌ها دور از ذهن تصور نمی‌کنند. بدن ما انسان‌ها نیز از یک چرخه‌ی ۲۴ ساعته پیروی می‌کند و هر عاملی نظیر خوردن در ساعات خواب که پتانسیل بر هم زدن این چرخه را داشته باشد، می‌تواند در عملکرد مغز و حافظه در سایر ساعت‌ها تاثیرگذار بوده و در این صورت مشکلاتی را ایجاد کند.

گزارش منتشر شده در eLIFE در این خصوص چنین می‌گوید:

ما هنوز در این مورد که آیا الگوی تغییرات در مورد انسان‌ها نیز اثر مشابهی دارد، مطمئن نیستیم؛ اما نگاهی به شغل‌هایی که کار کردن در شیفت‌های شبانه را می‌طلبند، تا حدودی این حقیقت را در مورد انسان‌ها اثبات کرده است. ساعات خوردن غذا تاثیر شگرف و مخربی در میزان خوب افراد ندارد، اما الگوی زمانی بدن انسان را به هم می ‌ریزد و از این‌رو خواب انسان در چرخه‌ی شبانه‌روزی به هم می خورد.

مشکلی که به آن اشاره کردیم را نمی‌توان تنها نتیجه‌ی خوردن وعده‌های غذایی یا میان وعده در میانه‌های شب دانست. این روزها عوض شدن ساعات وعده‌های غذایی که در اثر مسائل و مشکلات تحمیل شده توسط زندگی مدرن است، گریبان بسیاری از مردم در کشور‌های توسعه یافته را گرفته است. جابجایی وعده‌های غذایی می‌تواند به ارگان‌های بدن نیز آسیب برساند.البته برای اطمینان از این موضوع باید تحقیقات بیشتری انجام شود.

در پایان باید به این موضوع اشاره کرد که همه در مورد لزوم داشتن خواب کافی در انسان‌ها به توافق رسیده‌اند و همگان این موضوع را قبول دارند.

منبع : sciencealert

0

بر روی سیستم استخدام گوگل مطالعات فشرده ای انجام شده که بصورت کلی در روند جذب نیرو تغییراتی بوجود آورده. نمونه ای از این تغییرات کنار گذاشتن سوالات مشکل و حساب کردن معدل کل به عنوان فاکتور های اصلی استخدام است. مهم ترین قانونی که شیوه ی جدید استخدام دنبال می کند این است: هیچ گاه معیار های استخدام را بالا نبر.

در صورتیکه این کار را انجام دهید، هر فردی که استخدام می کنید بد تر از کارمند قبلی به نظر می رسد. رئیس اسبق محصولات گوگل در مصاحبه ای با دانشگاه هاروارد در این مورد بیشتر توضیح داده:

وقتی افراد تمرکز اصلی خودشان را از روی استعداد شخص بردارند با عوامل دیگری مانند ضرورت وجود نقش درگیر می شوند. در صورتیکه این طرز فکر در تیم شما جا بیفتد باید افرادی را برای استخدام انتخاب کنید که پایین تر از خط معیار های شما هستند و توانایی کافی ندارند.
با این کار جریانی منفی در محل کار به راه می اندازید. تصور کنید نفر یک در مقام استخدام، فرد دیگری به نام دو را به تیم اضافه می کند و فرد دو بعدا عضوی به نام سه را استخدام می کند چون ممکن است از سوی فرد یک مورد تهدید قرار بگیرد. پس باید گزینش صحیح را از ابتدا شروع کنید و گروهی از افراد یک داشته باشید که مرتبا یک های دیگری به گروه اضافه می کنند.
مدیر استخدام گوگل در سخنرانی اخیرش به همین موضوع اشاره کرده بود:
مهم ترین مسئله این است که برای استعداد افراد معیار سطح بالا انتخاب شود و هیچ گاه دست کم گرفته نشود یا برای شخص خاصی استثنا قائل نشود. در صورتی که با افول معیار ها کنار بیایید پس از مدتی تمام کارمندان شما را افرادی متوسط تشکیل می دهند. تصور کنید یک فرد کاردان به جمع گروه اضافه کردید و آن شخص بعدا افراد دیگری را استخدام کند که به اندازه ی خودش ماهر نیستند و به همین ترتیب به مرور زمان کیفیت کاری تیم کاهش پیدا می کند. بصورتی که پس از مدتی یک تیم از افراد متوسط دارید

به همین منظور نمودار های توزیع عملکرد طراحی شده اند. باید یک خط مشخص فرض کنید. معمولا استخدام مدیران مغرضانه انجام می شود. کارفرما می خواهد زودتر کارمندان را انتخاب کند و در گیر و دار این شتاب زدگی ممکن است افرادی استخدام شوند که در حالت عادی از استخدام آن ها خودداری می شود. مثل اعضای فامیل، برادرزاده ، دختر خاله، هم اتاقی های زمان دانشگاه و …

وقتی در یک مورد استخدام استثنا قائل می شوید بقیه ی افراد گروه با خودشان فکر می کنند: پس استخدام به این شکل انجام می شود و آن ها هم در انتخاب هایشان معیار ها را کنار می گذارند. در حالیکه مهم ترین مسئله در مورد استخدام این است که سطح ارزش ها بالا باقی بمانند.

ممکن است برای بعضی از مدیران که برای استخدام فرد خاصی مورد فشار قرار می گیرند صحبت کردن از این قوانین راحت تر از عمل کردن به آن باشد. به همین دلیل گوگل تصمیم گیری نهایی استخدام را بر عهده ی این قبیل مدیران نمی گذارد و تمام مراحل استخدام از طریق یک کمیته انجام می شود در نتیجه تمرکز اصلی روی معیار صلاحیت افراد است

0
 
۲۵ نقل قول بی نهایت الهام بخش از دنیای موفقیت و کسب و کار

جملات الهام بخش می توانند سهم بزرگی در ایجاد انگیزه در میان انسان های دیگر بازی کنند. عزم و اراده ی انسانها در طول تاریخ می تواند از قلب و روح یک انسان فراتر رود و از طریق کلمات و جملاتی که از خود به یادگار می گذارد، به قلب و روح میلیونها انسان دیگر راه یابد و سرمنشأ تغییرات بزرگی شود.

گاهی اوقات تأثیری که یک کلام نافذ روی ما می گذارد از خواندن چند کتاب هم بیشتر است. در ادامه می توانید گزیده ای از بیست و پنج جمله ی الهام بخش را از نظر بگذرانید و به معنای آنها بیشتر بیندیشید.

۱- «عقب نشینی، نه حرکتی رو به عقب، بلکه زمینه چینی برای بازگشت است»

۲- «مشتری دومین اولویت کسب و کار است، نه اولین. اولین اولویت هر کسب و کاری کارمندان آن است»

۳- «هر چیزی که بتوان فکرش را کرد و به آن باور داشت، دست یافتنی است»

۴- «اگر احساس و عشق نداشته باشید کسب و کار جای شما نیست، چون پول یک محصول جانبی است، نه هدف»

۵- «بزرگ ترین قهرمان های دومیدانی هم موفقیت خود را با برداشتن اولین قدم شروع می کنند»

۶- «بزرگ ترین دارایی هر شرکتی کارمندان آن است»

۷- «یک محصول فوق العاده نیازی به بازاریابی نخواهد داشت»

۸- «اگر چیزی را نمی پسندید، آن را تغییر دهید. اگر نمی توانید تغییرش دهید، نگرش خود نسبت به آن را عوض کنید»

۹- «فلسفه ی کسب و کاری من این است: به کارمندان و مشتریان خود گوش دهید، سکوت پیشه کنید و کاری که می گویند را انجام دهید»

۱۰- «تا وقتی دست به کار نشوید هیچ اتفاقی نخواهد افتاد»

۱۱- «فرصت به این دلیل از چشم اغلب انسانها مخفی می ماند که لباس کار به تن دارد»

۱۲- «آنچه امروز بی ربط به نظر می رسد ممکن است روزی بدیهی بشود»

۱۳- «بهترین انتقام، دست یافتن به یک موفقیت بزرگ است»

۱۴- «بهترین موفقیت، آن موفقیتی است که با دیگران قسمت شود»

۱۵- «برای اینکه رؤیاهایمان به واقعیت بدل شوند، باید بیدار ماند»

۱۶- «به گونه ای کار کنید که گویی کسی بیست و چهار ساعته در تلاش است تمام موفقیت ها را از شما برباید»

۱۷- «تا وقتی نقاط ضعف شما تبدیل به نقاط قوتتان نشده باشند، نخواهید توانست بهترینِ خود باشید»

۱۸- «خلاقیت یعنی به عظمتی که در وجودتان هست باور داشته باشید»

۱۹- «کسب و کار ها بر پایه ی روابط بنا می شوند، و روابط بر پایه ی انسانها»

۲۰- «موضع درست، موقعیت شما را تحکیم می کند و موضع غلط شما را به جستجوی بیشتر وا می دارد»

۲۱- «بهترین قراردادها آنهایی هستند که طرفین توافق برای دستیابی به آن، کمی از احساس آسودگی خود فاصله گرفته باشند»

۲۲- «همیشه هر آنچه در توان دارید انجام دهید. شاید بتوانید آنهایی که رضایتشان را جلب نکرده اید غافلگیر کنید»

۲۳- «اگر محصولتان فروش نمی رود، ایراد از محصول نیست، از شماست»

۲۴- «ناراضی ترین مشتریان شما، بزرگ ترین درس ها را به شما خواهند داد»

۲۵- «بزرگ ترین تراژدی زندگی، نه مرگ، بلکه زندگی کردن بدون هدف است»

 

0
۵ قدم برای رسیدن به رویایی که در ذهن دارید

هر شرکتی که به موفقیت می‌رسد از رویا پردازی‌های رییس آن شکل گرفته است. افراد مختلف همیشه ایده‌های متفاوتی در ذهن خودشان دارند و اگر بتوانند آن‌ها را دنبال کنند، قطعا می‌توانند به موفقیت‌های زیادی دست پیدا کنند. تمام کارآفرین‌هایی که در اطراف خود مشاهده می‌کنید، در ابتدا یک رویا و یک ایده در ذهن خودشان داشته‌اند و کم‌کم توانسته‌اند رویایی که دارند را به حقیقت تبدیل کنند.

اگر بتوانید با کارآفرین‌های مختلف صحبت کنید، آن‌ها راه حل‌های متفاوتی برای رسیدن به موفقیت و اجرایی کردن رویاهایتان به شما می‌دهند. البته بیشتر این افراد ۵ قدم برای رسیدن به موفقیت و عملی کردن رویاهای مختلف را به افراد گوناگون می‌گویند که در ادامه آن‌ها را معرفی می‌کنیم.

قدم اول

چه رویایی در ذهن دارید؟

در قدم اول باید به ایده‌ای که در ذهن دارید فکر کنید. یک فرد کارآفرین باید بدون قضاوت و حرف دیگران یک ایده‌ی خاص در ذهن خودش داشته باشد. به هر حال انسان‌ها توانسته‌اند به ماه قدم بگذارند یا اینترنت را به وجود بیاورند یا توانسته‌اند راهی برای درمان بیماری‌های مختلف پیدا کنند.

قدم دوم

سوال‌های خوب از خودتان بپرسید و آن سوال‌ها را پیش خودتان تکرار کنید

زمانی که ایده‌ی خودتان را پیدا کردید باید از خودتان سوال‌های مختلف بپرسید و این سوال‌ها را در طول هفته بارها تکرار کنید. با سوال پرسیدن می‌توانید ایده‌ی خودتان را بهتر کنید.

پنج قدم برای رسیدن به رویاها

قدم سوم

به دنبال اطلاعات بیشتر باشید

کار خودتان را شروع کنید تا به اولین مشکلی که در سر راهتان قرار می‌گیرد، برسید. در این زمان باید از کارآفرین‌های دیگر سوال کنید تا آن‌ها به شما کمک کنند.

قدم چهارم

کارهایی که لازم است را بارها تکرار کنید

زمانی که اولین مشکل را پشت‌سر گذاشتید، به مشکلات دیگر برمی‌خورید. زمانی که با مشکلات مختلف مواجه می‌شوید باید از افراد گوناگون سوال کنید و به دنبال راه حل باشید. باز هم باید از کارآفرین‌های مختلف کمک بخواهید. این کار را بارها و بارها انجام دهید تا بتوانید مشکلات را پشت‌سر بگذارید.

قدم پنجم

یک نقشه‌‌ی راه برای خودتان درست کنید

با افراد مختلف صحبت کنید تا بتوانید یک نقشه‌ی راه برای خودتان درست کنید. در نقشه‌ی راهی که به وجود می‌آورید باید تمام جزییات کار خودتان را بنویسید تا بتوانید مسیر درستی را طی کنید. شما به عنوان یک کارآفرین باید بتوانید ایده‌ی خودتان را با مدیران مختلف به اشتراک بگذارید تا آن‌ها بتوانند کاری کنند که شرکتی که تاسیس کرده‌اید، به آن چیزی که در ذهن داشتید برسد.

‌‌‌‌‌‌‌‌

منبع: Inc

 

0
اگر چیزی فکر شما را به خود مشغول می کند، ساده از کنار آن نگذرید

فرض کنیم شنبه صبح است و مکالمه ی ناموفقی که پنج شنبه ی گذشته با مشتری خود داشته اید هنوز در سرتان طنین انداز است. به تقویم خود نگاهی می اندازید و شروع به برنامه ریزی هفته ی پیش روی خود می کنید، اما باز هم به نظر می رسد نه می توانید آن مکالمه را فراموش کنید، و نه قادرید بفهمید دقیقاً چه چیزی فکرتان را به خود مشغول کرده است. تلفنتان زنگ می خورد و ایمیل های زیادی هست که باید پاسخشان را بدهید؛ این است که به سراغ کارهای عقب افتاده تان می روید.

این تناقض به شما هشدار می داد که مشکلی در کار وجود دارد، اما شما تصمیم گرفتید آن را جدی نگیرید و از آن عبور کنید. تا اینکه آخر همان هفته با خبر ناگواری مواجه می شوید که حاکی است مشتری شما تصمیم گرفته است به جای شما با یکی از رقبایتان وارد معامله شود. اگر همان شنبه صبح که این احساس غریب به سراغتان آمده بود اقدامی در این جهت انجام داده بودید، آیا می توانستید جلوی از دست رفتن رابطه ی کسب و کاری خود با مشتریتان را بگیرید؟

فکری که مدام در سرتان تکرار می شود، مسئله ای که فکرتان را به خود مشغول کرده، و یا احساس تناقضی درونی به معنای واقعی کلمه به ما اجازه می دهند پیش فرض های خودمان را زیر سؤال ببریم و احتمال های دیگر را نیز در نظر بگیریم. این تضادهای درونی همه جا ما را همراهی می کنند و اگر زمان کافی برای درس گرفتن را به آنها اختصاص دهیم، می توانند در موقعیت های پر دردسر راهنمای ما باشند.

متأسفانه وقتی تقاضاهایی که با آنها روبرو می شوید از منابعی که در دسترس دارید پیشی بگیرند، در نهایت به این نتیجه می رسید که باید به قیمت از دست رفتن باقی فرصت ها، به برخی از آنها پاسخ بدهید. هرچه سرتان شلوغ تر شود، سرعت حرکتتان نیز بیشتر خواهد شد و کمتر به این موضوع توجه خواهید کرد. هرچه کمتر توجه کنید، نشانه های بیشتری را نادیده خواهید گرفت؛ نشانه هایی که می توانند به شما کمک کنند تمرکز خود را متوجه اولویت های درست کنید و از اشتباهات احتمالی بپرهیزید.

یکی از عوارض جانبی این موضوع برای کارآفرینان، رهبران و مدیران پر مشغله ای که وارد این ورطه می شوند این است که این هشدارهای زودهنگام را نمی بینند. وقتی نتوانیم این تناقضات درونی را پی بگیریم، دو اتفاق مضر برایمان می افتد. اولین مورد هزینه ای است که این فرصت از دست رفته به دلیلی بی توجهی برای ما به بار می آورد؛ هزینه ای که می شد جلوی آن را گرفت. اندازه گیری چنین خسارتی امکانپذیر نیست، چرا که هم می تواند کاملاً بی اثر باشد، و هم می تواند همه چیز را به کلی دگرگون کند.

Worried Businesswoman in the office, sitting and thinking about problems. Looking at camera.

دومین مورد، که اتفاقاً تأثیر ملموس تری هم دارد، «پذیرش محجوبانه»ی از دست رفتن این فرصت هاست. این ایده که با همین کلمات برای اولین بار توسط دیوید کانتور، روانشناس برجسته به کار گرفته شد، درست همان معنایی را می دهد که از عنوانش بر می آید: شخص متوجه می شود چیزی اشکال دارد (تناقضی در درون فرد ظهور می کند)، اما به خاطر مجموعه ای از عوامل مختلف نظیر بی خیالی، ترس از پیش کشیدن صحبت آن و غیره، فرد به سکوت خود ادامه می دهد و اجازه می دهد شرایط موجود نتیجه را به وی تحمیل کند. خلاصه ی کلام اینکه این حالت یعنی به جای آنکه نقشی فعال در ماجرا بازی کنید، تصمیم بگیرید تماشاچی اوضاع باشید. با به فراموشی سپرده شدن این تناقض درونی، فرصت یادگیری نیز از بین می رود.

رابرت گلفورد، باب فریش و کری گرین نیز به شکلی مشابه توضیح داده اند چگونه عادات خودشکنانه ای مثل این می توانند به نمونه هایی از تداخل سازمانی تبدیل شوند که نه تنها بهره وری را از بین می برند و عملکرد کارکنان را پایین می آورند، بلکه مشارکت آنان را نیز مسموم می کنند. آنها در کتاب خود با عنوان Simple Sabotage نشان می دهند چگونه رویه های به ظاهر بی آزاری مثل این باعث به وجود آمدن احساس استیصال و ناخشنودی می شوند.

 

اما برای اجتناب از مشکلاتی اینچنینی، لازم است هنر توجه به تضادهای درونی را در خود پرورش دهید. برای این کار باید لحظه ای تأمل کنید و ببینید این تضاد چیست. سه استراتژی برای شناخت بهتر این احساس درونی در ادامه آمده اند:

۱- چیستی و چرایی

چیستی و چرایی مسائل را بدون آنکه در مورد خوب یا بد بودن آنها قضاوتی داشته باشید بررسی کنید. جرقه ی کنجکاوی ذاتاً از قضاوت دوری می کند. «چرا مهم است؟»، «چه تبعاتی در پی دارد؟». به دنبال پاسخ سؤالاتی از این دست گشتن، راه خوبی برای کشف حقیقت این تضاد در درون شماست.

۲- به دنبال درک پویاییِ نهفته ی موضوع باشید

همیشه به نسبت آنچه از بیرون دیده می شود، در درون ما خبرهای بیشتری هست. تمرکز روی مسائل ریشه ای، ارزش ها، مفاهیم و منافع بنیادین و زیربنایی موضوعات می تواند دید ما را بازتر کند. اگر شرایطِ به وجود آمده را همیشگی در نظر بگیریم، اغلب توجهمان از مشکل اصلی منحرف می شود و تضاد اصلی را نخواهیم دید.

۳- انتظار اتفاقات غیر منتظره را داشته باشید

ما وقتی با انتظار چیزی جدید و متفاوت، خودمان را به چالش می کشیم، الگوهای پیش فرض ساز را از دسترس خارج می کنیم و خود را در موقعیت شناسایی و پاسخ دهی به آنچه که موقعیت متناقض برای ما رقم می زند قرار می دهیم. خطری که جدی گرفتن این پیش فرض ها به جای تضاد موجود به وجود می آورد این است که ما را از دیدن تصویری متفاوت عاجر می کند.

با اینکه چنین تضادهایی باعث می شوند از حقایق ناخوشایندی مطلع شوید، به محض آنکه یاد بگیرید به آنها توجه نشان دهید، نگاهی که از داشتنش محروم بوده اید را باز خواهید یافت. این نگاه شاید بتواند یک رابطه، قرار داد یا پروژه را نجات دهد و آن را در مسیر درست خود نگه دارد.

0
۱۰ راهکار هوشمندانه برای تقویت حافظه

یک تحقیق میدانی نشان داده که ۳۹ درصد آمریکایی‌ها طی یک هفته‌ای که پشت سر گذاشته‌اند حداقل یک وسیله را اشتباه برداشته‌اند یا در جای عوضی قرار داده‌اند؛ به عبارتی، حواس‌پرتی داشته‌اند.

درست نیست اگر این را فقط تقصیر کهولت سن بگذاریم چون خیلی از افرادی که دچار حواس‌پرتی می‌شوند، سنی ندارند، جوان هستند و فقط به خاطر عدم تمرکز، مشغله‌های زیاد و غیره هست که خطاهایی مثل این را مرتکب می‌شوند. تحقیقات مشخص کرده که در مقایسه‌ی افرادی که بین ۱۸ تا ۳۴ ساله هستند با افراد ۵۵ ساله، آن‌ها بیش‌تر فراموش می‌کنند که امروز چه روز و تاریخی هست (۱۵ درصد در مقابل ۷ درصد)، بیش‌تر کلیدها را جا می‌گذارند (۱۴ درصد در مقابل ۸ درصد)، ناهارشان را جا می‌گذارند (۹ درصد در مقابل ۳ درصد) و حتی یادشان می‌‌رود که دوش بگیرند (۶ درصد در مقابل ۲ درصد). عجیب هم نیست، چون ما تا حد زیادی وابسته به موبایل و لپ‌تاپ و انواع اپلیکیشن‌های یادآوری هستیم.

اما این مساله جای نگرانی ندارد. یادآوری و فراموش نکردن یک مهارت است که با تمرین‌های خاصی تقویت می‌شود.

در ادامه ۱۰ راهکار برای تقویت حافظه و به خاطر سپردن کارها را به شما توضیح می‌دهیم:

۱. به موضوع‌ها توجه کنید

بهترین راه، ساده‌ترین است: فقط به موضوع‌ها توجه کنید. وقتی ذهن شما به هزار موضوع می‌پرد، کارایی‌اش را از دست می‌دهد و ضعیف عمل می‌کند. به این ترتیب سخت‌تر چیزها را به یاد می‌آورد. هرچه بیش‌تر توجه کنید، راحت‌تر به یاد می‌آورید.

۲. تصویرسازی کنید

از چیزی که قرار است به خاطر بسپارید، یک تصویر در ذهن‌تان بسازید. بخش گسترده‌ای از مغز، در قالب بصری کار می‌کند پس ثبت اطلاعات تصویری خیلی موثر است.

تصویرسازی کنید

 

۳. موضوع را تکرار و تکرار کنید

چیزی که می‌خواهید فراموش‌تان نشود را چندین و چند بار پیش خودتان تکرار کنید. این راهکار در به خاطر سپردان مکان، افراد و اشیا تاثیر فوق‌العاده‌ای دارد.

۴. بپرسید که چرا باید این موضوع را به خاطر بسپارید

داشتن یک دلیل و توجیه باعث می‌شود که موضوع بیش‌تر در ذهن جا بگیرد و زودتر به یاد آورده شود.

۵. یک فهرست تهیه کنید

چیزهایی که می‌خواهید یادتان بماند را بنویسید. دسته‌بندی آن‌ها باعث می‌شود که راحت‌تر برای‌تان یادآوری شوند.

فهرستی تهیه کنید

 

۶. تداعی کنید

ایجاد مصداق‌ها و ساختن تداعی‌ها ذهن شما را تقویت می‌کند. ارتباطی بین موضوع‌ها پیدا کنید و این را به یک بازی تبدیل کنید. مثلا به جای «مهمان امشب از موسیقی کلاسیک خوش‌اش نمی‌آید» پیش خودتان بگویید «طرف اگر بتهوون و موتسارت را ببیند، با کلاشینکف تکه تکه‌شان می‌کند.»

 

۷. موضوع را کوتاه کنید

ظرفیت حافظه‌ی کوتاه‌مدت، محدود است. اطلاعات پیچیده را به صورت عبارت‌های کوتاه و کوچک دربیاورید؛ مخصوصا عددها هر قدر کوتاه‌تر باشند، بهتر در ذهن می‌نشینند. تا حالا شده یک شماره تلفن را این‌طور بخوانید: شصت و پنج میلیون و دویست و سی و نه هزار و چهارصد و هفت؟

‌‌‌

۸. از لغات کلیدی استفاده کنید

این شیوه به خصوص در مورد متن‌های نسبتا طولانی یا لیست‌ها کاربرد دارد. این کار مثا برچسب زدن (Tag) است.

۹. موضوع را برای کسی تعریف کنید یا به کسی آموزش بدهید

موضوع را برای کسی تعریف کنید یا شروع کنید به آموزش آن. می‌بینید که خیلی خوب در ذهن می‌نشیند و دیرتر فراموش‌تان می‌شود.

موضوع را برای کسی تعریف کنید یا آموزش بدهید

 

۱۰. شیوه‌ی قیاس منطقی را به کار ببرید

موضوع را در کنار حروف، الگوها، ایده‌ها یا تداعی‌ها قرار بدهید که رابطه‌ی منطقی با هم داشته باشند. می‌توانید با حروف، یک متن قافیه‌دارد یا کلمه‌ای بسازید که دیرتر فراموش‌تان می‌شود.

منبع: Inc

0

سیاری از کسانی که از گوگل بازدید کرده‌اند یا حداقل به عکسهای فضای کاری این شرکت نگاهی انداخته‌اند با یک چیز مواجه شده‌اند. غذاهای متنوع و خوشمزه‌ای که در اختیار کارکنان این شرکت قرار دارد. البته به رایگان.
سرگئی برین یک بار به یکی از آرشیتکت‌های گوگل گفته بود که فضای کاری هیچ شخصی در گوگل نباید از غذا بیش از ۲۰۰ قدم فاصله داشته باشد. توضیح بدبینانه این موضوع این است که غذای رایگان ( در کنار آرایشگاه رایگان، خشکشویی رایگان و …) به این دلیل مورد توجه گوگل قرار دارد که این شرکت می‌خواهد فضای کاری را ایجاد کند که که کارکنان آن را ترک نکنند و ساعات بیشتری را در آن بگذرانند. اما توضیح خوش‌بینانه این ماجرا این است که کارکنان خوشحال کارکنان خوبی هم هستند.

اما واقعیت این است که موضوع می‌تواند حتی کمی متفاوت‌تر هم باشد. سرمایه‌گذاری شرکتهایی چون گوگل روی فراهم کردن امکانات رفاهی صرفا برای ترغیب کارکنان به اختصاص زمان بیشتر در محل کار نیست بلکه ایجاد چنین فضایی حتی می‌تواند به خلاقیت بیشتر کارکنان هم کمک کند. از همین روست که Laszlo Bock یکی از مدیران گوگل در کتابش می‌نویسد هدف اصلی ایجاد کافه‌ها و آشپزخانه‌های کوچک در محل کار این است که کاربران را ترغیب کند تا میز خود را ترک کنند و کسانی که میزشان نزدیک به هم نیست با هم مراوده کنند. به همین دلیل به گفته Bock این کافه‌ها و آشپزخانه‌های کوچک را معمولا در مکانی ایجاد می‌کنند که بین دو تیم جداگانه قرار گیرد و هدف هم این است که افراد این تیم‌ها با یکدیگر آشنا شوند و معاشرت کنند. Bock می‌گوید: حداقل چیزی که از چنین رابطه‌هایی انتظار می‌رود این استکه افراد با یکدیگر گفت و گو کنند. همچنین ممکن است آنها روی ایده‌ای برای کاربران صحبت کنند که تاکنون در این زمینه فکری نشده باشد.

به گفته Bock همچنان که رولان بارت فیلسوف و جامعه شناس فرانسوی به همه ما نشان داده خلق ایده‌های نوآورانه بستگی زیادی به فضا و شبکه‌‌ اطراف افراد دارد.لذا افرادی که در مرکز تلاقی و تبادل نظر با دیگر قرار می‌گیرند احتمال یافتن ایده‌های جدیدتری را هم دارند.

ایده‌های مختلف حاصل از ترکیب و یا همکاری تیم‌های مختلف. این همان چیزی است که گوگل آن را دوست دارد.

0
 چگونه از اعضای تیم خود به خاطر دستاوردهایی که داشته اند تشکر کنیم؟

هر کسی دوست دارد عضوی از یک تیم موفق باشد؛ تیمی که بتواند به موفقیت خود ادامه دهد. یکی از بهترین راه ها برای حفظ و تقویت عزم حرکت رو به جلو این است که دستاوردهای خود را گرایم بدارید. یکی از دلایل رواج گسترده ی کنفرانس ها، گرامیداشت ها و ضیافت ها در دنیای کسب و کار، ستایش کار خوب و ایجاد رقابت میان دست اندر کاران است.

اما واقعیت های ملاحظات محیط کار می تواند کاری کند که این تجربیات شاد و انرژی بخش برای مدیران تیم های موفق بیشتر به راه رفتن روی طناب شباهت پیدا کند. مثلاً شما به عنوان مدیر شاید بخواهید در زمان مناسب تیم خود را برای دستاوردی که حاصل کرده است مورد تشویق و حمایت قرار دهید، اما نمی خواهید این موضوع در سازمان شما حالت خودستایی به خود بگیرد. از طرف دیگر این تشویق و تجلیل باید الهام بخش و به یاد ماندنی باشد، در غیر این صورت معنای خود را از دست می دهد. پس چطور باید کاری کنید که اعضای تیم شما احساس کنند قدر زحماتشان به اندازه ی کافی و به شیوه ی صحیح دانسته می شود؟

 

۱- موفقیت های خود را به شکلی جذاب و قابل فهم توصیف کنید

هنگام تشکر از اعضای تیم، دستاورد های آن را به شکلی واضح و معنادار توصیف کنید. بسیاری از دستاوردهای دنیای کسب و کار معیاری عددی دارند، اما شما باید به شکلی جذاب در مورد این معیار ها صحبت کنید تا نشان دهید چرا این ارقام تا این حد اهمیت دارند.

گاهی اوقات ارقام کوچک تأثیرات بزرگی دارند؛ شاید یک دهم ثانیه رقم قابل توجهی به نظر نرسد، اما وقتی بحث دوی ۱۰۰ متر در میان باشد، تفاوت میان برنده شدن و بازنده شدن به همین یک دهم ثانیه بستگی خواهد داشت. در دنیای کسب و کار نیز به عنوان نمونه اگر تولید کننده ی چیپس باشید، یک تومان صرفه جویی در هر بسته چیپس می تواند دستاورد بزرگی برای کسب و کار شما رقم بزند. این یک تومان را در چند صد میلیون بسته چیپسی که در سال تولید می شود ضرب کنید تا میزان کل این صرفه جویی در سال بهتر برایتان روشن شود.

دستاوردی که سعی در گرامیداشت آن دارید هرچه که هست، تقدیر خود را با انرژی و علاقه نشان دهید. هیچ کس با نگاه کردن به یک نمودار دایره ای به اندازه ای انگیزه پیدا نمی کند که کار خارق العاده ای انجام دهد. به یاد داشته باشید این دستاورد را در بافتار بزرگ تری قرار دهید تا همه بتوانند در شادی آن سهیم باشند.

 

۲- در مورد چالش هایی که بر آنها غلبه کرده اید حرف بزنید

قدم بعدی این است که از پیچ و تاب ها و مشکلاتی که در این مسیر با آنها مواجه شده اید و بر آنها غلبه کرده اید صحبت کنید. موانعی که تیم شما آنها را پشت سر گذاشته را به تصویر بکشید. در مورد احساسی که هنگام شکست داشته اید سخن بگویید. سپس احساس خود را هنگامی که همه چیز آرام آرام شروع به نتیجه دادن کرده بود شرح دهید؛ مثل تیم والیبالی که دو ست را باخته، اما به بازی بر می گردد و در نهایت پیروز آن می شود.

روی شجاعت، استقامت و عزم راسخ تیم خود تأکید داشته باشید و از ذکر جزئیاتی که همه قادر به درک آنها نیستند خودداری کنید. شما وقتی با هیجان در مورد چالش هایی که اعضای تیمتان در کنار هم بر آنها فائق آمده اند صحبت می کنید، می توانید به تیم خود انگیزه ی لازم برای دنبال کردن اهداف بلندپروازانه تری را ببخشید. به علاوه، با این کار آن دسته از مخاطبین خود که در به دست آمدن این دستاورد نقش مستقیم نداشته اند را دلسرد نخواهید کرد؛ بلکه شاید آنها را نیز در این انگیزه بیشتر سهیم کنید.

 

۳- اعضای تیم خود را به نام صدا کنید

به اعضای تیم خود و هر کس دیگری که در این موفقیت نقش داشته است بها بدهید و از آنها تقدیر کنید. پس از آنکه در مورد چالش های پشت سر گذاشته شده صحبت کردید، فراموش نکنید همیشه از کسانی که در این موفقیت نقش داشته اند با نام یاد کنید. تمرکز اصلی باید روی تیم باشد، نه شمای مدیر. اگر مثلاً استراتژی بازاریابی به کار گرفته شده نتیجه ی فوق العاده ای داشته است، اطمینان حاصل کنید تمام اعضایی که از ایده ی اولیه تا اجرا، در تمام مراحل تدوین آن نقش داشته اند مورد تقدیر و تشکر قرار می گیرند. به یاد داشته باشید قدرت خاصی در شنیده شدن نام هر کسی هست، آن هم وقتی با افتخار و با صدای بلند ادا شود. این حس با دیدن نام ها به صورت فهرست وار در یک فایل پاورپوینت یا پلاکارد، به هیچ وجه در افراد ایجاد نمی شود.

 

۴- چشم انداز آینده را با اعضای تیم خود در میان بگذارید

Improve-Employee-Engagement-Celebrate-Milestones

در نهایت برای اعضای تیم خود تصویری از موفقیت های آینده ترسیم کنید. برای آنها بگویید با دستاورد حاصل شده، چه درهای تازه ای به روی کسب و کار شما باز خواهد شد و چه فرصت های تازه ای در افق شرکت پدیدار خواهند گشت. شما در نوک قله قرار دارید و از آنجا می توانید قله ی بعدی را به وضوح ببینید. به اعضای تیم خود برای قدم گذاشتن در مسیر صعود بعدی در کنار شما انگیزه بدهید.

به این ترتیب هر کسی که به صحبت های شما گوش می کند نه تنها متوجه خواهد شد که مشارکت تک تک افراد مهم است و گرامی داشته می شود، بلکه علت این اهمیت نیز برای کل سازمان روشن خواهد شد.

0
 

۵ ترفند کم هزینه برای «هک رشد»

فرض کنیم شما می دانید چطور کسب و کار خود را بزرگ کنید. برای مشکلاتی واقعی راه حل دارید، تیم فوق العاده ای پشت خود دارید، و در حوزه هایی که به رشد کسب و کار شما کمک می کنند پول خرج می کنید. اما تا به حال به این فکر کرده اید که چگونه می توانید با هزینه ای ناچیز، رشد سریعی داشته باشید؟

اغلب کارآفرینان اعتقاد دارند اگر سرمایه گذار یا حداقل یک نیروی تمام وقت برای هک رشد شرکت خود نداشته باشید، کار دشواری پیش رو خواهید داشت. اما حرف آنان همیشه صادق نیست. تجربه نشان داده است با صرف هزینه ای ناچیز هم می توان به رشدی چشمگیر دست یافت. در ادامه ۵ ترفند کم هزینه برای رشد را به شما معرفی خواهیم کرد.

 

۱- بازاریابی محتوایی

همه می دانند محتوا در رشد یک کسب و کار نقش مهمی دارد، اما کسی نمی داند این نقش تا چه اندازه بزرگ و قدرتمند است. برای مثال شاید برایتان جالب باشد بدانید Kissmetrics و Buffer اغلب مشتریان خود را از طریق وبلاگشان جذب می کنند.

اما تفاوت بلاگ آنها با بلاگ های دیگر این است که آنها تمرکز خود را روی ارائه ی محتوای با کیفیت و نکات تازه ای قرار داده اند که اغلب بلاگ ها برای تولید آن وقت صرف نمی کنند.

به زبان دیگر، آنها از صحبت کردن درباره ی محصول خود اجتناب می کنند و سعی دارند از درِ بهتری وارد شوند.

در ثانی، پست های میهمان یکی از عوامل مهم پیشرفت بسیاری از کسب و کار ها بوده اند، به ویژه اینکه اطلاعات با ارزشی در مورد صنعت یا تاکتیک های حوزه ی خود ارائه می دهند.

به همین ترتیب اگر بتوانید رسانه ها را به نام بردن از خود وادار کنید، می توانید ترافیک وبسایت خود را تا حد چشمگیری افزایش دهید. این کار می تواند ترافیک جدید شما را به بازدید کنندگان دائمی و حتی مشتریان شما تبدیل کند.

۲- بازاریابی شبکه های اجتماعی

یکی دیگر از تفاوت هایی که کسب و کار های ۱۰ سال پیش با الان داشته اند این است که آن زمان فیسبوک، توئیتر، لینکدین و پینترستی وجود نداشته است.

شبکه های اجتماعی را گروهی از مردم در نظر بگیرید که هر ساعت از این پلتفرم ها استفاده می کنند. برای جلب دنبال کننده های بیشتر، اپلیکیشن هایی نظیر Narrow.io یا Crowdfire مورد استفاده قرار می گیرند که به کاربران خود اجازه می دهند پیگیر ترین دنبال کننده های متخصصین هر حوزه را دنبال کنند.

برای مثال اگر شما هکر رشد هستید، می توانید از این اپلیکیشن ها برای فالو کردن جدی ترین فالوئر های تأثیرگذارترین شخصیت های این حوزه مثل شان الیس، هیتن شاه، یا گاگان بیانی استفاده کنید.

سپس می توانید با استفاده از نرم افزار های برنامه ریزی توئیت، برای مخاطبان خود به صورت منظم توئیت کنید. می توانید محتوای مورد نیاز خود را از منابع اختصاصی حوزه ی فعالیتتان پیدا کنید.

۳- تعامل مستقیم

هیچ چیز جای معاشرت مستقیم را نمی گیرد، مخصوصاً اگر توان مالی استخدام یک هکر رشد تمام وقت یا تبلیغات فیسبوکی و غیره را نداشته باشید.

یکی از بهترین ابزار های این کار قسمت جستجوی توئیتر است. این بخش از آن جهت مفید واقع می شود که می توانید در آن به جستجوی کلمات کلیدی خاصی بپردازید و کسانی را که دقیقاً در مورد موضوعات مد نظر شما صحبت می کنند پیدا کنید.

برای مثال اگر عبارت «روابط کسب و کاری» را در آن جستجو کنید، تمام کسانی که در این مورد روی توئیتر اظهار نظر کرده اند را پیدا خواهید کرد. پیدا کردن آنها به شما این فرصت را می دهد که با آنها وارد تعامل شوید. از این طریق می توانید با فعالان حوزه ی خود صحبت کنید و از آن مهم تر، به صحبتهای آنها گوش دهید.

۴- سنجش های مقایسه ای A/B

هیچ چیز به پای داشتن وبسایتی قدرتمند که برای مشتریانتان مفید و کاربردی باشد نمی رسد. اما شما از کجا خواهید فهمید مشتریانتان روی رایانه های شخصی خود چه کار می کنند؟

به لطف تیم SumoMe شما قادر خواهید بود از همان ابزارهایی که بازاریاب هایی مثل نیل پاتل هزاران دلار برایشان هزینه کرده اند، به صورت مجانی بهره مند شوید.

یکی از محبوب ترین ابزار های این کار HeatMap است که به شما اجازه می دهد ببینید کاربران روی کدام قسمت های وبسایت شما کلیک می کنند. این ابزار در کنار ابزار های دیگری مثل Hello Bar به شما اجازه می دهد از سطح عملکرد Pop-up ها یا دیگر قسمت های وبسایت خود باخبر شوید.

برای مثال تغییر چیز به ظاهر ساده ای مثل عنوان «ثبت درخواست» به «همین حالا شروع کن!» می تواند در افزایش نرخ تبدیل و کلیک وبسایت ها تأثیر چشمگیری داشته باشد که این در کسب و کار به تفاوت های میلیونی خواهد انجامید.

۵- بهسازی محصول

به یاد داشته باشید محصول شما اولین دلیل مراجعه ی مشتری به شماست. هر کسب و کاری در ارائه ی محصول خود، لحظه ی سرنوشت سازی دارد که در آن مشتری بالاخره به ارزش محصول ارائه شده پی می برد. شما می توانید با استفاده از شیوه های توسعه ی مشتری، درک کنید کجای محصولتان برای مشتری حائز ارزش بوده است و به این ترتیب، دسترسی سریع وی به آن نقطه را سرعت ببخشید.

 

0

یادگیری زبان جدید یکی از سخت‌ترین کارهایی است که بر عهده‌ مغز قرار می‌گیرد. با این حال فواید آن به قدری زیاد است که تمام سختی یادگیری را جبران می‌کند. از آنجایی که  هر زبان، سختی خاص خود را دارد، یادگیری آن برای مغز یک تمرین محسوب می‌شود و زمانی که مغز شما در وضعیت تمرین قرار می‌گیرد به مرور زمان قوی‌تر می‌شود.

 امروزه دانشمندان ثابت کرده‌اند که یادگیری زبان دوم می‌تواند در بهبود هوش، حافظه و تمرکز نقش مهمی داشته باشد. همینطور می‌تواند احتمال ابتلا به بیماری زوال عقل و آلزایمر را کاهش دهد. 

در گذشته باور عمومی، بر این پایه استوار بود که پرورش کودکان در یک خانه‌ی دو زبانه می‌تواند به رشد فکری آن‌ها آسیب بزند. متخصصان عقیده داشتند که این شرایط می‌تواند مغز کودکان را کاملا گیج کند و زمینه‌ای برای ابتلا به بیماری‌هایی مثل اسکیزوفرنی یا هویت چندگانه بوجود بیاید. ولی دانش انسان در این مورد بیشتر شد و ما بالاخره به این نتیجه رسیدیم که واقعیت برعکس چیزی است که در گذشته باور داشتند. یادگیری زبان دوم یکی از بهترین روش‌های عملی برای بالا بردن ذکاوت و تیزهوشی است. همچنین می‌تواند از مغز شما در برابر کهولت سن محافظت کند.

در گذشته باور عمومی بر این پایه استوار بود که پرورش کودکان در یک خانه ی دو زبانه می‌تواند به رشد فکری آن‌ها آسیب بزند.

در این مقاله تاثیر یادگیری یک زبان جدید گردآوری شده است. این فواید به سن فرد هیچ ارتباطی ندارد.

دو زبانه بودن مهارت‌های فردی و عملکرد کلی مغز را بهبود می‌بخشد

در مورد یادگیری یک زبان جدید و صحبت کردن، تحقیقات بسیاری انجام گرفته است. کسانی که قادر هستند به دو زبان صحبت کنند، در مقایسه با کسانی که تنها به یک زبان مسلط هستند مهارت‌های بیشتری دارند. از ویژگی‌های مثبت کسانی که به چند زبان صحبت می‌کنند به چند مورد اشاره می‌کنیم:

  • هوش
  • تمرکز
  • کسب امتیاز بیشتر در آزمون‌های ریاضی، روخوانی و قوائد زبان
  • توانایی به خاطر آوردن مطالب
  • برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری
  • تغییر ناگهانی بین فعالیت‌های عملی
  • کنترل برانگیختگی ناگهانی
  • درک نقطه نظرات دیگران
  • بهبود توجه، تمرکز و دقت
  • قدرتمندی حافظه
  • انعطاف روانی و قابلیت کنار آمدن با شرایط جدید
  • خلاقیت
  • مهارت‌های شنوایی

 کسانی که قادر هستند به دو زبان صحبت کنند در مقایسه با کسانی که تنها به یک زبان مسلط هستند مهارت‌های بیشتری دارند.

یادگیری یک زبان جدید می‌تواند در افزایش اندازه‌ی مغز و تشکیل ارتباطات جدید در آن موثر باشد

یادگیری زبان خارجی در افزایش اندازه‌ی بخش خاصی از مغز موثر است. این بخش همان قسمتی است که وظیفه‌ی شکل‌گیری‌، ذخیره و بازیابی خاطرات را بر عهده دارد.

در یکی از تحقیقات انجام شده به تعدادی از شرکت‌کنندگان یک زبان جدید آموخته شد. با اندازه‌گیری اندازه‌ی مغز آن‌ها پیش از انجام آزمایش و مقایسه‌ی آن با نتایج پس از یادگیری، محققان شاهد افزایش اندازه‌ی بخش‌هایی از مغز بودند. بعلاوه تسلط به زبان خارجی می‌تواند روابطی جدید میان نورون‌های مغزی تشکیل دهد.

برای ثابت شدن این مسئله تعدادی از افراد انگلیسی زبان به یادگیری زبان چینی پرداختند و بعد از ثبت MRI شاهد شکل‌گیری ارتباطات جدید میان سلول‌های مغزی بودند.

این تغییرات تنها به عملکرد مغز محدود نمی‌شود بلکه پس از شش هفته به وضوح تغییراتی در ساختار مغز هم بوجود می‌آید. حتی این پدیده در شرکت‌کنندگان مسن هم مشاهده شد به همین دلیل محققان پی بردند که قابلیت پلاستیسیته‌ی مغز بیش از حد انتظار آن‌ها بوده‌است.

یادگیری یک زبان جدید می‌تواند از مغز شما در برابر کهولت سن محافظت کند

دانستن یک زبان خارجی می‌تواند احتمال ابتلا به بیماری‌های آلزایمر و زوال‌عقل را چهار تا پنج سال به تعویق بیندازد. حتی بهترین دارو‌های آلزایمر هم قادر هستند ابتلا به بیماری را تنها شش تا دوازده ماه عقب بیندازند. اسکن مغز جوانان دو زبانه تفاوت‌های چشم‌گیری را نشان داد. محققان عقیده دارند مغز چنین افرادی به حدی تواتمند است که احمال ابتلا به فراموشی وابسته به سن در آن‌ها شدیدا کاهش پیدا می‌کند.

نتیجه ی جالبی که در این تحقیقات مشاهده شد این است که هیچ ارتباطی میان فواید تسلط به دو زبان و سواد فرد وجود ندارد. سوالی که همیشه ذهن محققان را به خود مشغول می‌کرد، این بود که آیا واقعا افراد دو زبانه در تمام جوانب یادگیری بهتر عمل می‌کنند؟ به نظر می‌رسد این موضوع هیچ اساس علمی نداشته باشد. چون دو زبانه‌هایی که قابلیت خواندن و نوشتن ندارند دقیقا به اندازه‌ی بقیه‌ی دو زبانه‌ها از فواید ذکر شده در بخش بالا بهره می‌برند.

دانستن یک زبان خارجی می‌تواند احتمال ابتلا به بیماری‌های آلزایمر و زوال‌عقل را چهار تا پنج سال به تعویق بیندازد.

شاید برای شما سوال پیش آمده باشد که اگر یادگیری زبان دوم برای مغز سودمند است، پس یادگیری زبان سوم و چهارم فواید بیشتری به دنبال دارد؟ جواب مثبت است. هر چه آگاهی شما نسبت به زبان‌های خارجی بیشتر می‌شود، از مغز شما حفاظت بیشتری به عمل می‌آید.

در گذشته تصور می‌کردند کودکانی که در خانه‌های دو زبانه پرورش پیدا می‌کنند در مورد تحصیلات عملکرد خوبی نشان نمی‌دهند و شنیدن دو زبان مختلف کودکان را سردرگم و در نتیجه پیشرفت آن‌ها را با مشکل روبرو کند. در نهایت ثابت شد با اینکه چنین شرایطی کودکان را درگیر خود می‌کند، بروز چنین مشکلاتی موقتی خواهد بود. خردسالان دو زبانه در سن سه سالگی به حالت عادی برمی‌گردند.

یکی از فواید آموختن دو زبان به کودکان این است که آن‌ها می‌توانند در سنین پایین‌تر از نکات مثبت ذکر شده در قسمت بالا بهره ببرند. تحقیقات بی‌شماری ثابت کرده‌اند که این کودکان عملکرد کلی بهتری دارند، در آزمون‌های استاندارد بهتر عمل می‌کنند، خلاق‌تر هستند و در مدرسه اعتماد به نفس و انگیزه‌ی بیشتری دارند.

 تحقیقات بی‌شماری ثابت کرده‌اند که این کودکان عملکرد کلی بهتری دارند، در آزمون‌های استاندارد بهتر عمل می‌کنند، خلاق‌تر هستند و در مدرسه اعتماد به نفس و انگیزه‌ی بیشتری دارند.

یادگیری زبان جدید را آغاز کنید. هربار سه کلمه ی جدید یاد بگیرید

اگر تا به حال یادگیری زبان جدید را شروع نکرده‌اید، بهتر است بدانید که هیچ‌وقت برای شروع دیر نیست. اگر هدف شما از یادگیری بهبود وضعیت ذهنی است (چه کودک باشید و چه یک فرد بالغ) می‌توانید از پس آن بربیایید.

استفاده از یک زبان خارجی نه تنها قابلیت‎‌های مغزی شما را بالاتر می‌برد بلکه می‌تواند در یادگیری همان زبان هم به شما کمک کند. شاید تصور کنید که طی کردن این مسیر کاری بس مشکل یا نشدنی باشد. لازم نیست برای بالا بردن قدرت مغزی تمام زیر و بم زبان را یاد بگیرید. حتی کسب اطلاعات محدود در مورد یک زبان دیگر هم موثر خواهد بود. هر روز سه کلمه‌ی جدید یاد بگیرید تا آثار آن را خودتان تجربه کنید. نه تنها به مغزتان تمرین می‌دهید بلکه کتابچه‌ای از کلمات را در ذهن‌تان جابجا می‌کنید.

اگر صد کلمه‌ی متداول زبان خارجی را یاد بگیرید، می‌توانید با دانشی که کسب کرده‌اید نیمی از مکالمات روزمره را انجام بدهید. مهم‌ترین فایده‌ی یادگیری یک زبان خارجی هم توانایی برقراری ارتباط با دیگران است. می‌توانید در گوگل عبارت صد کلمه‌ی اصلی را جستجو کنید و از درس‌های مجانی مربوط به زبان‌های مختلف بهره ببرید. تصور کنید که با یادگیری سه کلمه در روز، بعد از گذشت سه ماه چقدر اطلاعات جدید کسب می‌کنید. لازم نیست دانش خودتان را در همین حد نگه دارید. با یادگیری هزار کلمه ی اصلی می‌توانید نود درصد از مطالب نوشته شده به آن زبان را بفهمید. یعنی در کمتر از یک سال قادر خواهید بود که به سادگی متون خارجی را مطالعه کنید.

 

 با یادگیری هزار کلمه ی اصلی می‌توانید نود درصد از مطالب نوشته شده به آن زبان را بفهمید.

مغز شما تمایل دارد از فعالیت‌های تکراری فرار کند و در تجربیات تازه و پیچیده غرق شود. یاد گرفتن یک زبان جدید دقیقا خواسته ی مغز شما است. میلیون‌ها نفر با انجام بازی‌های فکری مثل سودوکو سعی دارند بر توانایی‌های مغزی خودشان بیفزایند ولی ما به شما پیشنهاد می‌کنیم که به جای انجام بازی، یک زبان خارجی یاد بگیرید تا پس از مدتی از دانش خودتان استفاده کنید. بعلاوه تسلط به یک زبان خارجی می‌تواند از نظر کاری اهمیت بسیاری داشته باشد چون احتمال انتخاب شدن شما به عنوان کارمند را بالا می‌برد. سپس با سفر کردن به نقاط مختلف می‌توانید اطلاعات بیشتری بدست بیاورید و اعتماد به نفس بالاتری داشته باشید. می‌توانید با تعداد زیادی از افراد معاشرت کنید و خوش بگذرانید. در‌هایی از گزینه‌های مختلف پیش روی شما باز می‌شود و شما به راحتی در مورد موقعیت شغلی، محل زندگی و بازنشستگی تصمیم‌گیری می‌کنید. با یادگیری یک زبان جدید مغز شما در بهترین و سالم‌ترین حالت خود قرار می‌گیرد به طوری که می‌توانید از لحظه لحظه‌ی زندگی به بهترین شکل لذت ببرید. از همین حالا شروع کنید.

منبع: wakeup-world

0

 

چرا کارمندان خوب استعفا می‌دهند؟

وقتی کارمندان خوب از یک شرکت استعفا می‌دهند، مدیران بسیار ناراحت می‌شود و گله‌های زیادی از این موضوع انجام می‌دهند. حق با این مدیران است زیرا برای کسب‌وکارها هیچ چیزی پر هزینه‌تر و ناراحت کننده تر از استعفای کارمندان خوب و با لیاقت نیست. مدیران وقتی با استعفای کارمندان کارآمد و مستعدشان روبرو می‌شود، بیشتر، راضی نبودن از شرایط مالی را توجیه مناسبی برای عدم ادامه همکاری کارمندان‌شان اعلام می‌کنند. در حالی که دلیل این اقدام به موارد غیر مالی برمی‌گردد. در بیشتر موارد رفتار مدیران سبب فراری دادن کارمندان می‌شود.

دلیل این نوع توجیه کردن این است که مدیران‌ همیشه موارد مالی را دلیلی برای مشکلات شرکت می‌دانند و از سویی غافل از این نکته هستند که بیشتر افراد شغل‌شان را ترک نمی‌کنند بلکه مدیرشان را ترک می‌کنند. بدترین بخش قضیه اینجاست که می‌توانند به راحتی از این استعفا و مشکل جلوگیری کنند، بدون اینکه برای‌شان هزینه زیادی  در بر داشته باشد. برای جلوگیری از این استعفاها یا از دست دادن کارمندان خوب باید مدیران نگاه جدیدی به مسائل شرکت داشته باشند و سعی کنند تلاش‌های بیشتری را به‌عنوان وظیفه یک مدیر انجام دهند. برای رفع این مشکلات باید دانست که چه رفتارهای نامناسبی از سوی مدیران سبب فراری شدن کارمندان خوب از شرکت می‌شود.

بیگاری کشیدن از کارمندان

بدترین چیزی که یک کارمند خوب را آزرده می‌سازد بیگاری کشیدن از او است. وسوسه کار کشیدن  زیاد از کارمندان خوب یکی از نقاط ضعف مدیران است که آنها را روزی در دام مشکلات می‌اندازد. کار کشیدن زیاد از کارمندان خوب سبب می‌شود که حس تنبیه به‌جای تشویق در ذهن آنها شکل بگیرد و کم‌کم روح آنها را آزرده کند. این کار نتیجه عکس می‌دهد. نتایج تحقیقات و مطالعات انجام شده در دانشگاه استنفورد نشان از آن دارد که وقتی ساعات کاری از هفته‌ای ۵۰ساعت بیشتر می‌شود، بهره‌وری کارمندان به ازای یک ساعت کار بیشتر به میزان زیادی افت می‌کند. به‌طوری‌که در صورت کار کردن بیش از ۵۵ ساعت در هفته می‌توان افت بازدهی کارمندان را تا حدی با افت مواجه کند که هیچ سودی نصیب شرکت نشده و حتی در برخی موارد شرکت را با ضررهای غیرقابل جبران مواجه می‌کند.

بدین ترتیب اگر می‌خواهید از کارمندان مستعد خود بیش‌ازحد کار بکشید، به یاد داشته باشید که این حرکت شما سبب خواهد شد که درنهایت کارمند یا کارمندان‌تان استعفا دهند، آن‌هم زودتر از آن چیزی که فکرش را می‌کنید. اما یک‌راه وجود دارد که از این مشکل جلوگیری کنید. پرداخت پاداش، افزایش حقوق، تشویق و ارتقای پست افراد می‌تواند از فشار کاری آن‌ها کاسته و تفکر بیگاری را از ذهنشان دور کند.

پس قبل از اقدام به افزایش کار یا مسئولیت کارمندان خود به یاد داشته باشید که بدون تغییر شرایط نمی‌توان کار بیشتری از کارمندان‌تان درخواست کنید و شاهد عاقبت تلخ نباشید. با یک پیشنهاد خوب می‌توانید هم کارمندان خوب خود را به کار بیشتر ترغیب کنید و هم حس وفاداری‌شان را تقویت کنید تا آنها به دنبال شغل درشان و درخور لیاقت‌شان نباشند.

به رسمیت نشناختن پاداش و مساعده

مدیران شرکت‌ها خیلی راحت از کنار تشویق، تقدیر و تشکر از کارمندان پرتلاش‌شان که سراسر شور و انگیزه هستند می‌گذرد که همین کم‌اهمیتی به این موضوع کارمندان خوب را فراری داده یا آنها را به کارمندان بی‌انگیزه و بدون بازده تبدیل می‌کند. همه پاداش و تشویق را دوست دارند، اما این موضوع برای کارمندانی که خودشان را وقف کارشان می‌کنند بسیار لذت‌بخش و زیباست. در حقیقت این پاداش انرژی دوچندانی به آنها داده و میزان بازدهی و بهره‌وری‌شان را افزایش می‌دهد. مدیران باید به‌صورت مستمر با کارمندان خود صحبت کنند تا ضمن جویاشدن حالشان دریابند که از چه چیزی راضی و خوشحال می‌شوند. زیرا برخی کارمندان به پاداش، بعضی به افزایش حقوق و عده‌ای دیگر به ارتقای موقعیت شغلی‌شان راضی هستند. مرحله بعد تقدیر از کارمندان خوب بنا به خواسته خودشان است.

اهمیت ندادن به کارمندان

بیش از ۵۰ درصد افراد که موقعیت شغلی خود را ترک می‌کنند دلیل اصلی این تصمیم را نحوه ارتباط‌شان با مدیران می‌دانند. شرکت‌های باهوش و زرنگ به مدیرانشان می‌آموزند که چگونه با کارمندان خود رفتار کنند. در حقیقت این مدیران هستند که باید موفقیت کارمندانشان را جشن بگیرند، با کارمندانی که دچار مشکل شده‌اند همدردی کنند یا در حل مشکلات به وجود آمده بین کارمندان با طرفین ماجرا با یک دید برخورد کنند.

دقت داشته باشید، مدیرانی که به این موضوعات اهمیت نمی‌دهند همیشه میزان ریزش نیروهای‌شان زیاد است و با چالش استعفای کارمندان خوب روبروی هستند. مطئمنا برای کارمندان تحمل ۸ ساعت کار روزانه در کنار مدیرانی که اهمیتی به آنها نمی‌دهند، امکان‌پذیر نیست.

بدقولی و پایبند نبودن به تعهدات

در هر جامعه‌ای بدقولی و پایبند نبودن به تعهدات، از نکات منفی افراد به‌حساب می‌آید. این اخلاق بد می‌تواند به پاشنه آشیل افراد مبدل شود. همیشه دانستن این موضوع ضروری است که قول دادن به مردم شمارا در مسیری قرار می‌دهد که یک سر آن خشنودی و سر دیگر آن نارضایتی است. وقتی تعهدی به کارمندتان می‌دهید در چشم او به‌عنوان فردی قابل‌اعتماد ارزش پیدا می‌کنید، اما هنگامی‌که به این تعهدات عمل نمی‌کنید، ورق ۱۸۰ درجه می‌چرخد، او شمارا به‌عنوان فردی غیرقابل‌اعتماد یاد می‌کند و احترامتان را از دست می‌دهید. در ضمن این تفکر در ذهن کارمندتان شکل می‌گیرد که وقتی رئیس به وعده‌های خود عمل نکند، از بقیه چه انتظاری می‌توان داشت.

استخدام و تشویق کارمندان نالایق

وقتی کارمند نالایقی توسط یک مدیر استخدام شود و به او بال‌وپر داده شود، نیروهای خوب و لایق که دوست دارند با مدیران حرفه‌ای کار کنند، انگیزه‌شان را از دست می‌دهند. این کار نتیجه خوبی در بر ندارد و سرنوشت نهایی این کار از دست دادن کارمندان پربازده و لایق است.

جلوگیری از رسیدن کارمندان به اهدافشان

کارمندان مستعد و خوب، بیشتر، افراد جاه‌طلب، پرشور و باهدفی هستند که دنبال کردن این اهداف و آرزوها می‌توان سبب بهره بری، کارایی و رضایت شغلی بیشتر شود. اما مدیران زیادی هستند که دوست دارند کارمندانشان را محدود کنند. آن‌ها از این می‌ترسند که مبادا روزی آزادی عمل و افزایش دامنه تمرکز کارمندان سبب کاهش کارایی و بهره‌وری کارمند‌شان شود. نتایج تحقیقات دانشمندان نشان می‌دهد افرادی که امکان می‌یابند تا اهداف و آمال خود را دنبال کنند، کارایی و بهره‌وری‌شان 5 برابر بیشتر می‌شود.

ناتوانی در افزایش مهارت کارمندان

بهانه‌هایی ازجمله اعتماد، استقلال و توانمندی که مدیران در برابر بی‌توجهی به کارمندانشان به آنها اشاره می‌کنند، کاملاً بی‌معنی است. یک مدیر خوب فارغ از استعدادها و توانایی‌های کارمندان، به آنها توجه یکسانی دارد، مدام به آنها گوش می‌کند و بازخورد می‌دهد. مدیریت یک نقطه آغاز است اما پایانی ندارد. وقتی یک کارمند بااستعداد و کارا دارید، این به شما بستگی دارد که ببینید در کدام نقطه نیاز به بهبود و افزایش مهارت دارد و مهارت‌های موردنیاز در او را کشف کنید.

محدود کردن

ذات انسان با محدودیت مشکل دارد و هر فرد نسبت به محدودیت واکنش نشان می‌دهد. نیروهای مستعد به دنبال ارتقا و بهبودی موقعیت و نیازهایشان هستند. اگر با این بهانه به وضع موجود شرکت رضایت می‌دهید و با آن راحت هستید، این توانایی را از کارمندان خود سلب کنید، باعث دل‌زدگی و بی‌تفاوتی آنها نسبت به شغل‌شان می‌شود. گرفتن این توانایی از کارمندان خوب و مستعد نه‌تنها آنها بلکه شمارا نیز محدود می‌کند.

ناتوانی در به چالش کشیدن منطقی

مدیر موفق کسی است که می‌تواند به‌خوبی کارمندانش را برای انجام کاری که در ابتدا انجامش غیرممکن به نظر می‌رسد، به چالش بکشد. او از قدرت و توانایی‌هایش برای خود و کارمندانش استفاده می‌کند. وقتی نیروهای مستعد و باهوش دریابند کاری که می‌کنند، بسیار راحت و خسته‌کننده است، به دنبال کاری می‌روند که آنها را به چالش بکشد.

منبع : مجله بانک سامان

1
+1

موفقیت

 

توصیه‌های بسیاری برای کسب موفقیت در عرصه‌های مختلف زندگی اجتماعی و کاری توسط افراد موفق در آن عرصه ارائه شده است. شاید پیروی از این روش‌ها و توصیه‌ها برای رسیدن به موفقیت کافی نباشد اما قطعا بهره‌مندی از آن‌ها برای شروع اثر بخش خواهد بود.

۱. مصرف کافئین را کم کنید

بسیاری از افراد فکر می کنند با مصرف کافئین عملکرد خیلی بهتری دارند اما حقیقتا این طور نیست. با مصرف هر روزه کافئین، آنچنان به کافئین وابستگی پیدا می کنیم که با استفاده از نوشیدنی‌های کافئین‌دار فقط به عملکرد و حالت همیشگی خود بازمی‌گردیم. بنابراین وقتی مصرف کافئین را متوقف می‌کنیم عملکرد ما از حالت عادی ضعیف‌تر می‌شود و در انجام کارهایمان ناتوان می‌شویم.آیا این سبک زندگی، احمقانه نیست؟

با خوردن غذای سالم، داشتن خواب کافی و ورزش کردن بدن ما به طور طبیعی انرژی بیشتری نسبت به زمان مصرف کافئین کسب می‌کند. بنابراین مصرف کافئین را متوقف کنید و ببینید که چه اتفاقی می افتد. به دلیل قطع مصرف کافئین شاید دچار سردردهایی شوید اما بعد از گذشت چند روز حس فوق‌العاده‌ای خواهید داشت.

 ۲.صبح، ظهر و شب مراقبه داشته باشید

در مصاحبه‌ی اخیری که در Genius Network Mastermind صورت گرفته است جو پولیش از تونی رابینز سوال می‌کند که برای تمرکز کردن، چه کاری انجام می‌دهد؟

جو سوال می‌کند:

آیا شما برای تمرکز کردن، به مراقبه می‌پردازید؟

تونی پاسخ می‌دهد:

  نمی دانم کاری که انجام می‌دهم مدیتیشن و مراقبه است یا نه، اما می‌دانم که ذهنم را پالایش می‌دهم.

تونی رابینز به جای مدیتیشن و مراقبه، هر روز صبح بر طبق عادت همیشگی چند نفس عمیق می‌کشد و با استفاده از تکنیک‌های تجسم و تصویرسازی ذهنی، به حالتی از تمرکز و پالایش ذهن دست می‌یابد. اما از مدیتیشن به عنوان وسیله ای برای رسیدن به تمرکز می‌توانیم استفاده کنیم . از هر روشی که استفاده می‌کنید، هدف این است که به تمرکز دست پیدا کنید.

دوست دارید امروزتان چطور باشد ؟ در طی ۲۴ ساعت آینده، چه کارهایی برای تان بیشترین اهمیت دارند؟ مدیتیشن صبحگاهی را فرامش نکنید.
مدیتیشن‌‌های صبحگاهی انگیزه‌دهنده هستند و باعث می‌شوند که نتایج بهتری را به دست بیاوریم. مدیتیشن ظهرگاهی، راهبردی است و مدیتیشن شبانگاهی برای شما آموزش دهنده است.

۳. هر هفته یک کتاب بخوانید

افراد موفق همواره در پی یادگیری و آموزش هستند ولی افراد عادی در پی سرگرمی هستند. این یکی از ویژگی‌های افراد موفق است که هر هفته حداقل یک کتاب مطالعه می‌کنند.

به راحتی می‌توانیم هر هفته، فقط در طی رفت و آمد خود به دانشگاه یک کتاب صوتی را به طور کامل گوش کنیم. اگر هر روز صبح 15 الی 30 دقیقه از زمان خود را صرف مطالعه‌ی مطالب آموزنده نمایید تغییرات بزرگی را در زندگی خود شاهد خواهید بود.

مطالعه هر روزه باعث می‌شود که عملکرد بهتری داشته باشید. در دراز مدت خواهید دید که صدها کتاب را مطالعه کرده‌اید و در زمینه‌های مختلف معلوماتی کسب نموده‌اید. بنابراین دیدگاه‌های شما تغییر پیدا می‌کند و دنیا را طور دیگری خواهید دید. نگاه شما عمیق‌تر و موشکافانه‌تر خواهد شد و ارتباط بین موضوعات مختلف را بهتر درک خواهید کرد.

۴. از اتفاقات هر روز خود ۵ دقیقه، یادداشت روزانه بنویسید

این عادت، زندگی شما را متحول خواهد کرد. یادداشت‌های روزانه‌ی شما باعث می‌شود که:

•اتفاقات خاص زندگی خود را با جزئیات بنویسید.
• یادگیری خود را بالا ببرید.
• خلاقیت خود را بالا را ببرید.
• به عنوان یک درمانگر شخصی به شما کمک می‌کند تا احساسات و هیجانات خود را تخلیه کنید.
•به طور واضح و مشخص بدانید که چه آینده‌ای را می‌خواهید برای خود رقم بزنید.
• سریعتر بتوانید اهدافتان را در زندگی مشخص کنید.
• به خاطر داشته‌های خود شکرگزارتر از سابق باشید.
•مهارت نوشتاری شما بهبود پیدا کند.

برای دستیابی به موارد بالا فقط ۵ دقیقه یادداشت برداری روزانه کافی به نظر می‌رسد. گِرگ مک کوان مولف کتاب " ایسنشیالیزم " توصیه می‌کند که نوشتن شما کمتر از ۵ دقیقه طول بکشد وی معتقد است که یادداشت روزانه شما نهایتا باید چند جمله و یا چند پاراگراف کوتاه باشد، این مساله باعث می‌شود که احساس خستگی نکنید و یادداشت برداری روزانه‌تان را رها نکنید.

۵. با فردی ازدواج کنید که باعث رشد و تکامل شما می‌شود

در دهه اخیر، به موضوع تاثیر ازدواج مناسب در رسیدن به موفقیت و یا افزایش کارآیی افراد کمتر پرداخته شده است، اما بررسی‌های انجام شده توسط اقتصاددانان نشان می‌دهد که با در نظر گرفتن سن، میزان تحصیلات و سایر ویژگی‌های دموگرافیک، افراد متاهل ۱۰ تا ۵۰ درصد نسبت به افراد مجرد بازدهی بیشتری دارند.

وقتی متاهل هستید در زندگی اهداف والاتری دارید و همین مساله باعث می‌شود که بهره‌وری شما افزایش یابد. ازدواج بیش از هر کتاب یا سمیناری سبب رشد و تکامل شما می‌شود، زیرا معایب و نقاط ضعف شما را آشکار می‌کند و شما را در جهت بر طرف نمودن این معایب به چالش می‌کشد.

۶. از کارهایی که دوست دارید در طی زندگی خود انجام دهید، لیستی تهیه کنید و فعالانه تک تک آن ها را به انجام برسانید

اکثر افراد به جای اینکه زندگی خود را بر مبنای خواسته‌ها و آرزوهایشان طرح ریزی کنند برعکس عمل می‌کنند و خواسته‌ها و آرزوهایشان را بر مبنای زندگی خود طرح ریزی می‌کنند. چه کارهایی را باید قبل از پایان زندگی به انجام برسانید؟

از همین امروز شروع کنید و زندگی خود را بر مبنای اهدافتان برنامه‌ریزی کنید. استفان کووی در کتاب "هفت عادت افراد کارآمد" بیان می‌کند که "باید در ذهنتان، از پایان آغاز کنید"، به عبارت دیگر باید در ذهن خود، پایان و مقصد را به روشنی تجسم نمایید سپس به سوی آن حرکت کنید.

۷. مصرف شکر را محدود کنید

اگر مصرف شکر را محدود کنید، تغییراتی بنیادین در ذهن شما صورت خواهد گرفت. مطالعات پی در پی نشان می‌دهند که شکر تصفیه شده نه تنها باعث چاقی می‌شود بلکه بر روی مغز انسان نیز اثر سوء دارد. بر طبق نظر دکتر ویلیام کودا مارتین شکر تصفیه شده سم مهلک است، زیرا در طی فرایند تصفیه تمامی مواد معدنی و ویتامین‌های آن از بین می‌رود و از این لحاظ هیچ ارزش غذایی ندارد. تحقیقات نشان می‌دهد که مصرف شکر تصفیه شده سبب بد خلقی، اضطراب، تصمیم‌های عجولانه و حتی کند ذهنی می‌شود.

مانند کافئین، اگر شما مصرف شکر تصفیه شده را قطع کنید ممکن است دچار عوارض ناخوشایندی شوید. قطع ناگهانی مصرف شکر ممکن است باعث بروز سردردهای شدید گردد. اما درست مانند هر عادت خوبی که در شما شکل می‌گیرد، اثرات مثبت قطع مصرف شکر در دراز مدت خود را نشان خواهد داد. اگر از همین حالا به طور کامل مصرف شکر تصفیه شده را کنار بگذارید طی یک تا پنج سال آینده، وضعیت سلامتی شما چگونه خواهد بود؟ چه تغییرات مثبتی در وضعیت سلامت شما رخ خواهد داد؟

۸. هفته‌ای یک روز از مصرف هر نوع غذا و هر نوع نوشیدنی پرکالری اجتناب کنید

هفته‌ای یک روز اجتناب از مصرف غذا و نوشیدنی‌های پر کالری باعث می‌شود که شما سالم و قوی بمانید. خودداری از خوردن هر نوع غذا و نوشیدنی پر کالری باعث می‌شود که به سیستم گوارش خود استراحتی بدهید، در این صورت ارگان‌های بدن شما فرصت کافی دارند تا خود را بازسازی کنند و التیام بخشند.

اگر به طور منظم، یک روز در هفته این کار را انجام دهید:
• کارکرد سیستم گوارش شما بهبود پیدا می‌کند و ناراحتی‌های گوارشی التیام می‌یابد.
• قدرت ذهنی و توانایی تشخیص‌ شما افزایش پیدا می‌کند.
• قدرت و توانایی جسمی شما افزایش می‌یابد.
• مواد سمی از بدن زدوده می‌شود.
• قدرت بینایی شما بهبود می‌یابد.
• احساس تندرستی خواهید کرد.

مانند هر عادت دیگری با تمرین مداوم، مصرف غذای پر کالری برای شما آسان‌تر خواهد شد. این بهترین کاری است که سلامت شما را تضمین می‌کند. اجتناب از غذا خوردن یکی از آداب شناخته شده است که در هر مذهبی وجود دارد و سبب پالایش روح و تهذیب نفس می‌گردد. این شیوه را امتحان کنید و تاثیر شگفت‌آور آن را ببینید .

۹. بیست و چهار ساعت در هفته از اینترنت استفاده نکنید

برای افزایش بهره‌وری ذهنی نیز مانند مساله غذا خوردن نیازمند برخی مداخلات هستیم. یکی از کارهایی که می‌توان انجام داد پشت سر گذاشتن یک روز از هفته بدون اینترنت است. مساله کاملا واضح است، انسان موجودی است که ذاتا به چیزهایی که دوست دارد و از آن‌ها لذت می‌برد، اعتیاد پیدا می‌کند. ما به قهوه‌، شکر، اینترنت و هر چیز دیگری که برای ما خوشایند است اعتیاد پیدا می‌کنیم. البته همه‌ی این چیزها به خودی خود بد نیستند و با استفاده‌ی عاقلانه از آن‌ها می‌توانیم سطح زندگی و سلامت خود را ارتقا دهیم.

هدف این است که با اجتناب از اینترنت به مدت ۲۴ ساعت، به خودتان و همچنین کسانی که دوستشان دارید بیشتر توجه کنید و سعی کنید که با آن ها دوباره ارتباط برقرار کنید. توجه داشته باشید که تمرین اجتناب از اینترنت و غذا، نباید همزمان و در یک روز صورت بگیرد، وقتی می‌خواهید با اطرافیان ارتباط دوباره برقرار کنید، غذا خوردن با آن‌ها یکی از موثرترین روش‌هایی است که رشته‌های محبت و پیوند بین افراد را محکم‌تر می‌کند.

وقتی با اطرافیان خود ارتباط برقرار می‌کنید و تمام توجه خود را به آن ها معطوف می‌نمایید از دیدن اینکه چقدر با آن ها تفاهم و نقطه‌ی اشتراک دارید، شگفت‌زده خواهید شد. برای افرادی که به اینترنت اعتیاد دارند شاید در ابتدای کار، سخت باشد که بدون اینکه هر چند دقیقه یک بار به صفحه‌ی تلفن همراه خود نگاه کنند، یک ارتباط و گفتگوی واقعی با اطرافیان خود داشته باشند.

۱۰. مدام در پی اخبار جهان در رسانه‌ها و یا خواندن روزنامه‌ها نباشید

اگر چه تعداد جنگ‌ها و مرگ و میر ناشی از جنگ، در جهان کاهش پیدا کرده است و ما خیلی در اخبار تلویزیون و یا در جراید شاهد خبرهایی در مورد جنگ‌های گسترده نیستیم، اما خروجی این رسانه‌ها یک چیز است و همه‌ آن‌ها یک چیز را در دستور کار خود قرار داده‌اند. رسانه‌ها مسائل را خیلی بزرگ می‌کنند سپس با عادی و پیش پا افتاده جلوه دادن آن‌ها، موجب ترس و وحشت مردم می‌شوند و اگر این کار را نکنند تعداد مخاطبان آن‌ها کاهش پیدا می‌کند. پیتر دیامندیس یکی از متخصصان در زمینه ی نوآوری و کارآفرینی در این مورد می‌گوید:

  من اخبار تلویزیون را تماشا نمی‌کنم اطلاع از این اخبار برای من چندان فایده‌ای ندارد.

۱۱. کاری را که از آن وحشت دارید، هر روز انجام دهید

بنابر گفته‌ی تیم فریس: 

میزان موفقیت هر فرد در زندگی معمولا با تعداد کارهای سخت و ناراحت کننده‌ای که فرد مایل است آنها را انجام دهد، سنجیده می‌شود.

اما شما نباید همیشه در حال جنگ و مقابله با ترس‌های خود باشید. در حقیقت، می‌توانید ۹۹درصد از زمان، همان فرد ترسویی باشید که هستید. فقط نیاز است که ۲۰ ثانیه در زمانی که لازم است فرد شجاعی باشید و ترس خود را کنار بگذارید. اگر بتوانید شجاعانه به مدت ۲۰ ثانیه بر ترس خود غلبه کنید هر روز بدون اینکه خودتان آگاهی داشته باشید در موقعیت‌ها و شرایطی قرار می‌گیرید که از نظر اقتصادی و اجتماعی زندگی شما را متحول خواهد کرد.

بنابراین سوالی را که از پرسیدن آن وحشت دارید، بپرسید. نظری را که از ابراز آن وحشت دارید، بیان کنید. بر ترس خود غلبه کنید و هر کاری را که فکر می‌کنید لازم است انجام دهید. خود اتفاقات به اندازه‌ی پیش‌بینی‌هایی که از آن ها در ذهن خود داریم سخت و ناگوار نیستند پس کاری را که از انجام آن وحشت دارید به انجام برسانید و این اضطراب و کشمش درونی را خاتمه دهید.

در اکثر موارد، ترس‌های شما بی پایه و اساس هستند. بنابر نظر سث گودین منطقه امن ما و منطقه آرامش خاطر ما یکی نیستند و با هم فرق دارند. به طور مثال اگر شما از تلفن کردن به فرد خاصی ترس دارید، اگر تلفن را بردارید و با او صحبت کنید با این تلفن کردن، شما از منطقه ی امن خود خارج نشده‌اید و از نظر روان شناختی همچنان احساس امنیت می‌کنید. بنابراین اکثر چیزهایی که بیرون از منطقه آرامش شما قرار دارند لزوما امنیت روانی شما را به خطر نمی‌اندازند. به عبارت دیگر وقتی شما از منطقه آرامش خود خارج می‌شوید این بدان معنا نیست که از منطقه امن خود نیز خارج شده‌اید.

۱۲. به دیگران محبت کنید

از خود سوال کنید: " آیا امروز کار خوبی انجام داده‌ام؟ آیا به کسی کمک کرده‌ام؟ آیا کسی را خوشحال کرده‌ام؟ " اگرجواب منفی است پس آن روز شکست خورده‌اید.

دیل لامارتین تومپسن می‌گوید:

 اگر ما آنقدر مشغول و گرفتار خودمان هستیم که نمی‌توانیم به دیگران کمک کنیم، از هدف اصلی زندگی دور افتاده‌ایم.

کمک کردن به دیگران یکی از بزرگ‌ترین لذت‌های زندگی انسان است. کمک کردن به دیگران ما را با تمام جنبه‌های وجودیمان آشنا می‌کند و باعث می‌شود ارتباط عمیق‌تری با دیگران داشته باشیم. توماس مانسون در این مورد می‌گوید:

اجازه ندهید حل مشکلات زندگی شما با اهمیت‌تر از محبت و عشق ورزیدن شما به دیگران شود.

 ۱۳. شب زود به رختخواب بروید

تحقیقات نشان می‌دهد که دانش آموزانی که زود به رختخواب می‌رود و صبح نیز زود از خواب بیدار می‌شوند دانش آموزان موفق‌تری هستند. کریستف رندلر از دانشگاه هاروارد در این زمینه می‌گوید: افرادی که شب زود به رختخواب می‌روند و صبح زود لز خواب بیدار می‌شوند کارآمد‌تر هستند و نسبت به بقیه‌ی افراد، مشکلات را بهتر پیش‌بینی می‌کنند و بهتر از دیگران از پس مسائل و مشکلات زندگی بر می‌آیند. بنابراین این افراد در زندگی شخصی و حرفه‌ای خود موفق‌تر عمل می‌کنند.

زود به رختخواب رفتن مزایای دیگری نیز دارد که به آن ها اشاره می شود:
• بهتر می‌توانید برای کارهای خود برنامه‌ریزی کنید.
• باعث بهبود سلامت عمومی بدن می‌شود.
• خواب بهتری خواهید داشت.
• باعث خوش بینی، رضایت‌مندی بیشتر از زندگی و دقت در انجام کارها می‌شود.

باید به خودتان بها بدهید، پس از بیدار شدن از خواب، اول به کارهای شخصی خودتان برسید. می‌توانید ورزش کنید، مطالب الهام‌بخشی را مطالعه و یا گوش کنید و یا دردفتر یادداشت روزانه‌ی خود مطالبی را بنویسید. تاثیر مثبت این نوع از فعالیت‌های صبح‌گاهی خیلی قوی‌تر از تاثیر یک فنجان قهوه است.

۱۴. حداقل ۷ ساعت خواب شبانه داشته باشید

باید قبول کنیم که خواب شبانه به اندازه ی خوردن و آشامیدن اهمیت دارد. با وجود این، میلیون‌ها نفر دچار کم خوابی هستند و به دلیل این کم خوابی مشکلاتی را تجربه می‌کنند. بررسی سازمان ملی خواب امریکا نشان می‌دهد که حداقل ۴۰ میلیون نفر دچار اختلالات خواب هستند. این بررسی‌ها نشان می‌دهد که ۶۰ درصد بزرگسالان و ۷۰ درصد کودکان چند شب در هفته دچار بی خوابی می‌شوند، همچنین بیش از ۴۰ درصد از بزرگسالان در طی روز دچار خواب آلودگی شدید می‌شوند و این مشکل حداقل چند روز از ماه، فعالیت های روزانه‌ی آن‌ها را مختل می‌نماید. ۲۰ درصد افراد هم گزارش کرده‌اند که چند روز در هفته دچار مشکل خواب آلودگی می‌شوند.

محققان داشتن خواب کافی را با موارد زیر مرتبط می‌دانند:
• داشتن حافظه‌ی قوی‌تر
• زندگی طولانی
• کاهش خشم و عصبانیت
• افزایش قدرت خلاقیت
• افزایش دقت و تمرکز
• استرس کمتر
• کاهش وابستگی به کافئین
• کاهش تصادفات و حوادث حین کار
• کاهش علائم افسردگی

۱۵. دوش آب سرد بگیرید

دوش آب سرد باعث سلامت ذهن و جسم انسان می‌شود زیرا با ایجاد تغییرات طولانی مدت در سیستم ایمنی، گردش خون و دستگاه گوارش، کیفیت زندگی شما را بالاتر می‌برد و با افزایش سوخت و ساز بدن، در کاهش وزن نیز موثر است. مطالعات نشان می‌دهد که گرفتن دوش آب سرد به طور منظم علائم افسردگی را کاهش می‌دهد زیرا باعث ترشح موادی در مغز می‌شود که خلق انسان را بهبود می‌بخشند.

در حین دوش گرفتن اگر به آرامی نفس بکشید این کار سبب آرامش یافتن شما می‌شود و احساس نشاط و سرزندگی بیشتری می‌کنید. ایده‌های نویی به ذهنتان می‌آید و برای رسیدن به اهداف خود انگیزه پیدا می‌کنید. فرامش نکنید که دوش آب سرد در افرادی که به سرمای آب حساس هستند ممکن است باعث افت فشار خون و حالت سنکوپ شود.

۱۶. به درخواست‌ها، موقعیت‌ها و کارهایی که به نفع شما نسیتند "نه" بگویید

به همه کس و همه چیز "بله" نگویید. ۲۰ ثانیه شجاعتی که باید در طی روز داشته باشید شامل این "نه" گفتن‌ها نیز می‌باشد. بعضی موقعیت‌ها وجود دارند که شما دقیقا نمی‌دانید در آن‌ها باید بله بگویید یا نه بگویید، عموما شما نمی‌توانید در چنین مواقعی قاطعانه "نه" بگویید چون ممکن است شرایط پیرامون شما باعث شود که شما اشتباها با چیزی موافقت کنید و یا اینکه قدرت "نه" گفتن را پیدا نکنید.

اما در شرایطی که دقیقا می‌دانید چه می‌خواهید و چه چیزی به نفع شما است، این شجاعت و آینده نگری را خواهید داشت که حتی به موقعیت‌هایی که عالی به نظر می‌رسند "نه" بگویید، زیرا نهایتا از نظر شما این موقعیت‌ها، موانعی هستند که شما را از آنچه که می‌خواهید دور می‌کنند. جیم کالینز در کتاب "از خوب به عالی " می‌نویسد:

 اگر موقعیتی که فقط یک بار در زندگی برای شما پیش می‌آید، آن چیزی نباشد که شما می‌خواهید، آن موقعیت، موقعیت خوبی نیست.

شما کدام یک از موارد گفته شده را در زندگی خود رعایت می‌کنید؟ در قسمت‌های آینده به توصیه‌های بیشتری در مورد زندگی سالم و موفق پرداخته خواهد شد.

0

موفقیت

 

توصیه‌های بسیاری برای کسب موفقیت در عرصه‌های مختلف زندگی اجتماعی و کاری توسط افراد موفق در آن عرصه ارائه شده است. شاید پیروی از این روش‌ها و توصیه‌ها برای رسیدن به موفقیت کافی نباشد؛ اما قطعا بهره‌مندی از آن‌ها برای شروع اثر بخش خواهد بود. در ادامه‌ی مطلب ۱۶ مورد دیگر از این توصیه‌ها ذکر شده است.

۱۷. از دیگران به خاطر کارهایی که برای شما انجام می‌دهند، تشکر کنید

دیدن اینکه کسی صادقانه و صمیمانه از شما تشکر می‌کند واقعا حیرت‌آور است. این تشکر صمیمانه و صادقانه ممکن است خیلی برای ما اتفاق نیافتد. انسان‌ها به خوبی این صداقت و صمیمیت را درک می‌کنند. عبارت "ممنونم" ممکن است ساده به نظر برسد، اما اگر با صداقت و صمیمیت همراه باشد از روحیه‌بخش‌ترین کلماتی است که می‌توان به زبان آورد.

مطالعاتی که در این مورد صورت گرفته است نشان می‌دهد که تشکر کردن باعث می‌شود احتمال اینکه افراد بخواهند برای ما کاری را انجام دهند ۶۶ درصد افزایش پیدا کند.

وقتی این عادت را در خودمان ایجاد کنیم که از دیگران به خاطر کارهایی که برای ما انجام می‌دهند به طور زبانی تشکر کنیم، با گفتن عبارت "ممنونم" این عادت کم کم به یک حس درونی و واقعی در ما تبدیل می‌شود.

۱۸. هر روز به افراد مهم زندگی خود بگویید که دوستشان دارید

مطالعات علوم راونشناسی نشان می‌دهد که هر چقدر شما محبت خود را بیشتر ابراز نمایید، دیگران نیز شما را بیشتر دوست خواهند داشت. متاسفانه، افراد در مورد دوست داشتن دیگران ذهنیت غلطی دارند و تصور می‌کنند دوست داشتن دیگران نشانه‌ی ضعف و آسیب‌پذیر بودن است.

گاهی اوقات ما توان و قدرت این را پیدا نمی‌کنیم که به دیگران بگوییم چقدر دوست‌شان داریم؛ در صورتی که خیلی راحت آن‌ها را تحقیر و سرزنش می‌کنیم. همه ما به خوبی با حس بدی که عدم توانایی در گفتن "دوستت دارم" به ما می‌دهد آگاه هستیم. چرا تردید داریم که محبت خود را به دیگران ابراز کنیم؟

هریت بیچر استو در این مورد می‌گوید:

 تلخ‌ترین اشک‌هایی که بر سر مزار رفتگان ریخته می‌شود به خاطر حرف‌هایی است که هرگز به آن‌ها نگفتیم و کارهایی است که هرگز برای آن‌ها انجام ندادیم.

۱۹. بعد از بیدار شدن از خواب، ظرف ۳۰ دقیقه‌ی اول روز ۳۰ گرم پروتئین مصرف کنید

دونالد لیمن استاد برجسته‌ی دانشگاه الینویز و متخصص علوم تغذیه توصیه می‌کند که حداقل ۳۰ گرم پروتین برای صبحانه مصرف شود. همچنین تیم فرس در کتاب " بدن چهار ساعته " توصیه می‌کند که ۳۰ دقیقه بعد از بیدار شدن از خواب، ۳۰ گرم پروتئین مصرف کنید. بر طبق گفته‌ی تیم فریس، پدرش با انجام این کار، توانسته است در طی یک ماه هشت کیلوگرم وزن خود را کاهش دهد.

غذاهایی که سرشار از پروتئین هستند برای مدت طولانی‌تری شما را سیر نگه می‌دارند زیرا مدت بیشتری در معده باقی می‌مانند و همچنین میزان قند خون را ثابت نگه می‌دارند. این مواد باعث می‌شوند کمتر احساس گرسنگی کنید. مصرف پروتئین، اشتهای شما را برای خوردن کربوهیدرات‌های سفید کاهش می‌دهد. کربوهیدرات‌های سفید مانند نان تست، دونات، پیراشکی و ... ارزش غذایی کمی دارد و باعث چاقی می‌شوند.

تیم فریس توصیه می‌کند که‌:
• ۴۰ درصد از کالری صبحانه خود را از طریق مصرف پروتئین تامین نمایید.
• در وعده‌ی صبحانه، دو عدد تخم مرغ بخورید (هر تخم مرغ تقریبا حاوی ۶ گرم پروتئین می‌باشد).
• اگر تخم مرغ دوست ندارید می‌توانید گوشت بوقلمون یا شیر مصرف کنید.
• کسانی که تخم مرغ، گوشت و لبنیات مصرف نمی‌کنند، می‌توانند از پروتئین‌های گیاهی مانند انواع سبزیجات و حبوبات یا انواع مغزها که سرشار از پروتئین هستند، استفاده کنند.

۲۰. پادکست‌ها و کتاب‌های صوتی خود را با سرعتی دو برابر سرعت عادی گوش کنید

گوش کردن به کتاب های صوتی با سرعت همیشگی و عادی، روشی است که دیگر به گذشته تعلق دارد. امروزه روند و سبک تازه‌ای پیش روی افراد قرار دارد.

در سال ۲۰۱۰ وبلاگ Gigaom روشی را با عنوان " گوش کردن سریع به پادکست‌ها" ارائه کرد که از اتلاف وقت شما جلوگیری می‌کند. نرم افزاری که Fast Audio نامیده می‌شود این نوید را به شما می‌دهد که در زمانی نصف زمان همیشگی بتوانید کتاب‌های صوتی و آموزشی خود را گوش کنید.

اگر می‌خواهید از این تکنولوژی نوین استفاده کنید باید از اپلیکیشن Pod cast- Play back که با عنوان Smart Speed شناخته می‌شود، استفاده کنید. کاری که این اپلیکیشن انجام می‌دهد این نیست که محتوای صوتی را با سرعتی دو برابر سرعت استاندارد پخش کند بلکه بخش‌های اضافی را که در آن هیچ دیالوگی وجود ندارد حذف می‌کند. همچنین با حذف بخش‌هایی مانند مقدمه، نتیجه‌گیری و وقفه‌ی بین جملات، حجم فایل را کاهش می‌دهد و در نتیجه سرعت گوش کردن شما را افزایش می‌دهد.

با استفاده از این روش خواهید دید که طی زمانی که یک فنجان چای می‌نوشید حجم زیادی از اطلاعات را با گوش کردن به پادکست‌ها و کتاب‌های صوتی خود بدست خواهید آورد.

۲۱. مشخص کنید که طی پنج سال آینده به کجا باید برسید و سعی کنید طی دو سال به آن هدف دست پیدا کنید

همیشه برای رسیدن راه سریع‌تری نیز هست. درواقع، اگر شدیدا متکی به برنامه‌های از پیش تعیین شده‌ی خود باشیم، تعیین اهداف بلند مدت ممکن است رشد و پیشرفت ما را کند نماید و یا اینکه پتانسیل‌های وجودی ما را کاهش دهد. تیم فریس در مصاحبه‌ با‌ success magazine می‌گوید که او اهداف ۵ یا ۱۰ ساله ندارد؛ بلکه بر روی آزمایشات و پروژه‌های خود در یک دوره ی زمانی ۶ الی ۱۲ هفته‌ای کار می‌کند. اگر این پروژه‌ها خوب پیش بروند، درهایی که بر روی او گشوده می‌شوند بی شمار خواهند بود. تیم فریس ترجیح می‌دهد به جای اینکه فقط در یک مسیر گیر بیافتد، برطبق بهترین احتمالاتی که پیش رویش قرار می‌گیرد حرکت نماید. او می‌گوید این رویکرد باعث می‌شود که پیشرفت خیلی بیشتری داشته باشد و زودتر به اهداف خود برسد.

۲۲. چیزهای غیر ضروری را از زندگی خود حذف کنید

گرگ مک کوان در این مورد می‌گوید:

 شما عملا نمی‌توانید به هر چیز بی‌ارزشی درزندگی‌تان، بیش‌تر از ارزش واقعی آن بها بدهید.

بیشتر چیزهایی را که داریم هرگز مورد استفاده قرار نمی‌دهیم. ممکن است برخی از لباس‌هایی که داریم را هرگز نپوشیده باشیم. اطراف خود را انباشته از وسایلی کرده‌ایم که هرگز از آن ها استفاده نمی‌کنیم. این چیزهای اضافی، انرژی را از زندگی ما می‌گیرند.

خلاص شدن از شر چیزهایی که هرگز مورد استفاده قرار نمی‌گیرند درست مانند این است که خون تازه‌ای در رگ‌های شما جاری شود. وقتی چیزهای اضافی و بلااستفاده را از زندگی خود حذف می‌کنید موجی از انرژی مثبت وارد زندگی شما می‌شود و برای انجام کارهای خود انگیزه پیدا می‌کنید.

۲۳. روزانه یک قاشق روغن نارگیل بخورید

روغن نارگیل فواید بسیار زیادی دارد‌:
• روغن نارگیل باعث افزایش کلسترول خوب (HDL) در بدن می‌شود و از ساخت کلسترول بد جلوگیری می‌کند.
• کمک می‌کند که چربی بیشتری را بسوزانید و باعث می‌شود که وزن ایده‌آل و مطلوبی داشته باشید.
• مانع از پیری پوست می‌گردد و شما را شاداب و جوان نگه می‌دارد.
• خاصیت تب‌بری دارد و مانند یک داروی ضد التهاب عمل می‌کند.
• دارای خواص ضد باکتریال است واز بروز بیماری‌ها جلوگیری می‌کند.
• باعث بهبود حافظه و عملکرد شناختی می گردد (حتی در کسانی که مبتلا به آلزایمر هستند)
• باعث افزایش هورمون تستسترون در مردان می‌شود و سطح هورمون‌ها را در هر دو جنس متعادل نگه می‌دارد.
روغن نارگیل جایگزین بسیار خوبی برای کافئین است و از نظر ارزش غذایی بسیار سالم و انرژی‌زا است. با خوردن میزان کمی از این روغن، این ماده مانند یک تونیک انرژی بخش عمل می‌کند که هیچ عارضه‌ی جانبی ندارد.

۲۴. از آب میوه‌های طبیعی استفاده کنید

با استفاده از آب میوه‌های طبیعی ویتامین‌ها و مواد مغذی مورد نیاز بدن خود را تامین کنید. مصرف آب میوه طبیعی:
• شما را در برابر بیماری‌های قلبی-عروقی، سرطان و بیماری‌های التهابی محافظت می‌کند.
• بدن انسان به خاطر قرار گرفتن در معرض مواد شیمیایی و آلودگی‌های محیطی ممکن است دچار آسیب های سلولی شود؛ آب میوه‌ی طبیعی، بدن ما را در برابر آسیب‌های سلولی محافظت می‌کند.

می‌توانید هر ماه با مصرف آب میوه‌ی تازه طی سه الی ده روز بدن خود را از آلودگی‌ها تصفیه کنید و دوباره سلامتی خود را باز یابید یا اینکه می‌توانید آب میوه را در برنامه غذایی روزانه‌ی خود بگنجانید.

۲۵. خواسته‌ها و آرزوهای خود را باور داشته باشید

ناپلئون هیل در کتاب "‌فکر کنید و ثروتمند شوید" می‌نویسد:

یک اصل مهم و اساسی در بدست آوردن ثروت، این است که باید خواسته‌ی خود را باور داشته باشید.

هیل در کتاب خود بیان می‌کند که باید خواسته‌ی خود را در ذهن تجسم کنید و باور داشته باشید که به آن دست پیدا خواهید کرد. او در کتابش می‌نویسد:

هر آنچه را که بتوانید در ذهن‌تان تصور کنید و به آن باور داشته باشید برای شما دست یافتنی خواهد بود.

اگر رویاهای خود را باور نداشته باشید، احتمال تحقق یافتن آن ها کم‌تر می‌شود. اما اگر باور داشته باشید که آرزوهای شما روزی به واقعیت تبدیل خواهند شد، کل هستی دست به دست هم می‌دهند تا شما به خواسته‌ی خود برسید.

بر طبق گفته‌های هیل در کتاب ‌"فکر کنید و ثروتمند شوید":
• باور داشتن، نقطه ی شروع ثروتمند شدن است.
• باور داشتن، بنیان و شالوده‌ی تمام معجزات و رازهایی است که قوانین علمی توجیهی برای آن‌ها ندارد.
• ایمان و باور داشتن، تنها عاملی است که افکار یک ذهن عادی را به افکاری معنوی و متعالی مبدل می‌سازد.
• باور ذهنی انسان تنها عاملی است که نیروهای طبیعت را در جهت تحقق خواسته‌های او به حرکت در می‌آورد.
• وقتی باور انسان با دعا و نیایش آمیخته شود باعث ارتباط ما با یک قدرت برتر خواهد شد که تحقق خواسته‌هایمان را امکان‌پذیر می‌سازد.
شاید برای خیلی از ما، باور داشتن آرزوها و خواسته‌هایمان کار دشواری باشد؛ اما برای تمام کسانی که در زمینه‌ی تجارت و کسب و کار موفق بوده‌اند، باور داشتن آرزوهایشان یک رکن اساسی بوده که این افراد را به موفقیت رسانده است.

۲۶. انتظارات معقولی از خود داشته باشید و همواره نگران نتایج و پیامدها نباشید

تحقیقات نشان می‌دهند که اگر در حد توانایی‌هایتان از خودتان انتظار داشته باشید عملکرد خیلی بهتری خواهید داشت تا اینکه همواره انتظار داشته باشید که نتایج خاصی را بدست بیاورید. جاش کافمن در کتاب "the personal MBA" می‌نویسد:

زمانی که اهداف خود را مشخص می‌کنید باید بدانید که همه چیز تحت اختیار شما نیست و شما همواره بر روی نتایج کنترل ندارید؛ اما می‌توانید اقدامات و تلاش‌های‌تان را مدیریت و کنترل نمایید.

انتظار بهترین عملکرد را از خود داشته باشید و خیلی نگران نتیجه‌ی کارها نباشید؛ خواهید دید که به طور طبیعی بازدهی و کارایی شما افزایش پیدا می‌کند و بهترین نتیجه‌ی ممکن را بدست خواهید آورد. به بیانی ساده تر، کاری را که درست است انجام بدهید به دنبال آن، نتایج و پیامد های آن کار را خواهید دید.

۲۷. هر روز حداقل یک ساعت بدون هیچ نگرانی و مشغله‌ی ذهنی به خودتان استراحت دهید و لذت ببرید

بسیاری از ما برای رسیدن به موفقیت، به کارمان اعتیاد پیدا کرده‌ایم و بدون هیچ استراحتی تمام زندگی خود را به کارمان اختصاص داده‌ایم. اما برای رسیدن به موفقیت، داشتن استراحت و آرامش ذهنی کاملا ضروری است. بدون استراحت کافی، کارایی شما کمتر از حالت عادی خواهد بود. درست مانند ورزش کردن؛ اگر شما طی ورزش و فعالیت بدنی وقفه‌های کوتاهی به خود استراحت ندهید نمی‌توانید به فعالیت خود ادامه دهید. بسیاری از افراد سعی می‌کنند به خودشان انگیزه بدهند و مدت طولانی‌تری همچنان به کار و فعالیت خود بپردازند؛ اما این روش در درازمدت جواب نمی‌دهد و شما را از پای در خواهد آورد.

۲۸. از کسانی که با آن‌ها بد رفتاری کرده‌اید، عذرخواهی کنید

همه‌ی ما در طول روز اشتباهاتی می‌کنیم و متاسفانه در اکثر اوقات مثل بچه‌ها رفتار می‌کنیم؛ فرافکنی می‌کنیم و اشتباهات خود را به گردن دیگران میاندازیم.

تحقیقات نشان می‌دهد افرادی که از دیگران صراحتا عذرخواهی نمی‌کنند استرس و نگرانی‌های بیشتری را تجربه می‌کنند.

شما در زندگی خود به احساسات فرو خورده و انرژی‌های منفی نیازی ندارید؛ بنابراین سعی کنید اشتباهات خود را جبران کنید از دیگران عذرخواهی کنید، سپس قضیه را رها کنید. اینکه دیگران شما را ببخشند یا نبخشند چیزی نیست که در کنترل شما باشد.

۲۹. با پنج نفری که در زندگی شما الهام‌بخش هستند، ارتباط داشته باشید و این رابطه را حفظ کنید

جیم ران در مورد تاثیر افراد بر شخصیت می‌گوید:

پنج نفری که شما بیشتر وقت خود را با آن‌ها می‌گذرانید هر کدام بخشی از شخصیت شما را می‌سازند.

کسانی که شما اوقات خود را با آن‌ها می‌گذرانید مهم هستند. مهم‌تر از آن، نوع افرادی است که وقت خود را با آن‌ها می‌گذرانید. افرادی که اطراف شما هستند شخصیت شما را نشان می‌دهند. آیا دوستان شما افرادی هستند که باعث پیشرفت شما می‌شوند یا افرادی هستند که شما را از آنچه که هستید هم پایین‌تر می‌آورند؟ سخت‌کوش هستند یا تنبل؟ چه نوع تفکراتی دارند؟ سطح درآمدشان چقدر است؟ سطح سلامت جسمانی آن‌ها چگونه است؟

تمامی این موارد بر روی شما و زندگی‌تان تاثیرگذار هستند. یکی از سخت‌ترین و دردناک‌ترین تجربیات در دنیا این است که با کسانی که مدت‌های طولانی با آن ها دوست و هم‌صحبت بوده‌اید دیگر احساس راحتی نکنید. وقتی شما در زندگی پیشرفت می‌کنید و همچنان در پی رشد و پیشرفت بیشتر نیز هستید، کم‌کم شروع به یافتن دوستان جدیدی می‌کنید؛ بنابراین افراد جدیدی اطراف شما را می‌گیرند. هرگز اجازه ندهید که دوستان سطح پایین، شما را پایین نگه دارند و مانع پیشرفت شما باشند. دنبال دوستان جدید بگردید؛ اما کسانی را که روزگاری دوستان شما بوده‌اند رها نکنید و محبت خود را از آن‌ها دریغ نکنید.

۳۰. ده درصد از درآمدتان را پس انداز کنید

اگر ۱۰ درصد از حقوق ماهیانه‌ی خود را پس‌انداز کنید با ایجاد یک حساب‌ پس‌انداز می‌توانید بهترین سود ممکن را برای آینده‌ی خود بدست بیاورید. اگر خودتان را مجاب کنید تا ۱۰ درصد از هدایا و مزایای شغلی خود و ۱۰ درصد از درآمدهای جانبی خود را پس‌انداز نمایید به جای اینکه ۳۰ سال یک آپارتمان کوچک را اجاره کنید می‌توانید خانه‌ا‌ی کوچک بخرید.

نهایتا اگر نتوانید به جایگاه مالی مورد نظر خود دست پیدا کنید و نتوانید خانه‌ای برای خود تهیه نمایید حداقل می‌توانید شادتر زندگی کنید و بیشتر احساس خوشبختی کنید. پس انداز کردن یک اصل مهم در ایجاد ثروت است؛ ولی بیشتر افراد، تمام درآمد خود را خرج می‌کنند و حتی بالاتر از سطح توانایی مالی خود زندگی می‌کنند؛ بنابراین مقروض و بدهکار می‌شوند.

۳۱. ده درصد از درآمدتان را به دیگران ببخشید

ضرب‌المثلی هست که می‌گوید:

کسی که راحت‌تر می‌بخشد، ثروتمندتر می‌شود.

اکثر مردم سعی می‌کنند تا آنجایی که می‌توانند ثروت جمع کنند. به هر حال یک اصل طبیعی در ایجاد ثروت بخشندگی است. جو پولیش در مورد بخشندگی می‌گوید:

دنیا موهبت‌های خود را به افراد بخشنده ارزانی می‌کند و از افراد خسیس می‌گیرد.

۳۲. روزانه ۸ لیوان آب بنوشید

بخش عمده‌ای از بدن ما را آب تشکیل می‌دهد. اگر روزانه به اندازه‌ی کافی آب بخورید این کار باعث لاغر شدن و تناسب اندام شما می‌شود. نوشیدن آب به مقدار کافی همچنین باعث می شود که پوست شاداب‌تر و سالم‌تری داشته باشید. تاثیری که آب بر روی سلامتی انسان دارد مساله‌ای انکارناپذیر است؛ وقتی به اندازه ی کافی آب می‌نوشیم عملکرد مغزمان بهتر است و از هر لحاظ احساس بهتری داریم. اگر شما روزانه به اندازه‌ی کافی آب نمی‌خورید کار غیرعاقلانه‌ای انجام می‌دهید؛ بنابراین باید اولویت‌های زندگی خود را به طور جدی مورد بازنگری قرار دهید.

 

0

همه ی ما این را می دانیم که استارتاپ ها برای رشد به پول نیاز دارند. به همین دلیل است بخش زیادی از وقت و انرژی خود را به جذب سرمایه اختصاص می دهند. نکته ی محسوسی که در این میان وجود دارد این است که کمتر کسی می گوید بعد از جذب سرمایه چه کار باید کرد؛ و یا به عبارت بهتر، چه کار نباید کرد.

اغلب مؤسسین استارتاپ ها پس از آنکه سرمایه ی مورد نیاز خود را جذب کردند نفس راحتی می کشند. اما باید در نظر داشت که کار به هیچ وجه تمام نشده است. اشتباهات بزرگ و در عین حال رایجی وجود دارند که در این مرحله نیز استارتاپ ها را به شدت تهدید می کنند. دو مورد از این اشتباهات را در ادامه می توانید مطالعه کنید.

۱- مغرور شدن به سرمایه و از دست دادن انرژی اولیه

فرهنگ استارتاپی آنقدر روی جذب سرمایه متمرکز است که اکثر کارآفرینانی که موفق به این کار می شوند، موفقیت خود را مهر تأییدی بر موفقیت شرکتشان قلمداد می کنند. هرچه باشد، آنها در جذب سرمایه و متقاعد کردن سرمایه گذاران به اثربخش بودن ایده ی بزرگشان موفق بوده اند. اما آیا به همین دلیل قطعاً موفق خواهند شد؟ پاسخ منفی است.

می توان به خاطر موفقیتی که در جلب نظر و سرمایه ی دیگران کسب کرده اند به این دسته از کارآفرینان تبریک گفت اما این، حضور طولانی مدت آنها در صحنه را تضمین نمی کند. اگر استارتاپ شما در این مرحله موفق عمل کرد راضی نشوید و به خاطر داشته باشید که چون سرمایه جذب کرده اید، احتمالاً باید سرمایه ی بیشتری نیز جذب کنید و با این کار تا لحظه ی آخر در چرخه ی اثبات کسب و کار خود به هیئت مدیره و سرمایه گذاران قرار خواهید گرفت.

مغرور شدن به این موفقیت می تواند چشمان شما را به روی این حقیقت ملموس ببندد. تمام سرمایه گذاران می خواهند شاهد بازگشت سرمایه گذاری خود باشند و منتظرند شما این کار را برایشان انجام دهید. به همین دلیل است که هر کسب و کاری نباید به دنبال جذب سرمایه ی سرمایه گذاران باشد.

۲- از دست دادن کنترل در مواجهه با موانع غیر منتظره
این موضوعی مسلم است. شما پس از گذراندن مانع اولیه ی مالی، با مشکلات غیر منتظره ی بیشتری مواجه خواهید شد و کارها ممکن است آنگونه که فکر می کنید پیش نروند. برخی از استارتاپ ها از این موانع پیش بینی نشده جان سالم به در می برند و برخی هم خیر. این مسئله کاملاً به این بستگی دارد که اصولاً برای موانع غیر منتظره طرح ریزی کرده باشید یا نه. حتی باید این را به خوبی بدانید که برخی مسائل وجود دارند که قادر نیستید از قبل برایشان طرح ریزی کنید.

وقتی اوضاع شروع می کند به خارج شدن از کنترل، باید بتوانید نگاه واقع بینانه ای به چالش پیش روی خود داشته باشید و تصمیم بگیرید. شاید به نظر بدیهی برسد اما خیلی از کارآفرینان به دلیل ترس از خراب کردن، توانایی تصمیم گیری خود را از دست می دهند. بیشتر مواقع به جای نتیجه ی مطلوب خود و آنچه می خواهید از آن بپرهیزید، مجبور خواهید بود بین بد و بدتر انتخاب کنید.

حال که پول سرمایه گذار را در اختیار دارید، خیلی مسائل دیگر وجود دارند که باید به آنها رسیدگی کنید. یکی از بزرگ ترین اشتباهاتی که ممکن است در این مرحله مرتکب شوید این است که فرضیات اولیه تان اشتباه از آب در بیایند، اما شما در این باره با خودتان روراست نباشید. کارآفرینان به طور طبیعی خوش بین هستند، بنابراین شما نیز احتمالاً مثل همیشه نیمه ی پر لیوان را خواهید دید. به این ترتیب لازم است بررسی دقیقی از اوضاع خود به عمل بیاورید. همچنین از شبکه ای از افراد مورد اعتماد و نزدیک به خود بخواهید در مورد اوضاعتان بازخور های صادقانه به شما بدهند و در مواقع لزوم خوش بینی شما را در عمل بیازمایند.

به یاد داشته باشید، موفقیت هیچ نسخه ی از پیش تعیین شده ای ندارد اما اجتناب از اشتباهات ساده ای از این دست می تواند برای استارتاپ ها حکم مرگ و زندگی را داشته باشد.

0


حتما شما هم در شبکه‌های اجتماعی با پیام‌هایی همچون سوالات مطرح شده در آزمون استخدامی گوگل روبه‌رو شده‌اید؛ سوالاتی نظیر "در یک اتوبوس چند توپ گلف جای می‌گیرد". سوال در مورد یک اتفاق نادر یا عجیب و محک زدن نوع نگاه فرد در تحلیل موضوع در جهت استخدام خلاق‌ترین فرد، رویکردی است که شرکت‌های بزرگ و مطرح برای استخدام در پیش گرفته‌اند.
غول دنیای اینترنت بهترین روش استخدام افراد را طرح سوالات ساختاریافته در جهت شغل مورد نیاز می‌داند. روشی که محققین علوم مدیریتی هم به آن باور دارند. مشکل مصاحبه‌هایی از این دست از نظر گوگل در نداشتن روایی لازم در طرح سوالات است.

گوگل همواره توجه ویژه‌ای به بخش آکادمیک و استفاده از تئوری‌ها و مطالب منتشر شده در فضای دانشگاهی داشته همچنین این شرکت با به کارگیری بهترین روش‌های صنعت توانسته به یک تعامل دوطرفه با جامعه‌ی دانشگاهی برسد. در حال حاضر نیز با راه‌اندازی پروژه‌ی re:work به دنبال انتشار بهترین روش‌هایی می‌گردد که خود به آن‌ها رسیده است. در نتیجه گوگل ایده‌ی ساخت جامعه‌‌ی کاری آینده را برای تمام افراد و شرکت‌ها در سر دارد.

پروژه‌ی re:work با هدف انتشار تجربیات گوگل در زمینه‌های مختلف و انتشار مطالعات موردی به وجود آمده است. با مراجعه به وب‌سایت این پروژه به راحتی می‌توان به اطلاعات زیادی در زمینه‌های مختلف مدیریتی دست پیدا کرد. در این وب‌سایت همچنین می‌توان به اطلاعاتی در مورد تجربیات گوگل در مورد نحوه‌ی ایجاد یک محیط خلاق در فضای کاری دسترسی داشت.

۱. پیش‌بینی عملکرد
گوگل اولین شرکتی نبود که در مصاحبه‌ی استخدامی سوالات عجیب و غیرمرتبط مطرح می‌کرد. با این حال اولین شرکتی که به طور قطع ناکارآمدی آن را پذیرفت گوگل بود.

مشکل اصلی در برابر مدیریت خلاقیت در یک سازمان در تعریف خلاقیت نهفته است. خیلی از افراد اعتقاد دارند که خلاقیت یک استعداد درونی است و هر کسی قادر به کشف راه‌های خلاقانه در مواجه با یک مشکل نیست. مطالعات تجربی این پیش فرض را به طور کل رد می‌کنند. امروزه می‌توان افراد خلاق در سازمان‌ها را شناسایی کرد، کارمندان را در جهت افزایش خلاقیت فردی آموزش داد و عملکرد خلاق گروه‌های کاری را مدیریت کرد.

در این بین نیز چارچوب‌های تئوریکی وجود دارند که به وسیله‌ی آن‌ها می‌توان عملکرد افراد خلاق در سطح سازمان را زیر نظر گرفت و ویژگی‌های یک فرد خلاق را در هنگام استخدام شناسایی کرد.

۲. توسعه‌ی مهارت‌های مدیریتی
در مورد مدیران، گوگل تجربه‌ای دیگر را برای ما به اشتراک می‌گذارد. این ادعا که مدیر نقشی در مدیریت خلاقیت کارمندان خود ندارد و حتی در جاهایی به ازبین بردن خلاقیت اقدام می‌کند به طور کل اشتباه به نظر می‌سد. بدون حضور فعال مدیریت ایجاد فضای خلاق در محیط سازمان امکان پذیر نیست.

محققین دریافته‌اند توانمند سازی اعضای تیم به جای نظارت بر تک‌ تک افراد، اهمیت به وضعیت رفاهی اعضا و موفقیت آن‌ها، ایجاد دیدگاه مشترک و همچنین استفاده از نیروهای مجرب برای راهنمایی اعضا در رسیدن به اهداف مشترک از جمله عوامل مهم موفقیت و رسیدن به خلاقیت در سازمان به شمار می‌روند.

۳. مدیریت تنوع
تنوع از جمله مباحث جدید در زمینه‌ی مدیریت منابع انسانی به شمار می‌رود. تنوع در محیط کار می‌تواند به افزایش نوآوری ختم شود. با کنار هم قرار دادن افراد مختلف از نژاد‌ها، قوم‌ها و جنسیت‌های مختلف باید امید داشت که ایده‌ها و فکر‌های جدیدی در سازمان شکل گیرند.

در این بین مشکل اصلی در مسیر رسیدن به هم‌افزایی در گروه‌هایی با اعضای متنوع، خطا در فهم مشترک است. بنابراین اعضای تیم به جای بررسی و تحلیل ایده‌ها به قضاوت کردن یکدیگر تنها بر اساس پیش‌زمینه‌ی نژادی می‌پردازند.

گوگل برای رفع این مشکل راه‌کارهای متنوعی در نظر گرفته است. این شرکت با ارائه‌ی چارچوب‌ها و برگزاری کارگاه‌هایی برای کاهش خطا و ساخت ابزارهایی برای بهبود فرآیندهای کاری سعی در رفع سوتفاهمات در میان افراد و در نتیجه ایجاد فرهنگ خلاقیت در فضای سازمانی خود دارد.

۴. فعالیت‌های تیمی
گوگل در جدیدترین پست خود در وبلاگ re:work به بررسی فعالیت‌های تیمی پرداخته است. این شرکت در تحقیقات خود پنج عامل در موفقیت تیم‌ها را معرفی می‌کند. امنیت روانی، وابستگی، ساختارمندی وشفافیت برنامه‌ها، درک مشترک از کار و تاثیر نتیجه‌ی کار پنج عامل اصلی موفقیت تیم‌های کاری محسوب می‌شوند. در این بین امنیت روانی اعضا، راحت بودن افراد در ابراز ایده‌ها و علایق خود، اهمیت بیشتری برای موفقیت تیم دارد.

در انتها باید گفت شروع پروژه‌ی re:work توسط گوگل و تلاش این شرکت برای به اشتراک گذاری تجربیات موفق خود در زمینه‌های مختلف جای تحسین دارد و نوآوری گوگل در انتشار دانش را نشان می‌دهد.

0

اگر برای موفقیت در زندگی به دنبال الگو می گردید، شاید هیچکس بهتر از بیل گیتس نتواند شما را به سمت موفقیت و شکوفایی راهنمایی کند. مایکروسافت، شرکت تأسیس شده توسط گیتس، یک صنعت کاملاً تازه بنا کرد. خود گیتس نیز با ارزشی حدود 80 میلیارد دلار، ثروتمند ترین مرد روی زمین شناخته می شود. رد اقدامات خیرخواهانه ی وی به تمام نقاط جهان رسیده؛ او به واقع از دنیا مکان بهتری برای زندگی ساخته است. بیل گیتس در عین حال به رویای خود نیز رسیده است. رویای او این بود که روزی روی هر میزی یک کامپیوتر شخصی باشد.

اما علل موفقیت گیتس کدام بوده اند؟ او به طور قطع با یک ایده ی مناسب، در زمان مناسب و در جای مناسب قرار داشته است. اما خودش در طی سالیان به برخی از علل موفقت پایدارش اشاره هایی کرده است. اشاره های او می تواند برای هر کسی در هر زمینه ای مفید باشد. برخی از توصیه های گیتس در این زمینه را می توانید در ادامه مطالعه کنید.

1- بلد باشید چطور نه بگویید

این توصیه ای است که گیتس از وارن بافت یاد گرفته است و در عین حال برای هر کسی بسیار مفید است. شما همیشه در معرض زنجیره ای تمام نشدنی از فرصت ها، کار ها و انگیزه ها قرار خواهید داشت. در این دنیای شلوغ، کِی و چگونه نه گفتن به پروژه ها، مراسمات مختلف و درخواست های دیگر، شاید مهم ترین مهارت مورد نیاز هر کسی باشد. این مهارت به شما اجازه می دهد بفهمید چه کاری واقعاً مهم است، و سپس توجه شما را به آن جلب می کند.

2- به استقبال انتقادات بروید
گیتس در کتاب خود با عنوان «کسب و کار با سرعت اندیشه» توصیه می کند: «از خبر های بد استقبال کنید تا بفهمید روی چه چیزهایی باید بیشتر کار کنید». هیچ کس دوست ندارد دیگران خطاهایش را به رخ بکشند، اما بدون چنین بازخوردهایی فرایند یادگیری و رشد بسیار کند تر خواهد بود. گوش کردن به انتقادات دیگران تقریباً همیشه به شما دیدی می بخشد که پیش از آن نداشته اید و این چیزی است که به آن نیاز خواهید داشت.

البته برخی انتقاد ها مفید نیستند. بنابراین باید قوه ی قضاوت خود را به کار بگیرید تا انتقاد سازنده و مخرب را از هم تشخیص دهید. با در نظر گرفتن این موضوع، بار بعدی که کسی شما را به باد انتقاد گرفت، به جای اینکه صحنه را ترک کنید، بایستید، گوش دهید، از او تشکر کنید و از گفته هایش درس بگیرید.

3- خوش بین باشید
خوش بین بودن در دنیایی که خیلی چیز ها در آن اشتباه به نظر می رسد می تواند سخت باشد. اما بدون خوش بینی، هیچ کس هیچ شرکت تازه ای به راه نمی انداخت، روی هیچ ایده ی تازه ای سرمایه گذاری نمی کرد و یا محصول تازه ای به بازار نمی فرستاد.

گیتس ارزش خوش بینی را ارج می نهد و از آنجا که بنیاد او به برخی از مأیوس کننده ترین مشکلات روی زمین مثل قاچاق انسان، گرسنگی، و فقر شدید می پردازد، به خوش بینی نیاز مبرم دارد. او در سخنرانی خود در جشن فارغ التحصیلان دانشگاه استنفورد گفت: «خوش بینی اغلب با امید واهی اشتباه گرفته می شود. غافل از اینکه ما نا امیدی واهی هم داریم».

4- از شکست نهراسید
او در کتاب دیگر خود با عنوان «مسیر پیش رو» می نویسد: «موفقیت معلم خوبی نیست؛ با انسان های باهوش کاری می کند که فکر کنند شکست ناپذیرند». محصول فوق العاده موفق امروز ممکن است فردا به هیچ کاری نیاید و این به گفته ی گیتس می تواند برای کامپیوتر های شخصی و سیستم عامل ویندوزی که اغلب روی آنها نصب می شود هم اتفاق بیفتد.

این طبیعی است که موفقیت را بسیار دلچسب تر از شکست بدانید، اما این شکست ها ی زندگی هستند که بیشترین درس ها را به ما می دهند و بیشترین فرصت های رشد را در اختیار ما قرار می دهند. پس بار بعدی که با صورت زمین خوردید، این نکته را به یاد داشته باشید.

5- روی یک هدف متمرکز شوید و از حرکت به سمت آن باز نایستید
گیتس در نامه ی سالانه ای که از طریق بنیاد بیل و ملیندا گیتس منتشر می شود نوشته است: «اگر هدف مشخصی برای خود در نظر بگیرید و معیاری برای سنجش عملکرد خود در مسیر آن داشته باشید، به پیشرفت چشمگیری دست پیدا خواهید کرد». او در ادامه می گوید پیدا کردن این هدف و معیار مناسب برای سنجش آن، در نهایت شگفتی بسیار دشوار است. گیتس گوشزد می کند که اگر این کار آسان بود، همه آن را انجام می دادند.