0

۹ کاری که قبل از استخدام مدیر برای شرکت خود باید انجام دهیم

یک سوال بسیار سخت که قبل از هر انتخاب باید از خودتان بپرسید این است: آیا من می خواهم این فرد را به عنوان مدیر شرکت خود استخدام کنم؟ اما باید چه کارهایی قبل از انتخاب یک مدیر ارشد و استخدام وی برای شرکت خود انجام دهیم.

پیدا کردن شخص مناسب برای پر کردن جایگاهی در سطح ارشد برای هر شرکتی سخت است. شما باید داوطلب مناسب را تشخیص دهید، ببینید که آیا نیازهایتان را می‌شناسید یا خیر و همچنین حقوق متناسب این کار را برای وی در نظر بگیرید.

به همین دلیل است که در بسیاری از موقعیت‌ها انتخاب کردن مدیر به یک پروسه‌ی طولانی و حساس تبدیل می‌شود. اما گام‌های انتخاب یک مدیر خوب چیست؟

۱. یک نقشه ی راه ۱۲ تا ۱۸ ماهه تهیه کنید

سریع شروع کنید و در رابطه با کلیدها و سرنخ‌هایی که شما را در انتخاب پیش می‌برد فکر کنید، جستجو کنید و بفهمید که دیگران در موقعیت‌های مشابه به چه چیزهایی توجه دارند. یک لیست با اولویت‌های مختلف ایجاد کنید و آماده‌ی هر سورپرایزی باشید.

از خودتان یپرسید:چرا می خواهید این جایگاه را پر کنید؟

۲. روی همه‌ی مراحل کنترل داشته باشید

تعادل خوبی بین رد کردن و پذیرفتن داوطلبان برقرار کنید. شناسایی کنید که چه چیزی داوطلبان را به شرکت شما جذب می‌کند و چه چیزی باعث می‌شود کارکنان شما بخواهند موقعیت فعلی خود را ترک کنند.

از خودتان بپرسید: آیا این داوطلب به چیزی که ما می‌خواهیم نزدیک است؟ آیا برای کار ما مناسب است؟

۳.به تقاضاهای داوطلبان توجه کنید

به مسائلی که داوطلبان می‌گویند گوش دهید و سعی کنید دلیل تغییر شغل و نقل مکان از موقعیت‌های کاری مختلف را کشف کنید. ممکن است نیاز باشد تا از داوطلبان بخواهید تا لیستی از تمام دلایلی که باعث تغییر شغل آنها شده تهیه کنند .

۴.یک ملاقات در سطح مدیریتی پایین برگزار کنید

یک جلسه‌ی ملاقات بین مدیران در سطح پایین برگزار کنید و گزینه مورد نظر شما در این جلسه شرکت کند تا علاوه بر آشنایی با دیدگاه شرکت شما، دیدگاه‌های خود را نیز مطرح کند.

این نکته در تمامی مواردی که می‌خواهید مدیری را استخدام کنید، کارآمد خواهد بود پس بهتر است قبل از نهایی کردن انتخاب، این جلسه را برگزار کنید.

جلسه کاری

۵.گذشته‌ی فرد را بررسی کنید

 بررسی گذشته بهترین پیشگو برای انتخاب و استخدام موفق در آینده است و حتی بیشتر از مصاحبه کارساز خواهد بود.

۶.از سوال پرسیدن نترسید

با نگاه کردن به داوطلبان از هر زاویه به دنبال صفات و خصوصیات او باشید. عمیقا در رابطه با تجربه‌ی گذشته‌ی داوطلبان کاوش کنید. از این که خیلی سوال بپرسید نترسید. هدف این است که از هر اتفاق غیرمنتظره‌ای بعد از استخدام شخص، پیشگیری کنیم.

از خودتانن بپرسید: آیا من می خواهم این فرد را مدیریت کنم؟

۷.انتظارات مالی فرد مورد نظر خود را شناسایی کنید

ابتدا از انتظار داوطلب آگاهی پیدا کنید. در رابطه با بسته‌های تشویقی آن‌ها در گذشته بپرسید و اطمینان پیدا کنید با چیزی که شما می‌توانید پیشنهاد دهید همخوانی دارد یا خیر.

بعد از این که همه‌ی مسایِل دیگر رفع شدند، به داوطلبان در رابطه با این که پاداش‌ها در آینده چگونه خواهند بود به صورت کامل اطلاعات بدهید. این باید آخرین مساِله‌ای باشد که قبل از نهایی شدن انتخاب مطرح می‌شود.

۸.قبل از انتخاب کردن مطمئن شوید که هیچ شک و دودلی وجود ندارد

زمانی که شما آماده هستید تا انتخاب کنید، داوطلب باید توانایی این را داشته باشد که به چشمان شما نگاه کند و بگوید: "من این شغل را می‌خواهم"

در این لحظه شما باید مطمئن باشید که پیشنهاد شما قبول خواهد شد. همواره پیشنهاد نهایی را خود و به صورت رو در رو به فرد موردنظر ارائه کنید.

۹.انتخاب نهاییتان را بکنید

نپرسید:" آیا برای پیشنهاد نهایی آماده‌ هستی؟"

بلکه بپرسید: "آیا حاضری به شرکت ملحق شوی؟"

این موارد به شما کمک خواهند کرد تا تصمیمات مدیریتی بهتری گرفته و افراد مناسبی را استخدام کنید.

منبع inc

 

0

فرصت‌ های دنیای تکنولوژی برای زنان

"ناتالی کریسمن کوپر" زنی میانسال است که به تازگی وارد عرصه‌ی فناوری شده و اکنون به عنوان یک طراح وب فریلنسر فعالیت می‌کند. در این مطلب که از زبان وی بیان شده است از زنان دعوت می‌کند تا با تکنولوژی ارتباط بهتر و کارآمدتری برقرار کنند. 

در گروه آنلاین تکنولوژی محلی من، معمولا تعداد خانم‌ها انگشت‌شمار هستند. در این گروه، دوره‌های رایگان آنلاین زیادی وجود دارد که خانم‌ها می‌توانند از آن استفاده کنند.

وقتی به عنوان یک زن وارد حوزه‌ی فناوری شدم، فرصت‌های آنلاین زیادی در اختیارم قرار داشت و به محض این که شروع به فعالیت کردم، فهمیدم این عرصه آن طور که تصور می‌کردم، بد نبوده است. مشکل اینجا بود که در این فضا هم نوعی تبعیض برقرار بود. با این حال، ذهنیتی که پوشش‌های رسانه‌ای از آن ایجاد کرده بودند، واقعا درست نبود.

از این رو گروهی تشکیل دادم تا این فضا برای خانم‌ها هم فراهم شود تا برتری خود را در این زمینه نشان دهند و در یک محیط آرام و دوستانه به یادگیری موضوعات جدید بپردازند. ضمن این که از برنامه‌ی موجود در Google Campus که برای پدرها و مادرها طراحی شده بود، استفاده کردم. این برنامه نوعی محیط آموزشی جذاب فراهم کرده بود تا والدین خلاق در آن ایده‌های خود را شکوفا کنند.

از طریق این برنامه و با راهنمایی کارشناسان آن توانستم با موضوعاتی چون برنامه‌ریزی‌های کسب و کار و اصول طراحی تجربه‌ی کاربری (UX) آشنا شوم و آموزش‌های مربوط به آن را فرا بگیرم. البته به صورت مداوم از مردم می‌شنوم که حوزه‌ی تکنولوژی برای خانم‌ها سخت است اما در مقایسه با تجربه‌های قبلی خودم در طراحی و تبلیغات صنعتی که در آن شغل هم تبعیض جنسیتی به وفور دیده می‌شد، کار سخت‌تری نبود.

موانع ورود به این عرصه بسیار کم است. منابع آموزشی آنلاین زیادی وجود دارد که اکثر آن‌ها رایگان هستند و به هیچ تجربه و بیشینه‌ای هم در رشته‌های کامپیوتر نیازی نیست. در واقع لازم نیست که پس‌زمینه‌ی فنی در این خصوص داشته باشید بلکه یک ذهن کنجکاو و مشتاق به یادگیری در آغاز راه کفایت می‌کند.

سوالی که ممکن است مطرح شود اینکه، با وجود ورودی آسان این حوزه، چرا خانم‌ها کمتر وارد آن شده‌اند؟

به عقیده‌ی من نبود الگو در این عرصه می‌تواند علت این عدم استقبال باشد. برای مثال من ۴۷ سال سن دارم. اما هیچ زن میانسال‌تر از خودم را نمی‌شناسم که با وجود مسئولیت‌های سنگین زندگی وارد عرصه‌ی تکنولوژی شده باشد.

من متعلق به نسلی هستم که دختران در مدرسه هم با کامپیوتر کار نمی‌کردند و از آنجا که درس‌های دیگری برای گذراندن وجود داشت، شانس آشنایی با کامپیوتر از من گرفته شد. حتی وقتی درخواست تغییر درس دادم با آن مخالفت شد. به یاد نمی‌آورم که در آن زمان با پسرها چنین برخوردی می‌شد و این گونه بود که تا مدت زمانی طولانی هیچ دانش و تجربه‌ای نسبت به علوم کامپیوتر و دنیای فناوری نداشتم.

اکنون حال من مثل کودکی است که در یک فروشگاه شکلات آزادانه برای خود قدم می‌زند و تنوع زیادی از انتخاب در برابر او قرار دارد. برای مثال از خودم می‌پرسم امروز به دنبال یادگیری چه زبانی باشم؟ HTML، روبی یا جاوا اسکریپت؟ یا چطور است به سراغ طراحی UX یا یادگیری Data Analysis بروم؟ بهترین اتفاقی که در این میان می‌افتد این است که می‌توانم بین کار و نقش مادری‌ام نوعی تعادل برقرار کنم. ضمن این که به من اجازه می‌دهد تا کار خود را با موضوعات مورد علاقه‌ام ترکیب کنم. در حال حاضر روی طراحی اپلیکیشنی کار می‌کنم تا یکی از مشکلات شخصی من که خوردن غذاهای ناسازگار با هم دیگر است را حل کند.

شما می‌توانید در ساعات فراغت خود شروع به کار کنید. بهترین بخش این کار این است که هیچ گونه محدودیت سنی ندارد. برای مثال خود من از اواسط دهه‌ی چهل زندگی‌ام وارد دنیای تکنولوژی شدم و برای دوستان، خانواده و سپس مشتریان شروع به ساخت وب‌سایت کردم و به این ترتیب کسب و کار کوچکی راه انداختم.

یکی از راهکارهای رشد در فناوری، "همکاری" است. خیلی از همکاران مرد واقعا من را تشویق و حمایت کردند. قسمت هیجان‌انگیز کار، بخش تکنولوژی است که فضای اشتراک‌گذاری ایده‌ها را فراهم می‌کند.

دنیای تکنولوژی به من اجازه داده که علاوه بر زن بودن و مسئولیت‌های مادری شغل دومی ‌هم برای خود داشته باشم. اکنون به عنوان یک طراح وب فریلنسر مشغول به کار هستم این شهامت را پیدا کرده‎ام که به عنوان استارتاپ در عرصه‌ی فناوری سرمایه‌گذاری کنم.

منبع theguardian

 

0

تغییر لوگوی اپلیکیشن ها تحولی چشمگیر در مسیر موفقیت

وقتی برای اولین بار با یک اپلیکیشن روبرو می‌شویم، شاید این نمای ظاهری باشد که ما را به دانلود آن ترغیب می‌کند. ظاهر اپلیکیشن یعنی آیکون، لوگو و رابط‌کاربری آن به نوعی ما را با تیم طراحی، نوع نگاه و کیفیت کار آن‌ها آشنا کرده و ما این مسأله را به طور غیرمستقیم به تیم توسعه‌دهنده نیز تعمیم می‌دهیم. بر این اساس بروز رسانی‌های ظاهری می‌تواند منجر به تغییرات مهم‌تر و بهتری شود. در ادامه به این موضوع خواهیم پرداخت.

به تازگی اوبر (UBER)، غول حمل‌ونقل و سفر آنلاین، با اعلام انجام کارهایی برای ایجاد تغییرات شاخص و مؤثر در ظاهر و تجربه‌کاربری، برند خود را به سرخط خبرها رسانده است. یکی از اصلی‌ترین موضوعات، بازطراحی کامل لوگوی آشنای اوبر بود.

undefined

با اینکه رانندگان اوبر در برخی موارد ناامید کننده هستند، تعدادی از کاربران بواسطه لوگوی جدید دوباره شیفته اوبر شده و شروع به بیان احساسات خود کردند، البته اغلب کاربران با بالا انداختن ابرو از آن گذر کردند.

با این وجود، این طیف سیاه و سفید احساسات، تغییر لوگوی چیزی نیست که کاربران را مجبور به توقف استفاده از اوبر و ترک سرویس کند.

 

شاید از خود بپرسید چرا توسعه‌دهندگان این کار را می‌کنند؟ چرا تغییر اپلکیشین و شناسه ظاهری آن – که لوگو نامیده می‌شود – تا این حد مهم است؟

 

تغییر لوگوی اپلکیشن

در مواردی یک شرکت برای اعلام تغییر در نگاه و تفکرش یا نشانه‌ای درباره‌ی تغییر هدف یا مسیر، به بازطراحی برند می‌پردازد. در برخی موارد هم، شتاب در توسعه و انتشار اپلیکیشن‌ها به علت محدودیت زمانبدی باعث می‌شود توجه کافی به ظاهر و مفهوم برند نشود، به همین منظور در ادامه برای جلب توجه کاربران و ترغیب آن‌ها به دانلود اپلیکیشن در فضایی مطلوب پروسه بازطراحی برند آغاز می‌شود.

برای پی بردن به قدرت لوگو و تأثیرات آن در توجه کاربران به اپلیکیشن مطالعه همه نظرات و مقالات درباره تغییر لوگوی اوبر لازم نیست.

تغییر لوگوی اپلکیشن

به‌ جای ترس از بازطراحی و بهبود لوگو، بسیاری از کسب‌وکارها جذب قدرت این کار می‌شوند و به عنوان بخشی از استراتژی بهبود اپ‌استور (ASO) به بازطراحی لوگوهایشان روی می‌آورند.

آن‌ها با وارد شدن در این فرآیند علاوه بر هدف افزایش تعداد دانلودها به دنبال رسیدن به طرح و ترکیبی هستند که نه فقط با برند، بلکه با نقشه‌راه و هدفشان در بازار نیز سازگار باشد.

 

دیدن تفاوت‌ها

برخی اوقات کوچک‌ترین و جزئی‌ترین تغییرات می‌توانند منجر به بزرگترین تغییرات در دانلود و سود شرکت شود.

برای مثال به دو اپلیکیشن کاملاً مستقل با کارکردی مشابه اشاره می‌کنیم که تقریباً در یک زمان منتشر شدند. اپلیکیشن‌های Tiny Flashlight + LED و Color Flashlight Free.

تغییر لوگوی اپلکیشن

اپلیکیشن Tiny Flashlight + LED نزدیک به ۱۰۰ میلیون بار دانلود شده در حالی که تعداد دانلودهای اپلیکیشن دوم به نصف این عدد هم نرسیده است.

حالا سؤال این است که با توجه به اینکه این دو اپلیکیشن کارکرد یکسان و مشابهی دارند، چه چیزی باعث این اختلاف قابل توجه در گرایش کاربران و تعداد دانلودها شده است؟

در حالی‌که عوامل زیادی (مثلاً هدایای تبلیغاتی) می‌تواند روی این مسأله تأثیر داشته باشد، بیاید روی تفاوت‌های زیرکانه‌ای که در لوگوها قرار دارد تمرکز کنیم.

هر دو فروشگاه گوگل‌پلی و اپل آیتونز زمینه‌ای خاکستری رنگ دارند. پس هر چه لوگو رنگارنگ‌تر بوده و از رنگ‌های زنده‌تری استفاده کرده باشد، در لیست اپلیکیشن‌ها برجسته‌تر و شاخص‌تر به نظر می‌رسد. بر اساس پژوهشی که انجام گرفته، ۷۳٪ از کاربران فروشگاه‌های فوق، اپلیکیشنی که بیشتر جلب توجه می‌کند را برای دانلود بهتر می‌دانند.

مثلا لوگوی اپلیکیشن Tiny Flashlight + LED شامل تصویری سه‌بعدی با رنگ‌های پس‌زمینه زنده و گوشه‌های گرد است. از طرف دیگر، چون این اپلیکیشن قرار است یک چراغ‌قوه برای کاربرانش باشد برخورداری از یک لوگوی درخشان این حس را در کاربران ایجاد می‌کند که این اپلیکیشن بهترین گزینه در میان اپلیکیشن‌های مشابه است.

 

احاطه کردن مضمون – اپلیکیشن MailWise

پی بردن به تفاوت جزئیات مهم در طراحی لوگو یکی مؤثرین روش‌ها برای اطمینان از این موضوع است که اپلیکیشن ما در این بازار آشفته با اپلیکیشن مشابه از شانس کافی برای بقا برخوردار است.

یکی از کاربران وب‌سایت TNW که توسعه‌دهنده یک اپلیکیشن ایمیل با نام MailWise نیز است، از تیم این وب‌سایت درخواست کرده که لوگو این اپلیکیشن را برای امکان افزایش تعداد دانلود و کاربران تحلیل و بررسی کنند.

TNW یک آزمایش ساده ایجاد کرد که در آن علاوه بر لوگوی اصلی اپلیکیشن دو لوگوی دیگر نیز در آن درج شده بود.

تغییر لوگوی اپلکیشن

تصویر A، لوگوی اصلی اپلیکیشن است. تصویر B طراحی سه‌بعدی با رنگ‌های زنده و درج نام اپلیکیشن بوده و تصویر C هم یک لوگوی سه‌بعدی با نامه‌ای احاطه‌شده در مرکز بدون نام اپلیکیشن بود.

تیم TNW، برای سه هفته بازخوردهای ناشی از این سه لوگو را بررسی کرد و دقیقاً بر اساس پیش‌بینی‌های تیم TNW، لوگوی C پیروز این رقابت بود. در این بررسی لوگوی C اول، لوگوی B دوم و لوگوی اصلی اپلیکیشن (لوگوی A) سوم شد.

 

افکار رنگارنگ

با وجود انتقادهای اولیه به لوگوی جدید اوبر، این لوگو رنگی‌تر بوده و طرحی پیچیده‌تر دارد و مشابه لوگوی C آزمون تیم TNW، در مقایسه با لوگوی اول اپلیکیشن، توجهات بیشتری را به سمت خود جذب می‌کند. به مرور زمان و با افزایش تعداد دانلودها، اوبر نیز به تأثیر این تغییر پی خواهد برد.

بر اساس تجربه ما، یک لوگوی ساده و خوش‌رنگ می‌تواند یک اپلیکیشن را به گونه‌ای از سایر نمونه‌های مشابه متمایز کرده و به آن برتری بدهد که هر کسی تمایل داشته باشد روی کلید دانلود این اپلکیشین کلیک کند.

نظر شما در این مورد چیست؟ اگر تجربه‌ای در این زمینه دارید، آن را با ما نیز در میان بگذارید.

منبع The Next Web

 

1
+1

حدود یک دهه از معرفی نسل جدید تلفن‌های لمسی می‌گذرد. اتفاقی که سرآغاز طوفانی از ورود دستگاه‌های همراه به بازار بود و اینترنت و کاربرانش را با خود برد. محبوبیت بیش از پیش دستگاه‌های همراه باعث شده که کسب‌وکارها توجه ویژه‌ای به این دسته از تجهیزات و کاربران آن‌ها داشته باشند. در ادامه با زومیت همراه باشید تا بیشتر به این مسأله بپردازیم.

با‌گذشت زمان، اغلب‌ وب‌سایت‌هایی که برای ایجاد یک تجربه‌ کاربری (UX) دسکتاپی طراحی شده‌اند جهت استفاده در موبایل‌ها بهینه شدند تا همان تجربه‌ کاربری را برای کاربران همه دستگاه‌ها فراهم کنند. اگر شرایط به همین گونه پیش برود، به زودی سایر قالب‌های وب‌سایت در سایه ویرایش‌های ریسپانسیو موبایل‌پسند ناپدید خواهند شد.

در دنیایی که دستگاه‌های همراه به تمام گوشه و کنارهاش نفوذ کرده و بر آن‌ها مسلط است، برندهای بزرگی مانند گوگل هم آینده خود را به فناوری‌های مرتبط با دستگاه‌های‌همراه گره زده است.

 

نبرد آخرالزمان و شیدایی موبایلی گوگل

با گذشت زمان و سازگاری بیش از پیش وب‌سایت‌ها، گوگل حتی ذره‌ای از فشار خود را بر توسعه‌دهندگان وب و کسب‌و‌کارها برای تسلیم کردن‌ آن‌ها در مقابل خواسته‌هایش و اولویت دادن به طراحی موبایل‌محور نکاسته است.

 کسب‌وکارها و نسخه موبایلی وب‌سایت

۲۶ اسفند ۱۳۹۴، گوگل با انتشار پستی تحت عنوان «ادامه موبایل‌پسند کردن وب‌سایت‌ها» اعلام کرد که این شرکت الگوریتم‌های مبتنی بر موبایلش را به زودی توسعه داده و تقویت خواهد کرد:

سال گذشته با توجه به نشانه‌های افزایش قابل‌ توجه جستجوها بر بسترهای تلفن‌‌همراه، شروع به استفاده از الگورتیم‌های موبایل‌پسند کردیم. امروز ما عملیاتی شدن پروژه‌ای که در ماه‌ می شروع شده بود را اعلام می‌کنیم.

ما برای جستجو‌های موبایل‌بستر به روزرسانی‌های تازه‌ای را ارائه خواهیم کرد که بر اساس آن، جستجوهای موبایل‌بستر افزایش یافته و به کاربران در یافتن نتایج و صفحات مرتبط و موبایل‌پسند کمک‌ زیادی می‌کند.

اگر تاکنون به توصیه‌های گوگل در این زمینه توجه نکرده‌اید، باید به این مسأله توجه داشته باشید که عدم توجه به طراحی‌های موبایل‌پسند به مرور زمان روی نمایش وب‌سایت شما در نتایج جستجوها تأثیراتی جدی خواهد داشت.

گوگل دریافته که آینده اینترنت و فناوری‌های وابسته از میان صفحات کوچک و بزرگ دستگاه‌های همراه می‌گذرد. این مسأله وقتی قابل درک‌تر می‌شود که بدانیم امروزه اپلیکیشن‌های مبتنی بر دستگاه‌های همراه بسیار محبوب‌تر از مرورگرهای موبایلی شده‌اند. گوگل نیز با تصاحب استارت‌آپی با نام Agawi خود را برای این مسأله آماده کرد.

Agawi استارت‌آپی است که به کاربران امکان‌ می‌دهد بدون نیاز به دانلود اپلیکیشن‌ها به آن‌ها دسترسی داشته باشند. در‌ واقع Agawi یک متخصص استریم اپلیکیشن‌های مبتنی بر موبایل است.

 کسب‌وکارها و نسخه موبایلی وب‌سایت

دلیلی که باعث شد گوگل تا این‌حد سرسختانه پای موبایل‌پسند کردن هر چیزی بایستد این بود که این کمپانی تمام تمرکز خود را روی ایجاد بهترین تجربه‌ کاربری ممکن برای کاربران قرار داده بود. از این‌رو لازم است وب‌سایت‌های پیشرو وضعیت مناسبی برای اپلیکیشن مبتنی بر موبایل خود نیز فراهم کنند. مسأله وقتی مهمتر می‌شود که بدانیم وب‌گردی اغلب کاربران، تنها به موبایل‌ محدود می‌شود.

بر همین اساس گوگل گرایش زیادی به منابعی دارد که علاوه بر برخورداری از ویژگی‌های فنی بالا و پیروی از استانداردهای گوگل، در حال توسعه شاخص‌ترین تجربه‌های کاربری هستند.

اگر بخواهیم صادقانه صحبت‌ کنیم، یک وب‌سایت موبایل‌پسند و ریسپانسیو چیزی بیشتر از طراحی یک سایت با قابلیت تنظیم سایز برای نمایشگرهای مختلف است.

المان‌های زیادی در طراحی وب‌سایت وجود دارد که باعث کند شدن پردازش وب‌سایت در نمایشگرهای کوچک شده و در نهایت منجر به نابودی کامل تجربه‌ کاربری بازدیدکنندگان می‌شود. در مواردی هم نمونه‌های موبایل‌پسند پیاده‌سازی شده دقیقاً در تقابل با استاندارد و مفهومی است که گوگل مدنظر قرار گرفته است.

 

عصر موبایل‌ها و بیشتر از موبایل – ظهور راهکارهای جدید

امروزه موبایل‌ها در ابعاد مختلف به قدرتمندترین بسترهای دیجیتال تبدیل شده‌ و همچنان به نفوذ خود ادامه می‌دهند. موبایل‌ها نوعی قدرت مهارنشدنی هستند که بدون توقف به جلو پیش می‌روند.

در طول چند سال آینده شرکت‌هایی مانند گوگل و فیس‌بوک و سایر بازیگران مهم این عرصه، به تمرکز خود روی صفحات کوچکتر ادامه داده و دسکتاپ‌ها بیشتر به حاشیه کشیده می‌شوند.

بهینه‌سازی موبایلی، به عنوان کلید اصلی موفقیت در دنیای آنلاین و تأثیرگذاری مستقیم در ایجاد تجربه‌ کاربری همچنان به رشد خود ادامه خواهد داد. بویژه زمانی که صحبت از بالاتر رفتن رتبه صفحات در نتایج جستجو باشد.

برای اینکه کسب‌و‌کارها در بالاترین سطح تجربه کاربری قرار بگیرند، ابزارهای قدرتمندی لازم است. در جنگ میان رقیبان در دنیای سئو، تنها وب‌سایت‌های پیشتاز دوام خواهند آورد.

اما مسأله تنها به ریسپانسیو بودن ختم نمی‌شود. گوگل در جستجوی وب‌سایت‌هایی است که با نوآوری و طراحی قالب‌های متفاوت، کاربران را به سمت خود جذب می‌کنند.

 کسب‌وکارها و نسخه موبایلی وب‌سایت

به خوبی می‌دانیم که رفتار کاربران هنگام بهره‌گیری از دسکتاپ با زمان وب‌گردی موبایل تفاوت زیادی دارد. سال گذشته ما علاقه گوگل به موبایل‌ها را تجربه کردیم که در نهایت وب‌سایت‌ها را به سمت سازگاری با نمایشگرهای موبایلی سوق می‌داد.

در ماه‌های گذشته نیز، گوگل با معرفی ابزار تست موبایل‌پسندی فرصتی برای صاحبان کسب‌وکار و توسعه‌دهندگان فراهم کرد تا وب‌سایت خود را جهت مشاهده میزان برخورداری از ویژگی‌های موبایل‌پسندی و سطح آن بررسی و کنترل کنند.

 

هر چه برای کاربر خوب است، برای شما نیز خوب است

برای وب‌سایت‌ها بهترین راه رسیدن به بالاترین مرتبه در الگوریتم رو به رشد گوگل پاسخ به این سؤال است که آنچه اکنون من در حال انجامش هستم به تجربه کاربری کمک می‌کند یا به آن آسیب می‌زند؟

در حال حاضر پلت‌فرم‌های زیادی هستند که کسب‌وکارها را برای مواجه با عصر دستگاه‌های همراه آماده می‌کنند. برای مثال وب‌سایت ساز Duda، مدتی است معرفی شده و خود را به عنوان ابزاری برای سازماندهی و قدرتمند کردن وب‌سایت‌های موبایل‌پسند از دیگران متمایز کرده است.

 کسب‌وکارها و نسخه موبایلی وب‌سایت

وب‌سایت سازهای دیگر مانند Wix یا PagePicnic هم برای رسیدن به یک وب‌سایت موبایل‌پسند ابزارهای مختلفی در اختیار کاربر قرار می‌دهند.

فرقی نمی‌کند درحال انجام چه بخش از توسعه وب‌سایت هستید. مراحل اولیه طراحی، بهینه‌سازی، ایجاد سرویس‌های جدید، ایجاد نسخه موبایلی یا تنها در حال بررسی کدها هستید، پلت‌فرم‌های جدید کمک‌های خوبی برای شما محسوب خواهند شد.

به کمک یک وب‌سایت‌ ساز خوب و پیشرفته، به راحتی و بدون نیاز به کدنویسی یک وب‌سایت پیشرفته و موبایل‌پسند در اختیار هر فردی خواهد بود.

تنوع موجود در قالب‌های مدرن در دسترس کاربران، منجر به خلق انبوهی از وب‌سایت‌های موبایل‌پسند عالی و بدون نقص خواهد شد که در عین حال با وجود گزینه‌های شخصی‌سازی هر کدام می‌توان از منحصربفرد بودن وب‌سایت نیز اطمینان حاصل کرد.

 کسب‌وکارها و نسخه موبایلی وب‌سایت

برای مثال وب‌سایت‌ ساز Duda با برخورداری از ابزارهای گوناگون به شما امکان می‌دهد، محتوای دلخواه خود را به راحتی درج کرده و فایل‌های چندرسانه‌ای را به کمک Drag-and-Drop به صفحات مختلف اضافه کنید.

با توجه به اینکه سئو متداول‌ترین و مؤثرترین راه ایجاد ترافیک لازم برای بقای وب‌سایت است، نسل جدید راهکارها بهترین و جزئی‌ترین استانداردهای گوگل را در این زمینه پیاده‌سازی می‌کنند تا وب‌سایت به طور قابل توجهی در نتایج جستجو بالا کشیده شود.

 

نادیده گرفتن موبایل

فرقی نمی‌کند یک کسب‌و‌کار چقدر تلاش کرده موبایل‌ها را نادیده بگیرد، با آن بجنگد یا آن را در وب‌سایت‌ خود لحاظ نکند، سرانجام فناوری‌های مبتنی بر موبایل دنیای اینترنت را تصاحب خواهند کرد. این آینده محتوم وب‌سایت‌ها، طراحی دیجیتال و تجربه کاربری محسوب می‌شود.

 کسب‌وکارها و نسخه موبایلی وب‌سایت

حالا مجموعه متنوعی از دستگاه‌های همراه در بازار وجود دارند که در آینده حضور آن‌ها پررنگ‌تر نیز خواهد بود. اگر کسب‌و‌کار شما می‌خواهد در این دنیای پر تکاپو داوم بیاورد باید خود را با این دنیا هماهنگ کند.

پروفسور لئون مگینسون، استاد تجارت دانشگاه ایالتی لوئیزیانا می‌گوید:

گونه‌ای که بقا می‌آورد، الزاماً باهوش‌ترین نیست. این قوی‌ترین‌ها نیستند که زنده می‌مانند، بلکه گونه‌هایی دوام می‌آورند که در هر شرایطی قادر به هماهنگ کردن خود با دنیای پیرامون و سازگاری با تغییرات در حال وقوع باشند.

اگر شما نیز صاحب کسب‌وکار هستید، شرایط فعلی خود را با ما نیز در میان بگذارید.

منبع INC

0

 

محبوب‌ترین مدیر عامل های کمپانی‌های تکنولوژی جهان از نگاه کارمندان

مرکز تحقیقاتی Glassdoor در تازه ترین گزارش خود، فهرستی از محبوب ترین مدیر عامل های کمپانی های جهان را بر اساس میزان رضایت کارمندان منتشر کرده است.

 

در این گزارش، موسسه نام برده از کارمندان شاغل در این شرکت ها سوالاتی را در خصوص نحوه عملکرد مدیرعامل ها پرسید و نظر آن ها را در خصوص شرایط و محیطی که هم اکنون در آن کار می کنند، جویا شد.

 

نکته جالب در این گزارش این جا بود که پس از پایان این بررسی، 10 مدیرعامل از میان 50 مدیرعامل محبوب از میان کمپانی های فعال در دنیای تکنولوژی بودند که در ادامه قصد داریم به آن ها اشاره کنیم. 

 

1. اسکات شر – Scott Scherr

مدیرعامل کمپانی: Ultimate Software
میزان رضایت کارمندان: 99 درصد

  

Glassdoor

 

 


2. مارک زاکربرگ – Mark Zuckerberg

مدیرعامل کمپانی: فیس بوک
میزان رضایت کارمندان: 97 درصد

  

Glassdoor

 

 

 

3. جف وینر – Jeff Weiner

مدیرعامل کمپانی: لینکدین
میزان رضایت کارمندان: 97 درصد

 

Glassdoor

 

 

 

4. مارک بنیوف – Marc Benioff

مدیرعامل کمپانی: سیلزفورس (Salesforce)
میزان رضایت کارمندان: 97 درصد

 

Glassdoor

 

 

 

 

5. ساندار پیچای – Sundar Pichai

مدیرعامل کمپانی: گوگل
میزان رضایت کارمندان: 96 درصد

 

Glassdoor

 

 

 

 

6. تیم کوک – Tim Cook

مدیرعامل کمپانی: اپل
میزان رضایت کارمندان: 96 درصد

 

Glassdoor

 

 

 

 

7. جان لجر – John Legere

 

مدیرعامل کمپانی: تی موبایل
میزان رضایت کارمندان: 95 درصد

Glassdoor

 

 

 

 

8. شانتانو ناراین – Shantanu Narayen

مدیرعامل کمپانی: ادوبی (Adobe)
میزان رضایت کارمندان: 95 درصد

 

Glassdoor

 

 

 

 

9. دارا خسروشاهی – Dara Khosrowshahi

مدیرعامل کمپانی: اکسپدیا (Expedia)
میزان رضایت کارمندان: 95 درصد

 

Glassdoor

 

 

 

 

10. اسپنسر راسکوف – Spencer Rascoff

مدیرعامل کمپانی: زیلو (Zillow)
میزان رضایت کارمندان: 94 درصد

 

Glassdoor

 

منبع: businessinsider

0

وضعیت فریلنسری در جهان

زندگی شغلی بشر با گذشت زمان همواره دستخوش تغییر شرایط بوده است. با ظهور اینترنت و فضای آنلاین موقعیت‌های شغلی جدیدی ایجاد شد که به افراد این امکان را داد تا خارج از فضای بسته‌ی اداری به فعالیت بپردازند. فریلنسری از جمله سبک‌های شغلی جدید است که در جهان مورد توجه واقع شده است. 

پیش‌بینی‌ می‌شود تا سال ۲۰۲۰، ۵۰ درصد نیروی کار تمام وقت‌ را فریلنسرها به عهده خواهند گرفت.

فرصت‌های کاری برای این گونه از افراد روند رو به رشد و سریعی را طی می‌کند. کارشناسان اقتصادی بر این عقیده‌ هستند که اکنون زمان آن رسیده است تا از مشاغل ثابت خود به سمت فریلنسری حرکت کنیم. آمارها نشان داده است که در پایان سال ۲۰۱۴ بیش از ۹۳۰ میلیون دلار توسط فریلنسرها دریافت شده است. از این رو کسب و کارها به سمتی می‌روند که به جای استخدام افراد، از نیروی کاری استفاده شود که کار را در منزل خود انجام دهند. سوالات زیادی در این باره ایجاد می‌شود. یکی این که دستاورد این تغییر سبک چیست؟ دوم این که این نوع تغییر سبک کاری خواسته‌ی خود نیروی کار است؟ یا به این علت است که کارفرمایان دیگر نمی‌خواهند ریسک‌های مربوط به استخدام نیروی کار ثابت را برعهده گیرند؟

درآمد نیروی کار فریلنسر طی ۵ سال با ۵۰٪ رشد همراه بوده است. از طرفی افراد نه تنها مایل هستند که از فریلنسرها برای پیشبرد کارها استفاده کنند بلکه تمایل دارند تا دستمزد مناسب برای خدمات آن‌ها پرداخت کنند. "سارا هوروویتز" به عنوان یکی از اعضای اتحادیه‌ی فریلنسرها در مصاحبه با مجله‌ی Fortune اعلام کرده است: "افرادی که از فریلنسرها در انجام امور خود کمک می‌گیرند به این نتیجه رسیده‌اند که قیمت ارزان همیشه بهتر نیست و گاهی باید بین کیفیت و ارزانی تنها یکی را انتخاب کنند."

 

مزایای نیروی کار فریلنسر نسبت به کارمند ثابت

گزارش‌های اخیر نشان می‌دهد که کارفرمایان استقبال رو به افزایشی نسبت به فریلنسرها از خود نشان داده‌اند. چرا که

۱. فریلنسرها بر خلاف کارمندان ثابت هزینه‌های زیادی به کارفرما تحمیل نمی‌کنند.

۲. کارفرمایان می‌توانند مدت قرارداد کوتاه و محدودی با یک فریلنسر تعیین کنند.

۳. با استفاده از نیروی فریلنسر کار با سرعت بالایی انجام می‌شود.

از این رو کارفرمایان با واگذاری کارها به فریلنسرها در هزینه‌های خود صرفه جویی می‌کنند. ضمن این که فریلنسرها هم می‌توانند مهارت‌های خود را با هزینه و ریسک کمتری ارایه دهند. همچنین این موقعیت برای آن‌ها فراهم است که آزادانه کار خود را انجام دهند و بین کار و زندگی شخصی خود تعادل برقرار کنند.

 

استقبال از فریلنسری در دنیا

تنها ایالات متحده نیست که از فریلنسری استقبال گسترده‌ای کرده است. اروپایی‌ها هم اشتیاق شدیدی به این شیوه‌ی شغلی انعطاف‌پذیر از خود نشان داده‌اند. نتایج یک مطالعه در سال ۲۰۱۲ نشان داد که استقبال اروپایی‌ها از کار فریلنسری بین سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۱ افزایش ۸۲ درصدی داشته است و کشورهای ایتالیا، آلمان و بریتانیا بیشترین آمار را در این عرصه داشته‌اند.

در استرالیا هم تغییرات بزرگی در بازار فریلنسری مشاهده می‌شود. به طوری که خیلی از کسب و کارها به نیروی کار آنلاین روی آورده‌اند. از این رو تقاضا برای مشاغلی چون برنامه نویسی CSS، PHP و HTML با روند رو به رشدی مواجه شده است. همچنین نتایج نظرسنجی از شرکت‌ها نشان داده است که قصد دارند در آینده از نیروی فریلنسر بیشتری استفاده کنند.

 

استقبال نسل Y از فریلنسری

این بار فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها به دنبال شغلی متفاوت از آن چه پدر و مادران‌شان تجربه کردند، هستند. چرا که این نسل بیشتر از نسل‌های قبل به دنبال آزادی و انعطاف‌پذیری است و کار فریلنسری را به یک کار کارمندی ۸ ساعته ‌ترجیح می‌دهد. با گسترش فضاهای آنلاین، اینترنت به عنوان یک نقطه‌ی اتصال بین کارفرمایان و فریلنسرها شناخته شده است و به عنوان گام بعدی فارغ‌التحصیلان به حساب می‌آید. از این رو موقعیتی بزرگ برای آن دسته از افراد فراهم است که خواهان انعطاف‌پذیری، خلاقیت و تنوع در زندگی کاری خود هستند.

 

 برای نسل Y کار محدود به مکان نیست

دیگر وقتی صحبت از کار می‌شود، نسل Y یک مکان به خصوص خارج از منزل را در ذهن خود تصور نمی‌کند.

وقتی تمام آن چیزی که نیاز دارید داخل رایانه است محل کار شما حالتی سیار پیدا می‌کند و هر کجا که می‌روید همراه شما است. هر جایی که امکان اتصال شما به اینترنت برقرا باشد می‌توانید با مشتری خود وارد ارتباط شوید. کارآیی برنامه‌های ارتباطی مانند اسکایپ، گوگل هنگ اوت یا IM به چیزی بیش از گذشته ارتقا پیدا کرده است و در کنار آن ابزارهایی مثل گوگل داک و InvisionApp کمک می‌کند تا با مشتریان و دیگر فریلنسرها در مورد پروژه وارد بحث و تبادل نظر شوید.

 

ظهور فریلنسرها، آغازی برای راه‌اندازی

با ظهور فریلنسرها، مدت زمانی که به جستجوی نیروی کار اختصاص داشته است، نصف می‌شود. ضمن این که ریسک‌های مالی در خصوص کار با فریلنسرها کمتر است. در مورد افرادی که یک کسب و کار جدید راه‌اندازی کرده‌اند، اهمیت این مسئله پر رنگ‌تر است چرا که ریسک شکست در کار آن‌ها بیشتر وجود دارد. فریلنسرها می‌توانند به رشد یک تجارت نوپا سرعت ببخشند و هزینه‌ها را برای صاحبان این تجارت کمتر کنند.

 پیدا کردن فریلنسر از طریق اینترنت

با امکان جستجوی فریلنسر مورد نظر از طریق اینترنت، دیگر محدودیتی از نظر جغرافیایی وجود ندارد و می‌توان با هر فریلنسری وارد ارتباط کاری شد. از این رو شرکت‌ها با ارایه‌ی فرم‌های استخدام آنلاین می‌توانند افرادی را که مهارت دقیق و مورد نظر آن‌ها را دارند، شناسایی کرده و برای تکمیل پروژه‌های خود با آن‌ها وارد همکاری شوند.

 

روی کار آمدن نسل Y در کمتر از ۱۲ سال

به گزارش Millienial Branding حدود ۴۵٪ از کارجویان نسل Y به دنبال فضای کاری انعطاف پذیر هستند. به گفته‌ی یکی از کارشناسان، برون‌سپاری یکی از موارد مهمی است که در رویه‌ی کاری شرکت‌ها دیده می‌شود و نسل جدید به کار در فضای آنلاین گرایش زیادی دارد. از نظر آن‌ها کار کردن به صورت فریلنسری تنها یک سبک انتخابی زندگی نیست، بلکه حق اساسی یک انسان است.

 

 جایگزینی نیروی متخصص

شرکت‌ها دیگر تمایلی ندارند که یک کار تخصصی را به نیروی کار ثابت خود واگذار کنند. چرا که متخصصان این عرصه می‌توانند از طریق اینترنت با آن‌ها وارد همکاری شوند.

امروزه فارغ التحصیلان دانشگاه‌ها دیگر به داشتن یک کار عادی و یک حقوق معمولی راضی نیستند. آن‌ها می‌خواهند به دنبال کاری باشند که در آن بهترین بوده و دارای فضایی انعطاف پذیر باشد. سبک کاری فریلنسری به آن‌ها کمک می‌کند تا خلاقیت بیشتری از خود بروز دهند و تنوع بیشتری را تجربه کنند.

اقتصاد در حال تغییر یا همان اقتصاد فریلنسری به متخصصان کمک می‌کند که مهارت‌های خود را در سطح جهانی ارایه دهند و این امکان را برای آن‌ها فراهم می‌آورد که جذب پروژه‌هایی شوند که به آن علاقه مند هستند.

منبع careerfoundry

 

0

 

بازاریابی شبکه‌ ای؛ وعده یا واقعیت؟

این روزها افراد زیادی جذب پدیده‌ای به نام "بازاریابی شبکه‌ای" شده‌اند. کسب و کاری که به افراد وعده‌ی کسب درآمد بسیار بالا را می‌دهد و ظاهرا نیاز به هیچ تخصص و سرمایه‌ای هم ندارد.  چنانچه قصد ورود به این شبکه‌ها را دارید و همچنان مردد هستید،  این پرسش‌ها می‌تواند تا حدودی راه‌گشای شما باشد. در ادامه با زومیت همراه باشید.

"خیلی زود میلیونر شوید."

"تمام روز را پول درآورید."

"خیلی سریع به موفقیت برسید."

در این اوضاع بیمار اقتصادی، شنیدن یا دیدن چنین تیترهایی واقعا هیجان‌انگیز و جذاب است. این ایده که بدون نیاز به سرمایه و مهارت خاصی صاحب درآمد میلیونی شوید برای هر کسی می‌تواند امیدوار کننده باشد. شرایطی که با ادامه‌ی کار معمول فعلی شاید هرگز به آن دست پیدا نکنید. شرکت‌های معتبری در دنیا هستند که شیوه‌ی فروش محصولات خود را از طریق بازاریابی شبکه‌ای (یا همان نتورک مارکتینگ) انتخاب کرده‌اند. وقتی افراد وارد این عرصه می‌شوند سوالاتی در ذهن‌شان شکل می‌گیرد: "واقعا می‌توانم دوستانم را به بازاریابی شبکه‌ای دعوت کنم؟" "واقعا قرار است از این روش به درآمد برسم؟" "از کجا معلوم که کلاهبرداری نباشد؟"

اگر به شما هم پیشنهاد کار در بازاریابی شبکه‌ای شده است و مردد هستید که وارد این عرصه بشوید یا نه، پاسخ این سوال‌ها را پیدا کنید.

۱. بالاسری شما چه کسی است؟و بالاسری او چه کسانی هستند؟ در مورد کسی که شما را به این کار دعوت کرده است چه می‌دانید؟

۲. آیا می‌توانید به حرف‌های اعضای بازاریابی شبکه‌ای اعتماد کنید؟ به نظر شما حرف‌های آن‌ها واقعیت دارد یا یک سری داستان ساختگی است؟ در مورد بنیان‌گذاران این شرکت چه می‌دانید؟ آیا آن‌ها در شغل قبلی خود هم معتبر و موفق بوده‌اند؟

۳. محصول شرکت چیست؟ آیا مشابه همان چیزی است که در فروشگاه‌های خرده فروشی پیدا می‌شود یا به روش بازاریابی سنتی فروخته می‌شود؟ رقیبان این محصول، چه محصولاتی هستند؟ چگونه می‌توانید مشتری را برای خرید چنین محصولاتی تشویق کنیذ؟ چنانچه تجربه‌ی فروش ندارید انتظار این را نداشته باشید که یک شبه به یک فروشنده‌ی ماهر تبدیل شوید. شما قرار است محصول خود را تبلیغ کنید پس باید قبل از هر چیز کیفیت محصول را باور کرده باشید.

بازاریابی شبکه ای

۴. چه زمانی شروع به کسب درآمد می‌کنید؟ فریب این حرف را نخورید که ممکن است ماه‌ها یا سال‌ها طول بکشد. اگر محصول واقعا در بازار تقاضا داشته باشد باید ظرف چند هفته به درآمد برسید. البته به دست آوردن درآمد زیاد داستان دیگری محسوب می‌شود. در ابتدا نیاز دارید که به بازاریابی شبکه‌ای به عنوان کاری پاره‌وقت نگاه کنید و به کار فعلی تکیه کنید. آیا واقعا می‌توانید با این شرکت کار کنید؟

۵. محصول شرکت در کجا تبلیغ شده است و شما در چه فضایی می‌توانید تبلیغش کنید؟ آیا شرکت برای افزایش تقاضای محصول، تبلیغاتی برای آن انجام می‌دهد؟ چه محدودیت‌هایی برای تبلیغ کردن شما وجود دارد؟ برای مثال آیا مجاز هستید که محصول را در فضای مجازی تبلیغ کنید؟در جواب این پرسش‌ها، پاسخ درست یا غلطی وجود ندارد. بلکه یک ارزیابی کلی از این شغل را در اختیار شما قرار می‌دهد. برای مثال فردی که روحیه‌ی رقابت طلبانه‌ای دارد بهتر است با شرکتی وارد همکاری شود که قوانین آن منعطف‌تر بوده و محدودیت‌ها در آن کم‌تر است حال آن که برای عده‌ای دیگر شرکتی مناسب است که قوانین آن‌ها مرز و محدوده‌ی مشخص‌تری داشته باشند.

۶. شما چطور انتخاب شدید؟ بازاریابی شبکه‌ای چگونه به شما معرفی شد؟ صرفا به درآمد آن اشاره شد یا آن را به عنوان یک فرصت کاری شناختید؟ راه اخلاقی برای ساخت یک مجموعه چیست؟ به نظر شما صحیح است که اول کالا را به مشتری بفروشید و بعد او را زمینه‌سازی کنید که وارد بازاریابی شبکه‌ای شود؟

۷. چرا بازاریابی شبکه‌ای؟ پاسخ این پرسش از همه مهم‌تر است. اگر دلیل شما این است که بازاریابی شبکه‌ای به شما کمک می‌کند تا از کمبود شدید پول نجات پیدا کنید، این کار را فراموش کنید. اگر فکر می‌کنید که با بازاریابی شبکه‌‌ای قرار است ظرف یک سال ثروتمند شوید، ذهنیت خوبی است اما روی آن حساب چندانی باز نکنید. تنها در صورتی که محصول را باور دارید امکان موفقیت پیدا خواهید کرد.

همان‌طور که گفتیم جواب مطلقا درست یا نادرستی برای هیچ‌کدام از این سوالات وجود ندارد. هدف آن است که با دید باز این مسیر را انتخاب کنید. افراد زیادی از طریق بازاریابی شبکه‌ای به پول زیادی رسیدند و افراد زیادی هم فقط وقت و سرمایه‌ی خود را در این راه هدر دادند.

منبع entrepreneurs

 

0

با پنج عادت روزانه جف بزوس، مدیر عامل آمازون، آشنا شوید

جف بزوس، بنیانگذار آمازون، یکی از افرادی است که به دلیل اقدامات عجیب و غریب خود به دفعات خبر ساز شده است. این اقدامات شامل نوآوری در دنیای چاپ و نشر تا وادار کردن کارمندان به پرداخت هزینه پارکینگ بوده است. در مجموع جف آدم جالب و مورد توجهی است.


چه از او خوشتان بیاید و چه خوشتان نیاید، نادیده گرفتن موفقیت او در زمینه کسب وکار ناممکن است. او اخیرا با 45.2 میلیارد دلار دارایی خالص در فهرست ثروتمندترین افراد جهان اعلام شده توسط نشریه فوربس، در رده پنجم قرار گرفت.


اما این میلیاردر کارآفرین زمانی را که مشغول کار نیست چگونه سپری می کند؟ چه سرگرمی ها، علایق و اهدافی را در خارج از بزرگترین خرده فروشی آنلاین آمریکا دنبال می کند؟ و ما از این مرد بسیار موفق چه می آموزیم؟ با تک شات همراه باشید تا با پنج عادت روزانه این کارآفرین موفق آشنا شوید.


1. او می خوابد...زیاد هم می خوابد!

بزوس در مصاحبه ای با وال استریت ژورنال به صحبت در خصوص اهمیت خواب پرداخت. این برداشت بزوس در تضاد کامل با باور بسیاری از مدیران عامل قرار می گیرد. در حالیکه بسیاری از مدیران عامل اعتقاد دارند 4 ساعت خواب شبانه کافیست، بزوس باید هر شب 8 ساعت کامل بخوابد. او معتقد است که خواب بهترین راه مقابله و دفع استرس و فشار ناشی از کار زیاد است. حتی شنیده شده است که بزوس در دفتر کار خود یک کیسه خواب دارد تا در روزهای سخت و دشوار بتواند در طول روز چرتی کوتاه هم در محل کار بزند.

در ضمن بزوس از زنگ ساعت برای بیدار شدن استفاده نمی کند و به فواید بیشمار بیدار شدن بصورت طبیعی اشاره می کند. لازم است بدانید که تعدادی از محققان نیز با این نظر وی موافقند.


2. جف سرگرمی بسیار جالبی برای خود انتخاب کرده است.

سرگرمی بزوس آنقدر خاص، گران قیمت و منحصر بفرد است که می شود باور کرد فقط بزوس به آن می پردازد. جف هر زمان که فرصتی پیش بیاید، اقیانوس را به دنبال تکه های بازمانده از راکت های ناسا جستجو می کند!

در بیشتر موارد بخشی از راکت ها در میانه پرواز از سفینه جدا می شود که ایمن ترین محل برای این کار بر فراز اقیانوس است. بزوس یافتن این قطعات را به عنوان نوعی سرگرمی برگزیده و گاهی همراه با خانواده خود با یک زیردریایی به دنبال این قطعات می گردد. در یک مورد بزوس در یک زیردریایی سه هفته وقت صرف یافتن یکی از این قطعات کرد.


3. همواره پروژه های جانبی برای خود خلق می کند.

از آنجایی که اداره آمازون به اندازه کافی چالش برانگیز نیست، بزوس چندین پروژه جانبی دیگر نیز برای خود تهیه و تدارک دیده است. به عنوان مثال، او واشنگتن پست، یکی از مهمترین روزنامه های آمریکایی را خریداری کرده که البته غیر از زمانبندی پست های آنلاین، مورد دیگری را در اداره این روزنامه تغییر نداده است.

جف همچنین پیش از ایلان ماسک، و در سال 2000 یک شرکت فضایی به نام Blue Origin LLC را راه اندازی کرد. هدفش چه بود؟ فراهم کردن فرصت سفر به فضا برای همه مردم.

در حال حاضر نیز در صدد است با کسب موافقت دولت تحویل کالاهای آمازون با استفاده از پهپادها را کلید بزند.


4. ساعات صبح را به انجام کارهایی که دوست دارد اختصاص می دهد.

استیو جابز هر روز یک صبحانه ثابت و مشخص می خورد تا بتواند "تصمیم گیری کند". اما بزوس دوست دارد هر روز را به شکلی متفاوت آغاز کند. یک بار بزوس برای صبحانه هشت پای مدیترانه ای با بیکن و ماست سیر سفارش داد تا بتواند منظور مدیر عامل دیگری را بهتر متوجه شود.

بزوس اعتقاد دارد که روز را باید هر طور که آن لحظه دوست دارید شروع کنید و نباید روتین خاصی را رعایت کنید و به همین دلیل هم هیچوقت جلسه ای را صبح زود برگزار نمی کند.


5. او مرد خانواده است.

بزوس بارها به شوخی گفته است که پدرش حتی از زنده بودن او هم مطلع نبوده است. اما خوشبختانه جف خودش پدری خوب و نمونه است. او هم مانند ایلان ماسک خانواده بزرگی دارد و همیشه خانواده خود را در اولویت قرار می دهد.
او همیشه زمان کافی برای صرف صبحانه در کنار خانواده اش در نظر می گیرد، همسر و چهار فرزند خود (که به فرزندی گرفته شده اند) را به سفر با زیردریایی همراه می برد و سعی می کند علیرغم برنامه کاری فشرده اش زمان کافی را با خانواده خود سپری کند. 

می توانیم بگوییم که بزوس هر کاری که مورد علاقه اش است را انجام می دهد. اما اگر بخواهیم فقط یک درس از زندگی شخصی او بیاموزیم این است که حتی موفق ترین آدم های دنیا هم انسانند و در طول روز به خانواده و سلامتی خود اهمیت ویژه ای می دهند.

منبع: entrepreneur

0

چرا آمازون روز‌به‌روز ثروتمندتر می‌شود؟

0

واقعیت مجازی چگونه کسب‌وکارهای فعلی را متحول می‌کند؟

0

چرا یاهو بازنده نبرد اینترنت در برابر گوگل شد؟

به نظر می‌رسد یاهو آخرین روزهای فعالیت به عنوان یک کمپانی مستقل را سپری می‌کند؛ کمتر از ۱۰ سال پیش، یاهو رقیبی سرسخت برای گوگل بود، اما نمودار پیشرفت این دو کمپانی در سال‌های اخیر مسیری معکوس را طی کرده، بطوریکه پیشرفت روزافزون گوگل با افول یاهو همراه شده است. اما چرا یاهو جنگ قدرت در دنیای مجازی را به گوگل باخت؟

یاهو در روزهایی که اینترنت به کشورمان راه پیدا کرده بود و رفته رفته مشتریان اینترنت رو به افزایش بود، دوران بلوغ خود را پشت سرگذاشته و به یکی از بهترین کمپانی‌های ارائه دهنده‌ی سرویس‌های تحت اینترنت بدل شده بود. مشاهده‌ی لوگوی این کمپانی در میان تبلیغات جام جهانی ۲۰۰۲ کره و ژاپن، قدرت بالقوه‌ی دنیای فناوری را نمایش می‌داد که یاهو در آن زمان پیش قراول این جریان بود. گوگل جوان به عنوان رقیبی برای یاهو به وجود آمده بود و بسیاری در پی یافتن موقعیت خود در دو قطبی یاهو و گوگل بودند، اما به نظر می‌رسد این روزها آخرین برگ‌ها از دفتر فعالیت یاهو در حال ورق خوردن است و در آینده‌ی نزدیک یاهو نیز به خاطره‌ای شیرین در ذهن اهالی فناوری تبدیل خواهد شد.

شاید ۱۰ سال پیش کسی تصور تغییرات گسترده در حال و روز این دو کمپانی را نداشت و پیش‌بینی نمی‌شد که روزی دیگر یاهو به کبریت بی خطری در برابر گوگل تبدیل شود. نکته‌ای که در اینجا می‌توان به آن پرداخت، فاکتور‌ها و در پیش گرفتن سیاست‌هایی است که باعث شده تا این دو کمپانی در دو مسیر مختلف حرکت کرده و نتیجه‌ای متضاد را طی سال‌ها فعالیت در دره‌ی سیلیکون به دست بیاورند.

مقاله‌ای که در ادامه خواهید خواند، به قلم Mohit Aron در وب‌سایت تک‌کرانچ منتشر شده است. آرون سابقه‌ی فعالیت در گوگل را داشته و از این‌رو می‌توان سیاست‌های متفاوت در پیش گرفته شده توسط این دو کمپانی را از نگاه شخصی که تجربه‌ی کار در گوگل را دارد، بسیار قابل درک‌تر از زبان یک تحلیل‌گر لمس کرد.

مُهیت آرون کار در گوگل را در سال ۲۰۰۳ میلادی، زمانی که دو کمپانی یاهو و گوگل در رقابت برای به دست آوردن قلمرو بزرگ‌تری در اینترنت بودند، آغاز کرده است. از این‌رو می‌توان تمام تصمیمات در پیش گرفته شده توسط این دو کمپانی از آن سال‌ها را در نتیجه‌ای که امروز می‌بینیم، دخیل بدانیم. البته آرون اصلی‌ترین دلیل برای تفاوت در وضعیت جایگاه این دو کمپانی را، تفاوت نگرش این دو کمپانی در قبال زیرساخت‌های اصلی کسب و کار خوانده است.

البته آرون به این موضوع اعتراف کرده که شاید سابقه‌ی فعالیت در گوگل، تحلیل وی در مورد وضعیت این کمپانی را تحت تاثیر قرار دهد، اما به هر حال وی توجه هر دو کمپانی یاهو و گوگل به توسعه‌ی زیرساخت‌ها را حاوی نکته‌های بسیار مهمی برای توسعه‌ی یک تجارت پایدار خوانده است. این موضوع در حوزه‌ای نظیر فناوری که هر روز شاهد تغییر ماهیت آن هستیم، بسیار تاثیرگذار است.

توسعه سریع در برابر توسعه آرام و پایدار

در آغاز عصر جدید که در آن فناوری حرف اول را می‌زند، گوگل و یاهو راه بسیار متفاوتی را برای پیشبرد سیاست‌های خود در پیش گرفتند. در واقع این دو کمپانی سنگ بنای ارائه‌ی سرویس‌های خود را بسیار متفاوت از دیگری بنا نهادند. هر دو کمپانی سرویس‌های متعددی را ارائه کردند که از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به سرویس ایمیل، جستجو و نقشه اشاره کرد که روی بستر متفاوتی در دو کمپانی به کاربران ارائه می‌شد. یاهو از همان ابتدای کار به سراغ راهکارهای سخت‌افزاری و سرویس‌های ارائه شده توسط کمپانی NetApp رفت که در ابتدای کار امکان اضافه کردن فضای بسیار زیادی را در اختیار یاهو می‌گذاشت. هر سرویسی که یاهو به کاربرانش  ارائه می‌کرد، مبتنی بر حافظه‌های اختصاصی توسعه یافته توسط NetApp برای یاهو بود. در پیش گرفتن این استراتژی باعث می‌شد تا یاهو به سرعت به تقاضای بازار پاسخ دهد، بطوریکه به سرعت یاهو بدل به بزرگ‌ترین مشتری NetApp شد.

برخلاف یاهو، گوگل فرآیند توسعه زیرساخت اختصاصی خود را در پیش گرفت

اما وضعیت در مانتن‌ویو به گونه‌ای دیگر در حال رقم خوردن بود. گوگل برخلاف یاهو که سرویس‌های یک کمپانی دیگر را مورد استفاده قرار می‌داد، فعالیت‌های مهندسی برای توسعه‌ی زیرساخت مورد نیاز خود را آغاز کرد. این سیستم که با نام فایل سیستم گوگل (Google File System) شناخته می‌شود، به عنوان پلتفرمی شکل می‌گرفت که امکان استفاده از آن در طیف گسترده‌ای از کاربردها را که شاید در آینده گوگل ارائه می‌داد، فراهم می‌کرد. گوگل به جای استفاده از آخرین فناوری‌ها و محصولات موجود در حوزه‌ی حافظه‌ی مورد استفاده در سرور‌ها، فایل سیستم گوگل را روی سرور‌های معمولی پیاده کرد تا بتواند از معماری‌های پیچیده و انعطاف‌پذیری برخوردار باشد. گوگل در پی آن بود تا بتواند مشکل گستردگی سرویس‌هایی را که در آینده نیز وارد حوزه‌ی فعالیت این کمپانی می‌شد، حل کند. گوگل با اقدام خود، ارائه‌ی سرویس‌های دیگری را نظیر سرویس نقشه و سرویس‌های ابری را در مقیاس وب، بسیار تسهیل کرد.

افزایش پیچیدگی سیستم

فرآیند توسعه‌ی فایل سیستم گوگل ۴ سال طول کشید و طی این چهار سال حجم گسترد‌ه‌ای از دانش مهندسی در سیستم گوگل مورد استفاده قرار داد تا اینکه این سیستم توسط غول جستجو در ماموریت‌های مهم و بحرانی مورد استفاده قرار گرفت. همزمان با گوگل، یاهو سیاست پیشین خود را همچنان ادامه می‌داد، بطوریکه همچنان در صورت نیاز و تقاضای بازار برای سرویس‌های جدید، یاهو به سراغ NetApp و سرویس‌های این کمپانی می‌رفت تا به سرعت بتواند به نیاز بازار پاسخ دهد. در رقابت برای کسب سهم بیشتری از اینترنت و در اختیار گرفتن شمار بیشتری از کاربران، یاهو در سال‌های ابتدایی به نظر برنده‌ی بازی بود، چراکه سرویس‌های این کمپانی بخش بزرگی از کاربران را به سمت خود جلب کرده بود.

البته پس از مدتی، سیاست زودبازده یاهو مشکلاتی را نیز برای این کمپانی ایجاد کرد. با افزایش تقاضای بازار و افزایش تعداد کاربران در کنار بالا رفتن تنوع سرویس‌های ارائه شده، استفاده ا زیرساخت غیربومی توسط یاهو رفته رفته مشکلاتی را برای این کمپانی ایجاد کرد، بطوریکه بعضا فرآیند‌های مهندسی تکراری برای هر یک از سرویس‌ها انجام می‌شد. افزایش هزینه‌های نگهداری و پیاده سازی مکرر فرآیند‌های پیچیده مهندسی در نهایت باعث افزایش هزینه‌های ارائه‌ی سرویس توسط یاهو شد. زمانی که یاهو درصدد ارائه‌ی سرویس جدیدی بود، مهندسان این کمپانی مجبور بودند تا پلتفرم NetApp را برای کاربرد مورد نظر از دوباره بهینه کرده و تغییراتی را ایجاد کنند.

گسترش سرویس‌های یاهو رفته رفته پیچیدگی زیرساخت این کمپانی را افزایش داد

ایجاد تغییرات باعث می‌شد تا در سرویس‌های متفاوت، چالش‌های یکسانی ایجاد شود که مهندسان را به انجام کار تکراری وادار می‌کرد. برای مثال سرویس جستجو و ایمیل یاهو را در نظر بگیرید که مهندسان بارها مجبور شده‌اند یک تغییر یکسان را در هر دو سرویس انجام دهند. زیرساخت مورد استفاده توسط یاهو برای سرویس‌های مختلف‌اش یکسان نبود و هر یک از سرویس‌ها به فضای جداگانه و سرور مخصوص به خود نیاز داشتند و امکان اشتراک گذاری منابع بین پلتفرم‌های مختلف وجود نداشت. استفاده از سرویس‌های NetApp‌ نیز به اندازه‌ای افزایش پیدا کرد که هزینه‌های این کمپانی بخشی از درآمد کمپانی را مال خود می‌کرد.

گوگل فایل سیستم خود را پیش بینی تمام چالش‌های پیش‌رو توسعه داده بود، از این‌رو هنگامی که این کمپانی می‌خواست سرویس جدیدی را ایجاد کرده یا کاربردهای جدیدی را به سیستم خود اضافه کند، تغییر معماری به بهینه‌ترین شکل ممکن انجام می‌شد. برای مثال پس از آنکه گوگل سرویس یوتیوب را مال خود کرد، به راحتی با تعویض Back-End این سرویس، آن را به سیستم خود منتقل کرد. مهندسان گوگل در صورت نیاز به بروزرسانی سیستم، یکبار این‌کار را انجام داده و تغییرات در تمام سرویس‌های گوگل قابل مشاهده بود.

زیرساخت سرورهای گوگل

استفاده از یک سیستم انعطاف‌پذیر توسط گوگل این امکان را در اختیار کمپانی قرار داده بود تا به‌راحتی به اشتراک‌ منابع بین سرویس‌های مختلف بپردازد. برای مثال در صورتی که منابع اختصاص داده شده برای سرویس جستجو در حالت کم باری بودند،‌ منابع مورد استفاده در این سرویس‌، برای عملکرد بهتر، با سرویس ایمیل به اشتراک گذاشته می‌شدند. در پیش گرفتن چنین سیاستی باعث شده بود تا گوگل از خریدن سرور‌های گران قیمت بی نیاز شده و با سخت‌افزار ارزان قیمت سرویسی مطلوب را در اختیار کاربران قرار دهد.

با توجه به افزایش هزینه‌های نگهداری و ارائه‌ی سرویس‌های جدید، یاهو دیگر قادر نبود تا همپای گوگل پیشرفت کرده و به ارائه‌ی سرویس‌های جدید بپردازد، از این‌رو این کمپانی رفته رفته شاهد کاهش سرعت پیشرفت و افزایش درآمد بود تا اینکه گوگل با سرعتی برق آسا پیشرفت کرد و این روزها تقریبا برای یاهو دست نیافتنی است.

اهمیت شروع خوب

شاید در ظاهر به نظر برسد که استفاده از یک معماری انعطاف پذیر باعث شده تا گوگل و یاهو جایگاه‌های امروز را داشته باشند. اما موردی که با نگاهی عمیق‌تر می‌توان کشف کرد و اهمیتی بسیار بالاتر از کار مهندسی و توسعه‌ی زیرساخت خوب دارد، فهم و درک عمیق مشکل و چالش پیش‌رو، پیش از آغاز فرآیند توسعه‌ی راهکار برای مشکل مورد نظر است.

بهترین اقدام در ابتدا، کنار گذاشتن تمام راه‌حل‌های پیشینی است که برای حل مساله‌ی مشابه مورد استفاده قرار گرفته است

بهترین کار در ابتدای راه، فکر کردن به مشکل پیش رو بدون در نظر گرفتن تمام راه‌حل‌های پیشین است که برای حل مساله‌ی مشابه مورد استفاده قرار گرفته است. زمانی که یک مهندس موفق شد تمام راه‌حل‌های پیشین را کنار گذاشته و مساله‌ای را که باید حل کرد، بصورت کامل درک کند، قادر است تا بهترین راه‌حل را برای مشکل پیش رو انتخاب کرده و راهکار‌های پیشین را نیز با استفاده از ایجاد تغییرات در برخی قسمت‌ها در اختیار کاربران قرار دهد.

در پیش گرفتن سیاست مشابه آنچه گوگل آن را اجرا کرد، کلید اصلی موفقیت بسیاری از استارتاپ‌ها است که باعث شده تا این روزها شاهد کنار رفتن بسیاری از کمپانی‌های بزرگ با مشتریان تجاری بسیاری باشیم که در اثر سرویس‌ استارتاپ‌ها و نبود تغییرات بنیادی، کنار رفته‌اند.

البته ایجاد یک زیرساخت از پایه، به معنی خداحافظی با رسیدن به سود زودهنگام و داشتن پلتفرمی ایده‌آل و درآمدزا در طولانی مدت است که البته این موضوع در جایی مثل دره‌ی سیلیکون که کمپانی‌ها به سرعت برق و باد در حال پیشرفت هستند، بسیار سخت است. گوگل موفق شده تا با توسعه‌ی یک پلتفرم ساده و انعطاف‌پذیر، سرویس‌های متعددی را ارائه کرده و قدرت خود را بیش از پیش افزایش دهد، حال آنکه پیچیدگی معماری سیستمی که توسط یاهو مورد استفاده قرار گرفته، این کمپانی را به زیرکشیده است.

منبع techcrunch

 

0

سخت است اگر دو فردی که یک صنعت را دچار تحول کرده‌اند، با یکدیگر برای چندین سال کارکرده‌اند و برای دستاوردهای مشابه شهرت داشته‌اند با هم مقایسه کنیم، اما با دقیق شدن در آن ها در می یابیم که این دو شخصیت معروف یعنی استیو جابز و بیل گیتس با یکدیگر تفاوت زیادی داشته‌اند.

به گزارش کلیک، سخت است اگر دو فردی که یک صنعت را دچار تحول کرده‌اند، با یکدیگر برای چندین سال کارکرده‌اند و برای دستاوردهای مشابه شهرت داشته‌اند با هم مقایسه کنیم، در می یابیم که این دو شخصیت معروف یعنی استیو جابز و بیل گیتس با یکدیگر تفاوت زیادی داشته‌اند. پیش ازاین تصور می‌کردم این تفاوت‌ها مربوط به شخصیت این افراد بوده است.

اکنون که به مدت ۱۸ ماه در واشنگتن غربی زندگی کرده‌ام و مدت کوتاهی نیز در کالیفرنیا به‌‌سر می‌بردم متوجه این امر شدم: تفاوت واقعی بین این دو فرد به دلیل تفاوت جغرافیایی است. هرکدام از این دو مرد نماینده واقعی محل زندگی و جایی بودند که در آن به‌دنیا آمده و بزرگ شده‌اند.

 

در این‌جا دلایلی این نظریه ذکر شده است. در صورت مخالفت نظر خود را اعلام کنید.

  1. بیل گیتس داده محور بود اما استیو جابز یک فرد بصری بود.

پیش از این‌که شرکت‌های فناوری پیشرفته بر این دو ایالت مسلط شوند، صنعت قدرتمند درواشنگتن، حمل و نقل هوایی بود ـ بوئینگ با ۸۰،۰۰۰ شغل بزرگ‌ترین کارفرمای منطقه سیاتل است. گرچه صنعت بزرگ کالیفرنیا همواره کشاورزی بوده است اما صنعت جذاب آن سرگرمی است ـ “هالیوود” مترادف با فیلم‌های قدیمی و بزرگ است.

پس جای تعجب وجود ندارد که گیتس تا این حد برای تصمیمات‌اش روش‌مند، مهندسی محور و داده محور بوده است. در حالی‌که جابز از گروه‌های متمرکز و تحقیقات بازار دوری می‌کرد، در عوض متکی بر شهود و غریزه خود برای تولید محصولات دوست‌داشتنی برای مشتریان خود بود.

  1. استیو جابز تجملاتی بود اما بیل گیتس آسان‌گیر بود.

ارائه‌ها و محصولاتی استیو جابز معرفی می‌کرد نمونه‌های افسانه‌ای تئاتری بودند. از سوی دیگر، بیل گیتس با وجود حضور در مجامع عمومی و ارائه چندین سخنرانی در TED همچنان یک ارائه دهنده بی‌آلایش است. با توجه به زمانی که در هردو ایالت گذرانده‌ام، می‌توانم بگویم مردم واشنگتن عموما آرام و ساکت و به دور از جلب توجه هستند، در حالی‌که مردم کالیفرنیا چه در هالیوود باشند و چه نباشند، بسیار برون‌گرا و تجملاتی هستند.

  1. استیو جابز گیاه‌خوار بود اما بیل گیتس همبرگر می‌خورد.

استیو جابز برای گیاه‌خواری معروف بود و از رژیم غذایی میوه‌خواری پیروی می‌کرد. عادات غذایی بیل گیتس کمتر شناخته شده است اما به‌خوبی می‌دانیم وی عاشق همبرگر است.

در واشنگتن گیاه‌خواری چندان رایج نیست. در بین دوستان من تنها یک نفر گیاه‌خوار وجود دارد. حتی سیاتل با وجود شهرت خود به عنوان یک شهر جوان، در رتبه هفتم سفارشات گیاهی قرار دارد. در حالی‌که سه شهر کالیفرنیا یعنی سان ‌فرانسیسکو، سن خوزه و لوس آنجلس در رتبه‌های سوم، پنجم و ششم میزان گیاه‌خواری قرار دارند.

Steve-Jobs-Wallpaper-6

  1. بیل گیتس به نیکوکاری معروف است اما ظاهرا جابز فعالیت خیریه کمی داشته است.

بیل و ملیندا گیتس بزرگ‌ترین سازمان خیریه خصوصی در دنیا را تاسیس کرده‌اند. گیتس به همراه وارن بافت، کمپین Giving Pledge را راه‌اندازی کردند و از میلیاردرها خواستند تا نیمی از ثروت خود را به خیریه اختصاص دهند. گرچه اپل مانند بسیاری از شرکت‌های بزرگ در فعالیت‌های انسان‌دوستانه شرکت می‌کرد اما جابز هرگز در کمپین Giving Pledge شرکت نکرد.

در این مورد نیز این افراد نماینده ایالت خود هستند. واشنگتن برای کمک‌های خیریه و فعالیت‌های داوطلبانه در رتبه هشتم قرار دارد در حالی‌که رتبه کالیفرنیا ۴۸ام است.

  1. استیو جابز حس زیبایی‌شناسی داشت اما بیل گیتس چندان علاقه‌مند نبود.

برای فهمیدن این مطلب کافیست نگاهی به تولیدات این افراد داشته باشید و البته مشاهده خود این دو فرد نیز به‌خوبی نشان‌دهنده این امر هستند. سال‌ها پیش، یقه اسکی مشکی و جین می‌پوشید اما نه هر بلوز مشکی یقه اسکی. لباس یقه اسکی وی توسط یک طراح افسانه‌ای مد ژاپنی به نام ایزی میاکی، منحصرا برای وی طراحی شده بود. اما بیل گیتس همچنان ژاکت می‌پوشد و یک مدل موی ۷ دلاری دارد.

لس آنجلس و سان فرانسیسکو مرتبا در لیست سه شهر مدپوش آمریکا قرار دارند اما سیاتل عموما رتبه ۱۲ یا کمتر را دارد.

منبع: inc

0

رسانه‌های اجتماعی سودآورترین راه برای فروش آنلاین

0

با گران قیمت‌ترین دامنه‌های فروخته شده در تاریخ جهان آشنا شوید

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های یک وب سایت اینترنتی، آدرس URL آن سایت است. در ادامه می توانید با گران قیمت ترین دامنه‌هایی که با پسوند com. خرید و فروش شده‌اند، آشنا شوید. 

برخی از این دامنه‌ها طی بیست سال گذشته بلااستفاده بوده‌اند و به تازگی با قیمتی نجومی فروخته شده و مورد استفاده قرار گرفته‌اند. این فهرست مبتنی بر اطلاعات ارایه شده توسط مجله DN Journal تهیه شده است، در هر حال با توجه به این کسب و کارهای اینترنتی تنها به آدرس وب سایت‌های محدود نمی‌شود و این کسب‌ و کارها دارایی‌های دیگری نیز دارند که در بسیاری از مواقع به صورت یکجا فروخته می‌شوند، برای مثال Insure.com به عنوان یک شرکت کاملا فعال و پر سود به قیمت 16 میلیون دلار فروخته شد. با توجه به همین موضوع مجله DN Journal بسیاری از این وب سایت‌های گران قیمت را در فهرست خود در نظر نگرفته است.

 

MM.com – به قیمت 1200000 دلار

دامنه

تاریخ فروش: جولای 2014
دامنه MM.com در جولای سال 2014 میلادی به قیمت 1.2 میلیون دلار از طریق Sedo فروخته شد. این دامنه توسط شرکت تجارت الکترونیک Hangzhou Duomai، که در حوزه فروش سایر دامنه‌ها از جمله Game.com، JZ.com و 4.cn فعالیت می‌کند، خریداری شد.
در حال حاضر با تایپ کردن این آدرس به یک صفحه خالی هدایت می‌شوید که چندین حرف و عدد را به صورت تصادفی نمایش می‌دهد.

 

 

Power.com – به قیمت 1261000 دلار

دامنه

تاریخ فروش: نوامبر 2014
شرکت الکترونیکی تامین کننده سیلیکون ولی به نام Power Integrations در سال 2014 این دامنه را خریداری کرده و آن را جایگزین دامنه ساده‌تر و قدیمی خود به آدرس PowerInt.com کرد.

 

 

Cameras.com – به قیمت 1500000 دلار

دامنه

تاریخ فروش: 2006
Sig Solares در سال 2006 با پرداخت مبلغ 1500000 دلار در یک مزایده دامنه Cameras.com را برنده شد. وی در آن سال پیش بینی کرد که طی هشت سال آینده این مبلغ پرداختی را دوباره بدست خواهد آورد.

 

 

Russia.com – به قیمت 1500000 دلار

دامنه

تاریخ فروش: 2009
شرکت مشاوره Paley Media که دارای دامنه های مختلف اختصاصی روسی است، در سال 2009 میلادی دامنه Russia.com را به یک خریدار ناشناس فروخت. در حال حاضر این URL شما را به وسایت godaddy.com هدایت می‌کند، گو ددی یک شرکت خصوصی است که خدمات ثبت دامنه و میزبانی وب ارائه می‌دهد.

 

 

Tandberg.com – به قیمت 1500000 دلار

دامنه

تاریخ فروش:2007
شرکت Tandberg Data که در زمینه ارایه راهکارهای آرشیوسازی و پشتیبانی گیری فعالیت می‌کرد، تصمیم گرفت مبلغ پیشنهادی 1500000 دلار را به ازای فروش دامنه Tandberg.com به شرکت Tandberg قبول کند. شرکت Tandberg ارایه کننده سرویس‌ها و محصولات ارتباط تصویری، در نیویورک و نروژ فعالیت می کرد.
این قرار داد در دسامبر 2006 تکمیل و اوایل سال 2007 به صورت عمومی اعلام شد.

 

 

DataRecovery.com – به قیمت 1659000 دلار

دامنه

تاریخ فروش: 2008
شرکت Associated Computers Inc در تاریخ اول فوریه 2008 این دامنه را به شرکت ESS Data Recovery فروخت. شرکت ESS مدت زمان زیادی بود که برای خریداری این دامنه تلاش می‌کرد.

 

 

Computer.com – به قیمت 2100000 دلار

دامنه

تاریخ فروش: 2007
دامنه Computer.com در اکتبر سال 2007 میلادی در مزایده T.R.A.F.F.I.C/Moniker فروخته شد. در این مزایده دامنه WallStreet.com هم به مبلغ 3 میلیون دلار به فروش رفت. در حال حاضر این دامنه به فروش کامپیوتر اختصاص دارد.

 

 

Investing.com – به قیمت 2450000 دلار

دامنه

تاریخ فروش: 2012
شرکت Forexpros.com اواخر سال 2012 میلادی این دامنه را با قیمت بسیار بالای 2.45 میلیون دلار خریداری کرد، این گران قیمت‌ترین دامنه خریداری شده در آن سال بود. این سایت در حال حاضر به ارایه محتوای مربوط به سرمایه گذاری و بازار بورس می‌پردازد.

 

 

Social.com – به قیمت 2600000 دلار

دامنه

تاریخ فروش: جولای 2011
این دامنه در سال 2011 با واسطه گری Moniker فروخته شد، در هر حال این سایت مدتی بعد توسط Salesforce خریداری شد و اکنون کاربر را به یکی از صفحات تبلیغاتی این شرکت هدایت می‌کند.

 

 

Shopping.de – به قیمت 2858945 دلار

دامنه

تاریخ فروش: سپتامبر 2009
شرکت تجاری آلمانی Unister Gmb که دامنه های دیگری همچون Auto.de، Geld.de، Kredit.de و Preisvergleich.de را خریداری کرده بود اواخر سال 2009 دامنه Shopping.de را نیز خریداری کرد.
این وب سایت اکنون به فروش محصولات برندهای لوکس تعلق دارد.

 

 

Candy.com – به قیمت 3000000 دلار

دامنه

تاریخ فروش: 2009
این دامنه در سال 2009 به قیمت 3 میلیون دلار توسط هلدینگ G&J خریداری شد. مالکان این شرکت قصد داشتند امکان دسترسی آسان و آنلاین به شیرینی‌ها را در اختیار مشتریان خود قرار دهند و به همین دلیل روی یک دامنه ساده چنین سرمایه گذاری بزرگی کردند.

 

 

MI.com – به قیمت 3600000 دلار

دامنه

تاریخ فروش: آوریل 2014
شرکت چینی تولیدکننده اسمارت فون شیائومی در بزرگترین خرید دامنه سال 2014، MI.com را به صورت خصوصی خریداری کرد. به این ترتیب شیائومی اولین شرکت اینترنتی چینی است که چنین مبلغی را برای خرید یک دامنه اختصاص داده است. شیائومی از این وب سایت برای یادآوری راحت تر نام برند خود استفاده می‌کند.

 

 

Mediacare.com – به قیمت 4.8 میلیون دلار

دامنه

تاریخ فروش: می 2014
شرکت eHealthInsurance.com در سال 2014 میلادی مبلغ 4.8 میلیون دلار را برای خرید این دامنه هزینه کرد که 4.3 میلیون دلار آنرا به صورت نقد پرداخت کرد و 300000 دلار باقی مانده را بدهکار شد.

 

 

Clothes.com – به قیمت 4900000 دلار

دامنه

شرکت تولید کننده کفش Zappos برای خرید این دامنه به طور تقریبی 5 میلیون دلار هزینه کرد. حالا این شرکت و این وب سایت به شرکت آمازون تعلق دارند اما دامنه Clothes.com کاربر را به صورت مستقیم به سایت Zappos هدایت می‌کند.

 

 

Toys.com -- به قیمت 5100000 دلار

دامنه

تاریخ فروش: 2009
این دامنه اولین بار به دلیل ورشکستگی به قیمت 1.25 میلیون دلار فروخته شد، مدتی بعد نیز شرکت Toys R Us مبلغ 5 میلیون دلار را برای خریداری این دامنه قدرتمند پرداخت کرد.

 

 

Z.com – به قیمت 6784000 دلار

دامنه

تاریخ فروش: نوامبر 2014
شرکت آی اس پی ژاپنی GMO Internet دو سال پیش دامنه Z.com را به قیمت تقریبی 6784000 دلار از شرکت نیسان موتورز خریداری کرد. به گفته GMO، این دامنه در حال حاضر یکی از سه دامنه تک حرفی با پسوند .com است.

 

 

Diamond.com – به قیمت 7500000 دلار

دامنه

تاریخ فروش: 2006
شرکت Odimo.com این دامنه را به صورت خصوصی به یک شرکت خرده فروش جواهر آنلاین به نام Ice.com فروخت.

 

 

We.com – به قیمت 800000 دلار

دامنه

تاریخ فروش: 2015
شخصی به نام Alf Temme سال گذشته این دامنه را که 9 سال مالک آن بود به یک شرکت بانکداری چینی به نام Wealth Evolution فروخت. این شخص در سال 2010 میلادی توسط مایکروسافت تحت تعقیب قرار گرفت زیرا مالک دامنه های Hootmail.com و hot5mail.com بود و افرادی که این آدرس را تایپ می‌کردند به وب سایت تجاری این شخص هدایت می‌شدند.

 

 

Fund.com – به قیمت 9999950 دلار

دامنه

سال فروش: 2008
این دامنه با واسطه گری شرکت Clek Media به شرکتی به نام Fund.com فروخته شد و تمامی این مبلغ به صورت نقد پرداخت شد. در هر حال این شرکت مدتی بعد با مشکلات زیادی رو به رو شد و مجبور شد در سال 2009 میلادی بخش عمده‌ای از امور تجاری خود را نامعتبر اعلام کند. این وب سایت در حال حاضر لود نمی‌شود.

 

از دیگر معاملات بسیار پرهزینه برای خرید و فروش دامنه‌های اینترنتی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

Insurance.com: فروش در سال 2010 به مبلغ 35.6 میلیون دلار

VacationRentals.com: فروش در سال 2007 به مبلغ 35 میلیون دلار

PrivateJet.com: فروش در سال 2012 به مبلغ 30.1 میلیون دلار

Internet.com: فروش در سال 2009 به مبلغ 18 میلیون دلار

Insure.com: فروش در سال 2009 به مبلغ 16 میلیون دلار

Hotels.com: فروش به مبلغ 11 میلیون دلار

Fb.com: فروش در سال 2010 به مبلغ 8.5 میلیون دلار

Business.com: فروش در سال 1999 به مبلغ 7.5 میلیون دلار

iCloud.com: فروش در سال 2011 به مبلغ 6 میلیون دلار

 

منبع: businessinsider

0

چگونه بهترین زمان بندی را برای ترک به موقع محل کار داشته باشیم

ساعت‌های کاری در ادارات و سازمان‌ها معمولا بازه‌ی مشخصی دارند. برخی افراد توانایی زمان‌بندی دقیق بر روی کارها و وظایف روزانه‌ی خود را ندارند و اکثرا بعد از ساعت کاری نیز مجبور به کار کردن روی پروژه‌ها و ظایف خود هستند. روش‌های ساده‌ای وجود دارد که با رعایت آنها می‌توان کارها و وظایف روزانه را به نحو بهتری انجام داد و محیط کار را در زمان معین ترک کرد. 

رعایت اصول و قوانین کاری برای کارمندان و حتی کسانی که به شکل آزاد کار می‌کنند، ضروری است. افرادی که در سازمان‌ها و شرکت‌ها به صورت استخدامی مشغول به کار هستند، باید قوانین مشخصی را در مورد زمان ورود و خروج خود به محل کار رعایت کنند. افرادی نیز که دارای مشاغل آزاد هستند بهتر است قوانین مشخصی در مورد زمان کار برای خود وضع کنند تا بتوانند زمان روز را به بهترین نحو بین کار و استراحت و تفریح تقسیم کنند. با برنامه‌ریزی‌های ساده و ترک برخی عادات غلط، می‌توان این پایبندی به زمان را در خود ایجاد کرد و ساعات کاری را به ساعاتی منظم‌تر با بهره‌وری بیشتر تبدیل کرد. در این مطلب از بخش کسب و کار با تعدادی از این روش‌ها آشنا می‌شویم:

 

ساعت زنگ‌دار را فراموش نکنید

شاید ساده‌ترین کاری که برای زمانبندی به ذهن هر کسی می‌رسد، استفاده از ساعت زنگ‌دار است که زمان پایان کار را به ما یادآوری کند. بهتر است از این هشدارهای سنتی استفاده کرده و البته به آنها پایبند باشید. می‌توان برای وظایف و پروژه‌های مختلف روزانه نیز هشدارهای مختلف تعیین کرد. مثلا یک زنگ هشدار دو ساعته برای یک وظیفه یا پروژه‌ی خاص اختصاص دهید و پس از آن زمان دیگر روی آن طرح کار نکنید.

 

زمان مشخصی برای چک کردن ایمیل‌ها اختصاص دهید

ای میل

ایمیل‌ها برای راحت‌تر شدن مکاتبات بین افراد استفاده می‌شوند. اما همین تکنولوژی محبوب در بسیاری از اوقات تمرکز افراد را از کارهایشان پرت می‌کند و موجب می‌شود که افراد نتوانند در زمان مشخص کارهای خود را به اتمام برسانند. در اولین اقدام بهتر است عادت چک کردن ایمیل‌ها در اولین ساعات کاری را ترک کنید. این کار در ابتدای روز زمان زیادی از شما می‌گیرد و تمرکز شما را نیز در همان ابتدای روز از بین می‌برد.

 

برنامه‌ریزی سه‌روزه داشته باشید

بهتر است در ساعات پایانی روز، یک برنامه‌ی کلی برای روز بعد در نظر بگیرید و حتی این برنامه‌ریزی را برای دو روز بعد از آن نیز یادداشت کنید. وقتی چنین برنامه‌ی منظمی برای روزهای پیش رو داشته باشید، می‌توانید هر وظیفه‌ی غیر مترقبه‌ای را نیز در زمان‌های خالی آن جای دهید. فراموش نکنید که در این برنامه حتما باید ساعتی را برای پایان کار در نظر بگیرید. در غیر این صورت همیشه کاری برای انجام دادن خواهید داشت و حتی ممکن است ساعت‌های زیادی بعد از زمات کاری، مجبور به انجام کارها و وظایف جدید باشید.

زمان بندی

 

برای کارها و ظایف غیر مترقبه آماده باشید

در بسیاری از اوقات، کارهایی غیر مترقبه به برنامه‌ی شما اضافه می‌شود. گاهی اوقات ممکن است این کارها در ساعات پایانی روز به شما محول شوند. اگر این وظایف جدید اولویت بالایی ندارند، می‌توانید با قدرت تمام در ساعات پایانی به آنها بپردازید اما حتما زمانی برای پایان کار مد نظر داشته باشید و بقیه‌ی کار را به روز بعد موکول کنید. برای خود یک سناریوی تخیلی تصور کنید که بعد از یک ساعت مشخص، هیچ کاری را نمی‌توان در محیط کار انجام داد. بدین ترتیب مجبور خواهید شد با بیشترین قدرت و سرعت آن وظایف غیر مترقبه را انجام دهید.

 

زمان استراحت و تفریح را فراموش نکنید

فراموش نکنید که هدف کار کردن شما، رسیدن به زمانی برای تفریح و لذت بردن است. تلاش کنید تا در زمان‌هایی که مشغول کار نیستید، بیشترین لذت را از زمان خود ببرید. تفریح و استراحت، خلاقیت شما را افزایش می‌دهند و از خسته شدن ذهن شما در برابر کارها جلوگیری می‌کنند. شما با تفریح و لذت بردن از زمان خود در بیرون از محیط کاری، انرژی لازم را برای روز بعد و کارهای آینده جذب می‌کنید.

زمان بندی

نکاتی که در این مطلب اشاره شد، اکثرا مربوط به رفتارهای شخصی کارمندان و افرادی که به مشاغل آزاد مشغول هستند، بود. کارآفرینان و صاحبان کسب و کار نیز باید قوانین مشخصی برای خود و سازمان تحت فرمانشان مشخص کنند. یک کارآفرین نباید از اضافه‌کاری‌های زیاد کارمندانش بیش از حد خوشحال شود. بلکه باید زمان کاری و پروژه‌ها و ظایف هر شخص را به نحوی تعیین کند که فرد مورد نظر بتواند با انرژی کافی به کار ادامه دهد. یکی از مواردی که بهتر است در قوانین سازمانی مورد تجدید نظر قرار گیرد، پاداش‌هایی است که برای اضافه‌کاری در نظر گرفته می‌شود، بهتر است این پاداش‌ها به جای تعلق گرفتن به افرادی که زمان بیشتری را در محل کار سپری می‌کنند، به افرادی اهدا شود که بهره‌وری بیشتری دارند و وظایف خود را در مدت مشخص انجام می‌دهند.

منبع forbes

 

0

۳ توصیه برای طراحی داخلی اداری استارت آپ‌ ها

طراحی داخلی در محیط کاری یکی از مهم‌ترین عوامل موثر بر بهره‌وری کارکنان به حساب می‌آید که متاسفانه در ایران خیلی به آن توجه نمی‌شود. این نکته به خصوص برای استارت‌آپ‌ها که خود را گونه‌ای مدرن از سازمان می‌دانند اهمیت زیادی پیدا می‌کند. 

تعداد زیادی از کسب‌و‌کار‌های موفق در زیرزمین و پارکینگ شروع شده‌اند و بعد از کسب سرمایه و در مرحله‌ی رشد به محیط‌های اداری بزرگ‌تر رسیده‌اند. با این حال روحیه‌ی استارتاپی خود را حفظ کرده‌اند و محیط کاری جدید خود را نیز صمیمانه طراحی می‌کنند.  

نتایج یک تحقیق توسط انجمن طراحان داخلی آمریکا نشان می‌دهد که طراحی محیط اداری یکی از سه عامل موثر بر کارایی و رضایت شغلی به حساب می‌آید. همچنین ۳۱ درصد افرادی که از شغل خود رضایت داشتند در محیط کاری خوبی کار می‌کردند و ۵۰ درصد افرادی که به دنبال یک شغل جدید بودند کار ایده‌آل خود را همراه با محیط اداری مناسب می‌دانستند. این تحقیق بازگو کننده‌ی آن است که تا چه حد محیط کاری برای کارکنان اهمیت دارد.

در ادامه با ۳ توصیه‌ی مهم برای بهتر کردن طراحی داخلی محیط کاری آشنا خواهید شد. بنابراین می‌توان با درست کردن محیط، امید به تمرکز بر مسائل اساسی‌تر در حین کار را داشت.

 

۱. برای طراحی فضای اداری تمام کارمندان را به همکاری دعوت کنید

زمانی که به دنبال طراحی فضای اداری استارتاپ خود هستید از تمامی کارکنان و همکاران خود استفاده کنید و ایده‌ها و نظرات آن‌ها را جویا شوید. در بیشتر مواقع این افراد به دلیل درگیری دايمی با کار، دانستن دقیق فرآیند‌های کاری و نیاز‌های فعلی و آتی خود پیشنهادات خیلی خوبی ارائه می‌دهند. بنابراین در جلسات طوفان مغزی یا نظرسنجی می‌توان از حضور تمام کارمندان بهره برد.

طراحی فضای کاری نباید تنها ایده‌ی یک نفر باشد. فضای کار جایی است که تمامی افراد با فرهنگ خودشان در کنار هم برای رسیدن به یک هدف مشخص کار می‌کنند. تشویق به کار و ایجاد روحیه‌ی نشاط آور از اهداف اصلی طراحی فضای اداری است.

 

۲. نیازمندی‌های آتی باید مدنظر قرار گیرند

در سال ۱۹۹۸ مجموعه استارت‌آپ‌های آمریکایی نزدیک به ۶۳ درصد سود سالیانه دست پیدا کردند و در سال ۲۰۱۴ نرخ رشد مرکب سالانه‌ی استارت‌آپ‌های آمریکایی نزدیک به ۸۵ درصد بود. این آمار نشان می‌دهد که استارت‌آپ‌ها معمولا فرآیند رشد بسیار چشم‌گیری دارند و در این فرآیند مسلما نیاز به نیروی انسانی هم یک امر مهم تلقی خواهد شد. بنابراین علاوه بر نیازهای فعلی در طراحی محیط اداری باید به نیا‌ز‌های آینده هم نگاه کرد.

استارت‌آپ جالبی در آمریکا به وجود آمده که ایده‌ی مبلمان به عنوان سرویس، FaaS، را به دنیای محصولات اداری وارد کرده است. هدف Swivelfly کاهش هزینه‌های مبلمان و تجهیزات اداری استارت‌آپ‌ها است. شرکت‌ها در سال چندین بار هزینه‌های مبلمان و طراحی داخلی پرداخت می‌کنند، این گروه با شناسایی این نیاز با راه‌اندازی سرویس خود، مبلمان را به استارت‌آپ‌ها اجاره می‌دهد. بنابراین استارت‌آپ‌ها می‌توانند هزینه‌های خود را در مقاطع زمانی مختلف مدیریت کنند.

طراحی داخلی اداری

 

۳. طراحی محیط کار باید در راستای اهداف کلی استارت‌آپ باشد

هدف نهایی طراحی فضای داخلی رسیدن به کارایی در محیط کاری است اما نباید از ویژگی‌های دیگر محیط که بازگو کننده‌ی فرهنگ، عادات، رسوم و داستان برند شماست به سادگی گذشت. با این کار نیرو‌های جدید به سرعت با محیط جدید آشنا می‌شوند و فرآیند آموزش آن‌ها احتمالا کمتر طول بکشد.      

در بسیاری از استارت‌آپ‌های موفق اتاق‌های کاری را نام‌گذاری می‌کنند. نام‌هایی چون شخصیت‌های محبوب فیلم و بازی یا شیرینی و غذاهای مختلف هر کدام از این اسامی می‌توانند نوع نگاه شما به کار و فرهنگ کاری خود را بیان کنند.

 

انعطاف‌پذیری

فرآیند رشد یک استارت‌آپ تنها محدود به فروش و افزایش مشتری‌ نیست، طی این فرآیند هر شرکت از نظر ابعاد نیز افزایشی را تجربه می‌کند و باید نیرو‌های انسانی بیشتری را به خود جذب کند. همچنین استارت‌آپ‌ها باید پذیرای تغییرات مداوم برای رسیدن به بهره‌وری بالاتری باشند.

فضای داخلی باید طوری باشد که نوآوری را در فرد تشویق کند تا مسائل جدید و پیچیده را حل کند. به علاوه فضای کاری باید چالش‌های بیشتری را برای فرد رقم بزند تا روش‌های کاری خود را متفاوت‌تر انجام دهد. در خیلی از استارت‌آپ‌ها اتاق‌ها حذف و مدیریت در کنار دیگر کارمندان به کار مشغول می‌شود.

 

منبع mashable

 

0

موفقیت تجارت الکترونیکی بر بستر موبایل

0

رسانه های اجتماعی چگونه زندگی ما را تهدید می کنند

در آغازین سال هایی که اینترنت خود را به عنوان عضوی جدایی ناپذیر، به زندگی ما انسان ها تحمیل کرد، این باور در ذهن افراد شکل گرفت که تا جایی که ممکن است باید از این دستاورد و ابزارهایی که بر  پایه این بستر شکل گرفتند، استفاده کرد و علاوه بر کسب اطلاعات، خود نیز نقشی را در این زمینه ایفا کرد.

 

طولی نکشید که رسانه های اجتماعی معرفی شدند. رسانه هایی که به منظور اشتراک گذاری عقاید، تصاویر، ویدیوها و غیره با دوستان و یا حتی کاربرانی ناشناس طراحی شدند و می توانستند پلی ارتباطی میان تک تک ساکنین کره زمین و زمینه ساز تعامل هر چه بیشتر آن ها با یکدیگر باشند.

 

اما متاسفانه، این دستاورد بشری، در کنار چنین مزیت هایی از معایبی نیز برخوردار است که اگر نحوه استفاده از آن هوشمندانه مدیریت نشود، ممکن است تهدیدی جدی برای زندگی شخصی، شغلی، رابطه های میان افراد و هچنین عزت نفس کاربران محسوب شود. در ادامه قصد داریم تا به 5 شیوه ای که ممکن است رسانه های اجتماعی از طریق آن، زندگی ما را تحت الشعاع قرار دهند، اشاره کنیم.

 

 

1. اشتراک گذاری بیش از حد

 

شبکه های اجتماعی


شاید دانستن این موضوع که روزانه 3 میلیون پست توسط کاربران در شبکه های اجتماعی منتشر می شد، جالب باشد. اما پست هایی که این روزها به اشتراک گذاشته می شوند، همانند گذشته در مورد چیزهای بی اهمیت نیستند و بیشتر در مورد مسائل مربوط به زندگی شخصی افراد هستند.

در اشتراک گذاری های افراطی، افراد تمامی جزییات زندگی خود را به صورت آنلاین برای عموم به اشتراک می گذارند و آن ها در جریان تک تک اتفاقات زندگی خود قرار می دهند. بسیاری از افراد، با ارسال پست های خود در رسانه های اجتماعی، در فضایی عمومی به جنگ با مشکلات شخصی خود می روند و به گفته بسیاری از تحلیلگران، هر پستی که در این رابطه منتشر می شود می تواند موجب ناراحتی دوستان، همکاران و یا افرادی که به نحوی با آن ها درگیر هستید، شود.

 

 

2. اشتراک گذاری مطالب بدون فکر کردن درباره آن ها

 

شبکه اجتماعی

در سال های گذشته، ارسال پست در یک شبکه اجتماعی به راحتی آن چه که امروز پیش روی خود می بینید، نبود. در گذشته، افراد ابتدا می بایست در مورد یک موضوع جالب فکر می کردند، ایده خود را در قالب یک متن مفهومی یادداشت می کردند، به یک شبکه اجتماعی لاگین می شدند، مطلب خود را در قسمت مربوطه پیاده می کرده و پس از بازنگری دوباره، آن را به اشتراک می گذاشتند و در نهایت از حساب کاربری خود خارج می شدند.


اما امروزه، اشتراک گذاری مطالب، در کمترین زمان ممکن و به راحتی هرچه تمام تر انجام می شود. در این جا دیگر، زمانی برای فکر کردن درباره آن چه که می خواهیم به اشتراک بگذاریم، صرف نخواهد شد و به تبع، هر چیزی و با هر محتوایی می تواند از سوی یک کاربر ارسال شود. وقتی این فرصت فکر کردن از کاربران برداشته شود، دیگر نمی توان شخصیت و یا روحیات یک فرد را با توجه به پست هایش تشخیص داد و همین امر، ما را در برقراری ارتباط با آن هایی که نمی شناسیم، دچار مشکل می کند.

 

 

3. اعتیاد به شبکه های اجتماعی 

 

فیس بوک

شاید در آغازین روزهایی که شبکه های اجتماعی معرفی شدند، کمتر کسی تصور می کرد روزی اعتیاد به آن به یکی از معضلات جامعه بشری تبدیل شود. اعتیاد به گرفتن تایید و یا همان لایک، در بسیاری از افراد مشاهده می شود. این معضل، نه تنها از زندگی شما در زمان حال جلوگیری می کند، بلکه می تواند زمینه را برای بروز مشکلاتی از قبیل خشم و اضطراب نیز فراهم کند.

از سویی دیگر، با گسترش اعتیاد به شبکه های اجتماعی، روابط میان انسان ها نیز کمرنگ می شود. یعنی افراد نیازی به برقراری ارتباط و صحبت با یکدیگر نمی بینند چرا که از طریق شبکه های اجتماعی در جریان تمامی وقایع و اتفاقات زندگی یکدیگر قرار گرفته اند و نظر خود را نیز در آن جا مطرح کرده اند.

 

 

4. تبدیل شدن به یک چهره مشهور اینترنتی

 

insta

انسان ها به این نتیجه رسیدند که با شبکه های اجتماعی همچون اینستاگرام، می توانند به یک چهره مشهور اینترنتی تبدیل شوند. آن ها می توانند از این طریق، کاربران را به وب سایت های خود بکشانند و ترافیک وب سایت را افزایش دهند. اگرچه این کار ممکن است به مذاق بسیاری خوش بیاید اما نباید فراموش کرد که ممکن است چنین شهرتی، دردسرهایی را نیز به دنبال داشته باشد. به طوری که افرادی بسیار زیادی وجود دارند که چهره های مشهور را به عنوان قربانی اهداف خود انتخاب می کنند و در صدد تخریب آن ها برمی آیند. اینجاست که تنها با انتشار یک تصویر، مطلب و یا توییت، هزاران فردی که تا دیروز برای شما سوت و کف می زدند،  پشت درب خانه تان صف می شکند و به خونتان تشنه اند. بنابراین، مراقب باشید که چه چیزی را در این شبکه های اجتماعی به اشتراک می گذارید تا به سرنوشت افرادی که در این گرداب افتاده اند، گرفتار نشوید.

 

 

5. از بین رفتن حریم خصوصی

 

شبکه اجتماعی

مشکل اصلی شبکه های اجتماعی این است که یک فرد که هیچ آشنایی با شما ندارد، می تواند به اطلاعات مهمی همچون نام، شماره تلفن، آدرس، آدرس والدین، همکاران، دوستان و حتی اسم رییس‌تان نیز دسترسی داشته باشد و احتمال دارد که بخواهد از این اطلاعات برای ضربه زدن به زندگی تان استفاده کند. بنابراین، کدام منطق قبول می کند که شما تمامی زمینه های لازم برای دستیابی به اهداف شوم این افراد را فراهم کنید؟ به یاد داشته باشید که از طریق این شبکه ها، زندگی تک تک ما انسان ها، هر لحظه در معرض خطری بزرگ قرار دارد و ممکن است شغل، زندگی و رابطه ما با آن هایی که در ارتباط هستیم را تهدید کند.

 اگرچه این شبکه ها در ابتدا به منظور نزدیک کردن انسان ها به یکدیگر طراحی و تولید شده بودند، اما این روزها نحوه استفاده کاربران از این ابزارها، به گونه ای شده است که بیشتر در جهت پاره کردن پیوند میان انسان ها گام بر می دارند.

 

منبع: lifehack

0

بدترین تصمیم های بیل گیتس در زمان مدیرعاملی به باور یکی از مدیران قدیمی مایکروسافت

بیل گیتس، حدود 25 سال بر صندلی مدیریت عاملی مایکروسافت تکیه زد و در نهایت در سال 2000 میلادی، جای خود را به ساتیا نادلا بخشید. وی در مدت زمان تصدی گری این سمت، یک شرکت به اصطلاح زیرپله ای را به بزرگ ترین کمپانی نرم افزاری جهان تبدیل کرد و توانست با درآمدهای کلانی که در این مدت به دست آورد، خود را به عنوان ثروتمندترین مرد جهان معرفی کند.

 

عملکرد موفق این کمپانی، بیشتر مدیون تصمیمات درست و سنجیده ای بود که با در نظر گرفتن تمامی جوانب اتخاذ می شد و بیل گیتس به عنوان نفر اول این کمپانی، همواره نقش پررنگی را در این تصمیم گیری ها ایفا می کرد.

 

اما شاید برایتان جالب باشد که بدانید حتی بیل گیتس هم در بعضی مواقع، تصمیمات اشتباهی را می گرفت که در ادامه قصد داریم آن ها را از زبان برد سیلوربرگ، که سابقه 9 سال کار با این کمپانی بزرگ را در کارنامه دارد، بشنویم. 

 

به عقیده سیلوربرگ، بیل گیتس دو اشتباه بزرگ را در دوران مدیرعاملی خود در مایکروسافت انجام داد که اولی، لابی نکردن و دیگری عدم استفاده از ظرفیت های اینترنت در سال های ابتدایی معرفی آن بود.

 

وی در این خصوص عنوان می کند:"به اعتقاد من، یکی از بزرگ ترین اشتباهات بیل گیتس، عدم اعتقاد وی و همچنین کمپانی مایکروسافت به قدرت لابی بود. زمانی که رقبای مایکروسافت، در حال لابی کردن و انجام مذاکرات پشت پرده با دولت بودند، گیتس اعتقاد داشت که دولت نباید هیچ مداخله ای در عملکرد این کمپانی داشته باشد و مایکروسافت را به حال خود رها کند."

 

او در ادامه گفت که بیل گیتس به سختی با مدیران دولتی و سیاست مداران ارتباط برقرار می کرد چرا که به عقیده وی، مایکروسافت اعتقاد قلبی شدیدی به رقابت عادلانه و ایجاد ارزش کافی برای مشتریان داشت. اما این شیوه مدیریت، واکنش هایی را نیز به دنبال داشت به طوری که دولت و همچنین اتحادیه اروپا در برابر مایکروسافت موضع گرفتند و جنگ خود را علیه این ابرکمپانی نرم افزاری جهان اعلام کردند.

 

اگر به یاد داشته باشید، در سال 2000، دادگاهی در آمریکا کمپانی مایکروسافت را به ناحق به نقض قوانین آنتی تراست (Anti-Trust) متهم کرد که البته این شرکت توانست در سال 2001، رای را به نفع خود برگرداند. اما به عقیده بسیاری از تحلیلگران، این دعواهای حقوقی تاثیری منفی در جلب اعتماد کاربران نسبت به این کمپانی داشته است.

 

علاوه بر این، سیلوربرگ اعتقاد داشت که بیل گیتس تهدید اینترنت را در آغازین سال های عرضه، جدی نگرفت و سعی داشت تا سلطه پلتفرم ویندوز خود بر بازار پلتفرم ها را حفظ کند. .

وی در این خصوص عنوان می کند:

بیل گیتس در آن روزها، نمی توانست واکنشی معقول در نحوه مواجهه با اینترنت از خود نشان دهد. البته این رویکرد، منطقی هم به نظر می رسید چرا که وقتی شما صاحب پلتفرم محبوب ویندوز باشید و درآمدهای کلانی را از آن بدست آورید، دیگر نیازی به تغییر اوضاع و استفاده از ظرفیت های این دستاورد نمی بینید. بیل گیتس اعتقاد داشت که باید تمامی تلاش خود را برای حفظ ویندوز به کار ببندد و هیچ راهکاری را برای نگه داشتن ویندوز و استراتژی سیستم های مایکروسافت در کنار هم، پیش بینی نکرده بود. نتیجه چنین تفکری هم این بود که جایگاه استراتژیک این کمپانی در سال های آغازین 2000 میلادی به شدت افت کرد. اکنون این شرکت به این نتیجه رسیده است که می بایست خود را با این پدیده های جدید وفق داده و تغییرات لازم را برای همگام شدن با آن ها انجام دهد.

 

با این حال، سیلوربرگ، احترام زیادی برای بیل گیتس قائل است و او را یکی از بزرگ ترین مدیران عامل در جهان می داند.

 

منبع: businessinsider

 

0

چگونه فروشگاه ها شما را به خرید بیشتر ترغیب می‌کنند؟

خرید از فروشگاه‌های زنجیره‌ای و بزرگ در زندگی شهر‌نشینی به یکی از کارهای روزمره تبدیل شده است. این فرشگاه‌ها با ترفندهایی خاص و البته حرفه‌ای شما را به خرید بیشتر و پر کردن سبد کالایی ترغیب می‌کنند.

با سر زدن به فروشگاه‌ها می‌توان مشتریانی را دید که سبد‌های خود را پر از کالاهای گوناگونی می‌کنند که شاید در لیست اولیه‌ی خرید آن‌ها حضور نداشته‌اند. اما این فروشگاه‌ها چگونه شما را به خرید بیشتر ترغیب می‌کنند و کیف پول شما را خالی‌تر از آنچه هست می‌کنند؟

 

۱. چیدمان کالاها در فروشگاه

تا کنون فکر کرده‌اید چرا کالاهایی که شما به دنبال آن هستید دور از دسترس قرار گرفته‌اند و باید از بخش‌های مختلف عبور کنید تا به کالای مورد نظر برسید؟ مجبور کردن شما به عبور از بخش‌های مختلف فروشگاه به معنای وسوسه‌ی بیشتر شما به خرید است. در نتیجه‌ کالاهای دیگر هم شانس دیده شدن و خرید از طرف شما را دارند.

 

۲. تست محصولات

حتما موقع خرید با افرادی مواجه شده‌اید که نمونه‌ای از محصول را به شما می‌دهند، این کالاها می‌توانند جزو مواد خوراکی، مواد آرایشی بهداشتی یا کالاهایی دیگر باشند. بدین طریق این افراد شما را با کالاهای جدید آشنا می‌کنند و احتمال خرید شما در چنین مواقعی بالا می‌رود، انگار شما مجبور به خرید خواهید شد.

تست محصول در فروشگاه

 

۳. کمک در خرید

راهنمایی و کمک مشتریان در خرید یکی از روش‌هایی است که فروشندگان به کار می‌گیرند تا مشتریان خرید بهتری را تجربه کنند. به عنوان مثال در فروشگاه‌های اپل همیشه یک نفر در کنار در ورودی حاضر است و به شما در پیدا کردن محصول کمک می‌کند، هنگام مشاهده محصول نیز همواره یک نفر به عنوان راهنما کنار شما خواهد بود. این روش چیزی فراتر از ارتباط با مشتری است و عملا شرکت خود را در کنار مشتری احساس می‌کند.

 

۴. تشویق شما به صبر کردن

زمانی که شما بعد از طی کردن راهرو‌های بسیار و عبور از بخش‌های مختلف به کالای مورد نظر خود می‌رسید، فروشگاه‌ها سعی می‌کنند که شما را در همان بخش نگه دارند و با دادن انواع محصولات برای تست، طیف وسیعی از محصولات مشابه و راهنمایی‌ها باید وقت زیادی را در آن بخش بگذرانید. به این وسیله شما بیشتر فکر می‌کنید و احتمالا بیشتر از چیزی که نیاز دارید خرید می‌کنید.

خرید بیشتر از فروشگاه ها

 

۵. قرار دادن محصولات ویژه در انتهای راهرو

معمولا در انتهای هر راهرو قفسه‌هایی وجود دارند که محصولات مهم و البته پرطرفدار قرار می‌گیرند. با قرار دادن این قفسه‌ها در انتهای هر راهرو، باید از کل راهرو عبور کنید و کالاهای بیشتری ببینید، وسوسه شوید و سبدتان پرتر شود.

 

۶. بسته‌بندی جذاب

دفعه‌ی بعد که وارد یک فروشگاه شدید به قفسه‌ی کالاها توجه بیشتری کنید. معمولا فروشگاه‌ها با بسته‌بندی‌ جذاب و قیمت‌گذاری‌های متفاوت سعی در جلب نظر شما دارند. کالاهایی که کمتر برای فروشگاه اهمیت دارند از این شیوه مستثنی می‌شوند و معمولا با بسته‌بندی‌های معمولی و در قفسه‌های پایینی قرار دارند. به عنوان مثال در اسباب‌بازی فروشی‌ها محصولات در قفسه‌های پایینی با بسته‌بندی‌های خاص و در حوزه‌ی دید یک کودک چیده می‌شوند.

 

۷. چیدمان کالاها در قفسه‌ها

نحوه‌ی چیدمان کالاها در قفسه‌ها و در کنار هم یکی از مهم‌ترین فعالیت‌های فروشگاه به شمار می‌رود که نقش مهمی در تعیین رفتار شما خواهد داشت. به عنوان مثال فرض کنید که در حال مشاهده‌ی یک لباس هستید و چشم شما به لباسی ارزان‌تر می‌افتد، احتمالا به خرید کالای ارزان‌تر تشویق می‌شوید. اما با انتخاب کالای جدید، لباسی ارزان‌تر مشاهده می‌کنید و برای خرید باید وقت بیشتری صرف کنید.

چیدمان محصول در فروشگاه

 

۸. عوامل محیطی

فراهم کردن محیط برای خرید یکی از وظایف فروشگاه‌ها به شمار می‌رود. پخش موزیک در فضای فروشگاه و حتی بویی که در سالن استشمام می‌کنید بر رفتار خرید شما تاثیر گذار است. در بخش وسایل کودک معمولا بوی پودر بچه به مشام می‌رسد و در سالن محصولات فناوری موزیک با ریتم‌های تند پخش می‌شود که احتمالا شما را برای خرید ترغیب می‌کند.

 

۹. سبدهای بزرگ

دفعه‌ی بعد که خرید زیادی ندارد، از سبدهای بزرگ استفاده نکنید. با دیدن خرید اندک خود و مقایسه‌ی آن با اندازه‌ی بزرگ سبد به برداشتن کالا‌های دیگر وسوسه می‌شوید.

 

۱۰. خرید لوازم جانبی

فروش لوازم جانبی یکی ازروش‌های کارآمد برای فروشگاه‌ها در جهت افزایش حاشیه‌ی سود به شمار می‌رود. این اتفاق به خصوص در فروش لوازم الکترونیکی به طور کامل قابل مشاهده است. حتما بارها تلویزیون یا گوشی موبایل خریداری کرده‌اید و تجربه‌ی انتخاب طیف وسیعی از لوازم جانبی همراه آن‌ها را نیز داشته‌اید. فروشندگان با معرفی لوازم جانبی سعی در ترغیب شما در خرید و خرج پول بیشتر را دارند.

اگرچه فروشگاه‌ها تمام سعی خود را می‌کنند که بهترین تجربه‌ی خرید را داشته باشید ولی هدف اصلی آن‌ها خرج کردن بیشتر شما است. بنابراین با دانستن ترفندهای آنان می‌توان مدیریت بهتری بر روی هزینه‌های خود داشت.

 

منبع lifehacker

 

0

رسیدن به موفقیت سن و سال نمی‌ شناسد

اکثر ما از یک سن خاص به بعد دچار دلهره می‌شویم و نگران این موضوع هستیم که در زندگی خود به موقعیت قابل توجهی نرسیده‌ایم. این نگرانی وقتی بیشتر می‌شود که افراد موفق جوان‌تر از خود را در رسانه‌ها یا حتی پیرامونمان می‌بینیم.

 آیا رسیدن به موفقیت، مهلت زمانی دارد؟ اگر پاسخ مثبت است، بهترین بازه‌ی سنی برای موفقیت کدام دوران است؟

 

سنین بحرانی- یک شروع تازه یا پایان یک فرصت؟

اگر بخواهید یک زبان خارجی یاد بگیرید و لهجه‌ی زبان مادری شما در آن دخیل نباشد بهتر است از سنین پایین‌تر شروع به یادگیری آن زبان کنید (معمولا قبل از ۱۶ سال). استعداد موسیقی، در دهه‌ی اول زندگی خود را نشان خواهد داد. اکثر افرادی که آن‌ها را به عنوان برنامه‌نویس‌های موفق و مطرح می‌شناسیم از سنین پایین، برنامه‌نویسی را شروع کردند. ورزشکاران موفق در روز تولد ۲۰ سالگی خود به شهرت رسیده‌اند. اگر یک فرد۲۷ ساله باشید که اخیرا تحصیلات دانشگاهی خود را تمام کرده است، با مشاهده‌ی این آمار ممکن است نوعی احساس شکست و عقب ماندن از قافله را پیدا کنید. در صورتی که این تصور غلط است.

 

 سن رسیدن به موفقیت

نگاهی به بیوگرافی ۱۰۰ بنیان‌گذار اول دنیا در لیست Forbes نشان می‌دهد که اکثر آن‌ها در ۳۵ سالگی کمپانی‌های مطرح خود را راه اندازی کرده‌اند.در این لیست، شرکت‌هایی که از طریق ارث و میراث به صاحبان‌شان رسیده است یا وابسته به دولت هستند، حذف شده‌اند. برای مثال یکی از بزرگ‌ترین کمپانی‌های حاضر در این لیست، "بانک کشاورزی چین" است که توسط "مائو ز دونگ" در زمانی که رییس جمهور این کشور بود تاسیس شده است.

 

  نیمه‌ی زندگی یا بحران میان سالی

آمار افرادی که در میان‌سالی به دستاوردهای مهم زندگی رسیده‌اند شبیه یک منحنی زنگی شکل است که نقطه‌ی ماکزیمم منحنی، سن میان‌سالی را نشان می‌دهد. بنابراین بیشترین موفقیت افراد در نیمه‌ی عمر آن‌ها که پیرامون ۳۵ سالگی است اتفاق افتاده است.

 

بحران دوره‌ی یک چهارم زندگی

وقتی که تحصیلات خود را به پایان می‌رسانید، پدر و مادر از شما انتظار دارند که دستاوردهایی از خود نشان دهید. در این شرایط دیدن مدیران مطرحی که در سنین جوانی به موفقیت رسیده‌اند نوعی احساس ناامیدی در شما ایجاد می‌کند. از آنجا که در دوره‌ای از زمان هستیم که امید به زندگی به سن ۷۸ سال رسیده است، ۲۵ سالگی سن معقولی برای در نظر گرفتن یک چهارم عمر محسوب می‌شود. حال آن که بعضی افراد در این دوره هم فکر می‌کنند که برای رسیدن به موفقیت دیر شده است.

 

 دیر رسیدن به معنای بازنده بودن نیست

پس در این میان تکلیف دوران کهن‌سالی چه می‌شود؟ آیا رسیدن به موفقیت در جوانی بهتر است یا در دوران پیری؟ این سوال مثل این است که بپرسیم: بهتر است در ۱۹ سالگی شبکه‌ای مثل فیسبوک را راه اندازی کنیم یا در ۶۱ سالگی شرکتی مانند IBM را تاسیس کنیم؟ در جهانی با این وسعت، پاسخ این سوال بی معنا است. شاید اگر IBM وجود نداشت، فیسبوکی هم در کار نبود. اگر چارلز فلینت ۶۱ ساله احساس بی‌خاصیتی و بازنده بودن می‌کردُ شرکت IBM هم به وجود نمی‌آمد. IBM ابتدا فعالیت خود را با تولید کارت‌های پانچ شروع کرد که نمونه‌های اولیه‌ای از رایانه‌ها محسوب می‌شدند. او پس از رسیدن به موفقیت خود، تا ۲۴ سال بعد زنده ماند و از حاصل دستاورد خود لذت برد.

 به این ترتیب فلینت ثابت کرد که سن تنها یک عدد است و مانعی برای رسیدن به موفقیت نیست.

منبع fundersandfounders

 

0

اینترنت در هوشمندی کاربران چه نقشی ایفا می‌کند؟

در هر لحظه حجم وسیعی از اطلاعات در بستر اینترنت منتشر می‌شوند، اطلاعاتی که گاه درست و گاه اشتباه و شاید متناقض هم باشند. 

همه‌ی ما از محدوده‌ی وسیعی از دانش بهره می‌بریم که شامل حقایق، اعداد، قوانین و حتی روایت‌های گوناگون می‌شود که در طول سال‌های مختلف از زندگی بدست آورده‌ایم. ما با استفاده از این شبکه‌ی دانشی مسائل روزمره‌ی خود را حل می‌کنیم و در مواجه با مسائل جدید و پیچیده راهی جدید برای آن پیدا و به گنجینه‌ی دانشی خود اضافه می‌کنیم. این شبکه بزرگ و تا حد زیادی سازمان‌یافته و یکپارچه است.

مطمئنا این خبر برای ما خوشحال کننده به نظر می‌رسد. با این حال ما هر روزه با سیلی از اطلاعات طرف هستیم که باعث می‌شود اطلاعات به صورت تکراری و پراکنده وارد مغز ما شوند. تکراری بودن اطلاعات اهمیت زیادی دارد ولی بیشتر این اطلاعات یا اشتباه هستند یا اداراک ما از آن‌ها اشتباه است.

برای اثبات این ادعا می‌توان اسفناج را مثال زد. تا سال‌های سال همه‌ی ما فکر می‌کردیم که اسفناج منبعی سرشار از آهن است و برای همین مادران به زور اسفناج پخته به بچه‌های خود می‌دادند. اما در حقیقت اسفناج منبع غنی آهن نیست. در طرف مقابل ما تنها از ۱۰ درصد از ظرفیت واقعی مغز خود استفاده می‌کنیم که عملا خوردن یا نخوردن اسفناج با اغراق‌هایی که در مورد آن شده بود در تناقض قرار دارد.

با وجود کامپییوتر و امروزه گوشی‌های هوشمند دسترسی ما به اخبار چندین برابر شده است. حالا تمامی ما می‌توانیم منبع یک خبر باشیم و روی محیط اطراف خود تاثیر بگذاریم. این اتفاق همیشه مثبت نیست.

دسترسی بیشتر به معنای درستی اطلاعات نیست

احتمالا با افزایش دسترسی به منابع خبری اطلاعات ما افزایش پیدا می‌کند و نسل آینده نسلی هوشمند خواهد بود. اما تحقیقات جدید دانشگاه ییل نشان می‌دهد که افراد دچار بدفهمی یا به عبارتی تصور غلط نسبت به دانش و میزان هوشمندی خود هستند.

ذهن ما آماده‌ی شنیدن اطلاعات غلط است. تحقیق سازمان جهانی اقتصاد نشان می‌دهد جریان دیجیتالی اطلاعات اشتباه، یکی از مخاطرات اصلی جامعه بشری در دهه‌های آینده به حساب می‌آید. تحقیقی بر روی ۵۰ سایت تغذیه انجام شده که بازگو کننده حقیقتی تلخ است. تنها ۳ وبسایت به دادن اطلاعات صحیح در مورد تغذیه‌ی درست و نادرست مشغول بودند و بقیه‌ی وبسایت‌ها تنها یکسری ویدیوی مربوط به روش‌های غلط لاغری را بازنشر می‌کردند. با این حال مردم نسبت به وقایع اطراف خود هوشیار هستند اما اطلاعات درستی از اطراف خود دریافت نمی‌کنند.

اطلاعات اشتباه در اینترنت

نتایج یک تحقیق دیگر در سال ۲۰۱۶ نشان می‌دهد که اینترنت نقش پررنگی در ایجاد و دامن زدن بر تئوری‌های توطئه دارد. حتما دیده‌اید که  یک شایعه با چه سرعتی در فیس‌بوک و تلگرام پخش می‌شود. کاربران فضای مجازی همانقدر که پیگیر اخبار علمی و پیشرفت‌های دنیای علم و فناوری هستند به شایعات نیز اهمیت می‌دهند.

متاسفانه حجم اطلاعات در فضای مجازی به حدی زیادی است که تشخیص اخبار درست و غلط عملا کاری پیچیده به نظر می‌رسد. در جریان یک تحقیق علمی از شرکت‌کنندگان خواستند که به سوالاتی در مورد فیزیک، منطق و علوم مالی پاسخ دهند. افرادی که دانسته‌های خود را بر پایه‌ی اطلاعات غلط بنا نهاده بودند به بیشتر سوالات پاسخ غلط دادند. مشکل این دسته از افراد اعتماد به نفس بالا بود که فکر می‌کردند اطلاعات آن‌ها درست و جواب نهایی نیز صحیح است.

 

اما چگونه می‌توانیم اطلاعات درست و غلط را از هم تمیز دهیم؟

در مرحله‌ی اول تفکر اشتباهی را که اطلاعات غلط و درست از هم متمایز هستند را از خود دور کنید. درستی اطلاعات به راحتی قابل ارزیابی نیست. بنابراین اگر پیگیر ماجرای خاصی هستید از جست‌و‌جو در اینترنت شروع کنید ولی فقط در فضای اینترنت باقی نمانید، اینترنت جواب تمامی سوال‌های شما را ندارد. اگر فکر می‌کنید می‌توان به وسیله‌ی اطلاعات یک وبسایت خوددرمانی کرد اشتباه می‌کنید، هر پزشک هفت سال درس می‌خواند که جواب سوالات شما را بدهد.

در مرحله‌ی بعد طرز رفتار شایعه پراکنان را بشناسید. معمولا شایعات طوری طراحی می‌شوند که منطبق بر واقعیت‌های فضای واقعی باشند و حتی برای اثربخشی بیشتر از بعضی مستندات نیز استفاده می‌شود و در نهایت در شبکه‌های اجتماعی پخش می‌شوند. در نتیجه‌ی این طراحی فرد دچار خطا می‌شود و چون کاربران به دنبال منابع دیگر برای اثبات ادعای خبر نمی‌گردند، شایعات به سرعت منتشر می‌شود.

 

به دنبال دلایل باشید

مطالعات علمی نشان می‌دهند فرض خلاف یک ادعا یکی از بهترین‌ راه‌های رسیدن به درستی ادعا است. بنابراین می‌توان به جای قبول کردن یک شایعه به دنبال راه‌هایی برای نقض کردن آن بود.

اطلاعات غلط البته فقط مربوط به اینترنت نیست. به عنوان مثال جمله‌ای مشهور از مارک توین وجود دارد: "زیاد به کتاب‌های پزشکی اعتماد نکنید، شاید قسمتی از کتاب اشتباه چاپی داشته باشد و همان اشتباه شما را به کام مرگ بکشاند". تحقیقات جدید و ریشه‌یابی ظهور این جمله نشان می‌دهد که فیزیکدان آلمانی، مارکوس هرتز، این جمله را برای اولین بار گفته است.

با حضور اینترنت و شبکه‌های اجتماعی هر یک از ما به منبعی برای انتشار خبر تبدیل شده‌ایم و حالا تشخیص اطلاعات درست و غلط پیچیده‌تر از قبل شده است. شاید راه درست این باشد که خود را از اطلاعات و دیدگاه‌های مختلف غنی و درستی هر کدام را بررسی کنیم، شاید هم بهتر باشد بر اساس منطق خود با اخبار روبه‌رو شویم.

منبع iflscience

 

0

کارمندان این 25 کمپانی در سال 2016 بیشترین حقوق را دریافت می کنند

این روزها همه به دنبال استخدام در کمپانی ها و مراکزی هستند که بیشترین حقوق و مزایا را به کارمندان خود پرداخت می کنند. در همین رابطه، اخیراً موسسه Glassdoor فهرستی از 25 کمپانی برتر آمریکا که بیشترین میزان حقوق را در مقایسه با سایر کمپانی ها به کارکنان خود پرداخت می کنند، منتشر کرده است که در ادامه به آن ها اشاره خواهیم کرد.

 

این موسسه پیش‌تر نیز فهرستی از پردرآمدترین مشاغل آمریکا در سال 2016 را ارایه کرده بود که با دقت در آن می توان به این نکته پی برد که شغل های مرتبط با حوزه فناوری، بیش از سایر شغل ها در این لیست به چشم می آیند و در فهرست زیر نیز، کمپانی های فعال در این حوزه بیشترین حقوق را به کارکنان خود پرداخت می کنند.

 

25. BroadcomGlassdoor

 

دفتر مرکزی: ایروین کالیفرنیا


متوسط پایه حقوق: 130 هزار دلار


این شرکت در زمینه تولید تراشه های کامپیوتری فعالیت دارد و توسط شرکت Avago به قیمت 37 میلیارد دلار خریداری شد.
مهندس طراحی این شرکت: "شرکتی خوب، حقوقی مناسب و مدیرانی انعطاف پذیر."

 

 

 

24. AdobeGlassdoor

 

دفتر مرکزی: سن خوزه، کالیفرنیا


متوسط پایه حقوق: 125 هزار دلار


شرکت Adobe را می توان یکی از غول های صنعت تولید نرم افزار دانست که توانست نگاه میلیون ها کاربر از سراسر جهان را به خود جذب کند.
مدیر ارشد این کمپانی:"اغلب آن هایی که در این شرکت مشغول به کار هستند، افرادی مستعد و حرفه ای هستند. آن ها مصمم و با انگیزه به سمت جلو گام بر می دارند."

 

 


23. F5 NetworksGlassdoor

 

 

دفتر مرکزی: سیاتل


متوسط پایه حقوق: 120 هزار دلار


این شرکت در زمینه فروش تجهیزاتی فعالیت دارد که منجر به افزایش سرعت، قدرت و امنیت شبکه های کامپیوتری و کاربردهای آن می شود.
مهندس ارشد نرم افزار این شرکت:"روابطی دوستانه. حقوقی عالی. ارزش نهادن به کارمندان. تعادل میان کار و زندگی و مدیرانی سخت کوش."

 

 


22. MicrosoftGlassdoor

 

دفتر مرکزی: ردموند، واشینگتن


متوسط پایه حقوق: 125 هزار دلار


مایکروسافت سالهاست که خود را به عنوان بزرگ ترین و قدرتمندترین کمپانی نرم افزاری جهان معرفی کرده و محصولاتی متعدد را در بسیاری از حوزه ها روانه بازار تکنولوژی کرده است.
مهندس ارشد توسعه نرم افزار این کمپانی:"حقوق و مزایایی که کارکنان در مایکروسافت دریافت می کنند، بسیار راضی کننده است به طوری که این موضوع، کار کردن را برای تمامی کارمندان به امری لذت بخش تبدیل می کند.

 

 


21. SalesforceGlassdoor

 

دفتر مرکزی: سان فرانسیسکو


متوسط پایه حقوق: 120 هزار دلار


این شرکت در زمینه نرم افزاری های مرتبط با فضای ابری فعالیت دارد.
کارمند این کمپانی:"با کار کردن در این شرکت، این حس به شما دست خواهد داد که شرکت همواره مراقب زندگیتان است. مدیران این شرکت، همواره کارکنان خود را برای اقدامات نوآورانه تشویق و دست آن ها را باز می گذارند. فضای حاکم بر این شرکت، جوی دوستانه است و صمیمیت خاصی نیز در بین کارکنان مشاهده می شود."

 

 


20. ClouderaGlassdoor

 

دفتر مرکزی: پالو التو، کالیفرنیا


متوسط پایه حقوق: 129 هزار دلار


این شرکت وظیفه تولید نرم افزار برای تکنولوژی اطلاعاتی بزرگی که با نام Hadoop شناخته می شود را بر عهده دارد.
کارمند این شرکت:"در این شرکت افراد کارکشته ای مشغول به کار هستند که کار کردن در کنار آن ها برایتان لذت بخش خواهد بود."

 

 


19. LinkedInGlassdoor

 

 

دفتر مرکزی: مانتین ویو، کالیفرنیا


متوسط پایه حقوق: 120 هزار دلار


یک شبکه اجتماعی بزرگ که میلیون ها کاربر از سراسر جهان را در دل خود جای داده است.
استراتژیست این شرکت:"کارکنان همانند دوستانی نزدیک، در کنار هم کار می کنند. حقوق عالی در کنار مزایایی همچون کلاس های یادگیری، غذا، خدمات درمانی و غیره، لینکدین را به یکی از ایده آل ترین مکان ها برای کار تبدیل کرده است."

 

 

 

18. AlteraGlassdoor

 

دفتر مرکزی: سن خوزه، کالیفرنیا


متوسط پایه حقوق: 134 هزار دلار


این شرکت در زمینه تولید تراشه های کامپیوتری فعالیت دارد و چندی پیش، توسط کمپانی اینتل و به قیمت 16.7 میلیارد دلار خریداری شد.
مدیر بازاریابی این شرکت:"حقوق پرداختی این شرکت بالاتر از آن چیزیست که در بسیاری از کمپانی ها پرداخت می شود. خط تولید محصولات این شرکت بسیار پرطرفدار است و همواره از ثبات مالی برخوردار است."

 

 


17. SynopsysGlassdoor

 

دفتر مرکزی: مانتین ویو، کالیفرنیا


متوسط پایه حقوق: 130 هزار دلار


این شرکت مسئولیت تولید نرم افزار و ابزارها را برای کمپانی های تولید کننده تراشه و قطعات الکترونیکی بر عهده دارد.
کارمند فروش این شرکت:"این شرکت همواره تلاش می کند تا میزان درآمدهای خود را افزایش دهد، بر روی محصولات متنوع سرمایه گذاری کند و بر روی منابع جدیدی از درآمد تمرکز کند. مدیریت این شرکت در نوع خود مثال زدنیست."

 

 


16. SAPGlassdoor

 

دفتر مرکزی:نیوتاون اسکوار، پنسیلوانیا


متوسط پایه حقوق: 120 هزار دلار


این کمپانی یکی از بزرگ ترین شرکت های تولید کننده نرم افزار برای کسب و کارها محسوب می شود.
کارمند این شرکت:"حقوق و مزایایی عالی، محلی برای رشد و شکوفایی، مدیریتی حرفه ای و آرامشی کم نظیر در محیط کار."

 

 


15.eCommerce WalmartGlassdoor

 

 

دفتر مرکزی: سن برونو، کالیفرنیا


متوسط پایه حقوق: 126 هزار دلار


این مجموعه بخشی از کمپانی بزرگ Walmart است که مسئولیت مدیریت و نحوه عملکرد وب سایت ها را بر عهده دارد.

 

 

 


14. BoxGlassdoor

 

دفتر مرکزی: ردوود سیتی، کالیفرنیا


متوسط پایه حقوق: 130 هزار دلار


کمپانی Box در زمینه ارایه خدمات فضای ذخیره سازی ابری فعالیت دارد و همکاری های نرم افزاری را با کسب و کارها انجام می دهد.
کارمند این شرکت:"امکانات و حقوق این کمپانی بسیار مناسب است. کارمندان در نهایت صمیمیت در کنار هم کار می کنند و رشد لحظه به لحظه شرکت خود را مشاهده می کنند."

 

 

Glassdoor
13. Twitter

 

دفتر مرکزی: سان فرانسیسکو، کالیفرنیا

متوسط پایه حقوق: 133 هزار دلار

توییتر هم اکنون با بیش از 300 میلیون کاربر فعال در ماه، یکی از بزرگ ترین شبکه های اجتماعی جهان محسوب می شود.
مدیر ارشد این کمپانی:"توییتر یکی از خارق العاده ترین مکان ها برای کار کردن و همچنین پیشرفت محسوب می شود."

 

 

 


12. FacebookGlassdoor

 

دفتر مرکزی: منلو پارک، کالیفرنیا


متوسط پایه حقوق: 127 هزار دلار


بزرگ ترین شبکه اجتماعی جهان.
مهندس نرم افزار این کمپانی:"در این شرکت، افراد باهوش و مستعدی مشغول به کار هستند و همین امر، رقابت را در بین آنها تشدید می کند. حقوق دریافتی نیز بسیار مناسب است و به کار کردن در این شرکت افتخار خواهید کرد."

 

 


11. VisaGlassdoor

 

دفتر مرکزی: فاستر سیتی، کالیفرنیا


متوسط پایه حقوق: 130 هزار دلار


این شرکت وظیفه تسهیل مبادلات مالی الکترونیکی در سراسر جهان را بر عهده دارد و این کار بیشتر از طریق کارت های اعتباری تحت برند این شرکت، دبیت و غیره انجام می شود.
مدیر ارشد حسابداری این کمپانی:"این شرکت خدمات و حقوقی مناسب را برای کارمندان خود در نظر می گیرد و برای دستیابی به اهدافی که در سر دارد، از دانش متخصصان و روحیه بالای آن ها در محل کار کمک می گیرد."

 

 


10. Codec Design SystemsGlassdoor

 

دفتر مرکزی: سن خوزه، کالیفرنیا


متوسط پایه حقوق: 140 هزار دلار


این شرکت در زمینه تولید نرم افزار برای استفاده در طراحی قطعات الکترونیک و سایر تکنولوژی ها فعالیت دارد.
کارمند این شرکت:"ساعات کاری مناسب، محیط کاری آرام، حق انتخاب در پوشیدن لباس (حتی غیررسمی)، مزایای عالی و مدیرانی باتجربه و دوست داشتنی."

 

 


9. GuidewireGlassdoor

 

دفتر مرکزی:فاستر سیتی، کالیفرنیا


متوسط پایه حقوق: 135 هزار دلار


این شرکت در زمینه تولید و فروش نرم افزار به شرکت های بیمه فعالیت دارد.
کارمند این شرکت:"گایدوایر یکی از بهترین کمپانی ها برای کار کردن محسوب می شود چرا که علاوه بر پرداخت حقوقی مناسب، اجازه رشد و پیشرفت برای هر کسی فراهم است و حتی می تواند به جایگاه های مدیریتی شرکت نیز دست یابد."

 

 


8. Boston Consulting GroupsGlassdoor

 

دفتر مرکزی: بوستون، ماساچوست

متوسط پایه حقوق: 147 هزار دلار


یکی از سه کمپانی بزرگ ارایه دهنده خدمات مشاوره ای در جهان است و کارکنان خود را از میان هزاران متقاضی به شیوه هایی سخت و در آزمون هایی کمتر دیده شده انتخاب می کند.
کارمند این شرکت:"تنوع زیاد پروژه ها، شانس ملاقات با مدیران کمپانی های بزرگ دنیا و بسیاری از مزایای دیگر، این کمپانی را به محلی مناسب برای سرمایه گذاری شغلی تبدیل می کند."

 

 


7. Amazon Lab126Glassdoor

 

دفتر مرکزی: سانی ویل، کالیفرنیا


متوسط پایه حقوق: 138 هزار دلار


در واقع Lab126، کمپانی R&D (توسعه و تحقیقات) آمازون است که تولید دستگاه های الکترونیکی همچون کیندل را بر عهده دارد.
مدیر توسعه نرم افزار این کمپانی:"علی رغم وسعت بی حد و مرز آمازون، این کمپانی یکی از بهترین زیرمجموعه های آمازون محسوب می شود."

 

 

 

6. VMwareGlassdoor

 

دفتر مرکزی: پالو التو، کالیفرنیا


متوسط پایه حقوق: 130 هزار دلار


این شرکت در زمینه تولید نرم افزارهای مرتبط با فضای ابری فعالیت دارد.
کارمند این شرکت:"در این شرکت، احترام تمامی کارمندان به طور کامل حفظ می شود و با همه به مساوات برخورد می شود."

 

 


5. GoogleGlassdoor

 

دفتر مرکزی: مانتین ویو، کالیفرنیا


متوسط پایه حقوق: 123 هزار دلار


در حال حاضر، گوگل صاحب بزرگ ترین موتور جست و جوی جهان و همچنین محبوب ترین پلتفرم موبایل جهان به نام اندروید است.
مدیر ارشد این کمپانی:"همه کارمندان از کار در این کمپانی بزرگ احساس رضایت می کنند."

 

 

 

4. MaKinsey & Companyglassdoor

 

دفتر مرکزی: نیویورک


متوسط پایه حقوق: 135 هزار دلار


یکی دیگر از سه شرکت بزرگ ارایه دهنده خدمات مشاوره ای در زمینه مدیریت محسوب می شود.
کارمند این شرکت:"در این شرکت، کارکنان می توانند روز به روز بر تجارب خود بیافزایند. حس همکاری و همدلی در میان کارکنان به وضوح مشاهده می شود."

 

 


3. Juniper NetworksGlassdoor

 

دفتر مرکزی: سانی ویل، کالیفرنیا


متوسط پایه حقوق: 135 هزار دلار
این کمپانی در زمینه تولید روترها و نرم افزاهای امنیتی ویژه شبکه های کامپیوتری فعالیت دارد.
کارمند این شرکت:"کار کردن با مجموعه ای متشکل از بهترین مدیران جهان، حقوق و مزایایی عالی و رابطه ای صمیمی میان کارمندان."

 

 


2. &Strategy

 

Glassdoor

دفتر مرکزی: نیویورک


متوسط پایه حقوق: 147 هزار دلار


این شرکت در واقع زیر مجموعه کمپانی بزرگ PwC است و با راهنمایی های خود، به افراد کمک می کند تا در کسب و کارهای خود، سنجیده عمل کنند.
کارمند این شرکت:"در این شرکت افرادی سخت کوش کار می کنند که البته این حس سخت کوشی با روحیه شاد و همکاری تیمی همراه شده است. در این شرکت می توان چیزهای زیادی یاد گرفت."

 

 

 


1. A.T Kearneyglassdoor

 

دفتر مرکزی: شیکاگو، ایلینوی

متوسط پایه حقوق: 143 هزار دلار


یکی از بزرگ ترین کمپانی های ارایه دهنده خدمات مشاوره ای در زمینه مدیریت محسوب می شود که به برگزاری آزمون های سخت استخدامی در جهان مشهور است.
کارمند این شرکت:"از این که در این شرکت کار می کنید، احساس غرور خواهید کرد. هر روز با اشتیاق تمام به محل کار خود خواهید آمد و خود را برای گرفتن تصمیم هایی مهم و بهتر آماده می کنید. در این جا می توانید چهره های بزرگی از جهان را در اطراف خود ببینید."

 

منبع: businessinsider

0

۱۷ ویژگی آزاردهنده‌ جویندگان کار در مصاحبه‌ کاری

جلسه‌ی مصاحبه‌ی کاری مانند دیگر جلسات معارفه، آداب خاص خود را دارد. گاهی بی‌تجربگی یا کم‌تجربگی باعث می‌شود که بعضی از نکات مهم را نادیده بگیریم و همین امر می‌تواند، ما را از داشتن یک موقعیت خوب شغلی محروم کند.

وقتی برای یک مصاحبه‌ی کاری پا به یک سازمان یا شرکتی می‌گذارید، باید نهایت تلاش خود را کنید تا اولین ملاقات به خوبی برگزار شود. چرا که برخورد اول در تصویر ذهنی طرف مقابل بسیار موثر است.

صرف پاسخ دادن به سوالات مصاحبه کننده، نمی‌توانید تاثیر مطلوبی در ذهن وی بگذارید. بنابراین لازم است رفتار حرفه‌ای هم از خود نشان دهید.

اشتباهات کوچک و زیادی وجود دارند که ممکن است توسط یک مصاحبه شونده انجام شود و هزینه‌ی گزافی بابت آن اشتباه به ظاهر ناچیز بپردازد.

در ادامه به معرفی لیستی از ۱۷ اشتباه ممکن در مصاحبه‌های شغلی خواهیم پرداخت:

۱. برانگیختن حس ترحم کارفرما برای گرفتن موقعیت شغلی

یک کارفرما از تجربه‌ی خود در استخدام افراد می‌گوید: «اگر فردی در مصاحبه‌ی کاری به من بگوید که به این شغل احتیاج شدیدی زیادی دارد، فرم درخواست کارش را سریعا در سطل زباله خواهم انداخت. زیرا افرادی که هنگام استخدام زیاد التماس می‌کنند، کارکنان پرحاشیه و مشکل داری خواهند بود.»

کارفرمای دیگری در تایید این نظر می‌گوید: «بعضی از افراد به زور حالت گریه و زاری به خود می‌گیرند حال آن که این کار باعث می‌شود که بی دست و پا جلوه کنند و شرکت تمایلی برای استخدام آن‌ها نخواهد داشت.»

به بیانی صریح‌تر به این گونه افراد باید گفت: "اینجا محل کسب و کار است نه یک موسسه‌ی خیریه!"

۲. طولانی شدن دوره‌ی تحصیل بدون هیچ تجربه‌ی کاری در رزومه

یک وکیل با لحنی گله‌مندانه می‌گوید که دیدن رزومه‌های افراد بالای ۲۶ سال که هیچ‌گونه سابقه‌ی کاری (حتی پرستاری کودک) ندارند، خوشایند نیست. وی در ادامه می‌گوید: «به عنوان کسی که از ۱۶ سالگی سر کار رفته است، بر این باورم کسی که تا اواخر دهه‌ی ۲۰ زندگی خود هنوز هیچ شغلی را تجربه نکرده است همچنان در عالم کودکی باقی مانده است.»

۳. فرستادن والدین برای درخواست کار

یکی از افراد واسطه بین بخش منابع انسانی و کارجویان شاهد این صحنه بوده است که بعضی از افراد، والدین خود را به جای خود فرستاده‌اند تا آن‌ها برای فرزندان‌شان تقاضای شغل کنند.

کارفرمایان در چنین شرایطی مشابه این حالت پاسخ می‌دهند: "وقتی شما حاضر نیستید به خودتان زحمت بدهید و در مصاحبه مستقیما شرکت کنید، پس ما هم خودمان را برای جدی گرفتن شما اذیت نخواهیم کرد." 

۴. وجود غلط‌های املایی در رزومه‌ی کاری

کارفرمای یک شرکت می‌گوید: به محض دیدن یک غلط املایی، رزومه را به دورترین نقطه پرتاب خواهم کرد!

او در ادامه می‌گوید: "طبیعتا همه‌ی ما اشتباه می‌کنیم. اما اگر شما برای تنظیم یک رزومه‌ی ساده و مهم به اندازه‌ی کافی زمان صرف نکنید، پس به درد همکاری با ما نمی‌خورید." 

۵. دروغ گفتن

دروغ یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات کارجویان است.

یک باور عمومی می‌گوید: لازم نیست در ۱۰۰ درصد مواقع، ۱۰۰ درصد راستگو باشید. ضمن این که به شما توصیه می‌شود در جلسه‌ی مصاحبه پاسخ‌های صادقانه بدهید. البته قرار نیست این صداقت برای شما گران تمام شود پس در صداقت خود، در موارد قابل اغماض عرف جامعه را هم در نظر بگیرید. 

۶. گذاشتن مطالب و پست‌های نامناسب در شبکه‌های اجتماعی

این احتمال را در نظر بگیرید که کارفرمایان شما پس از مدتی بخواهند شما را از طریق شبکه‌های اجتماعی ارزیابی کنند. پس چنانچه مطلب نژادپرستانه یا پست نامناسبی نوشته‌اید، ممکن است از دامنه‌ی انتخابی آن‌ها خارج شوید.

حتی اگر پرونده‌ی شما در شبکه‌های اجتماعی تمیز است و مطلب موردداری نگذاشته‌اید، باز هم بهتر است که مطالب را در حالت خصوصی قرار دهید. 

۷. دیر رسیدن به جلسه‌ی مصاحبه

بنا به اظهار نظر یکی از مصاحبه کنندگان، "افرادی که به جلسه‌ی مصاحبه دیر می‌رسند جای تعجب ندارد که نتوانند در شغل مورد نظر استخدام شوند!"

دیر رسیدن به جلسه‌ی مصاحبه این ذهنیت را در رئیس یا سازمان ایجاد می‌کند که شما توانایی مدیریت کردن زمان را ندارید.

۸. پوشیدن لباس نامناسب

لباس نامناسب شخصیت شما را زیر سوال می‌برد و گاهی نوعی بی احترامی تلقی می‌شود. از طرفی وقتی در جلسه‌ی مصاحبه لباس نامناسب بپوشید، احتمالا در زمان کار هم لباس مناسبی نخواهید پوشید.

۹. ترس و دلهره در هنگام مصاحبه

خیلی از کارفرمایان از مصاحبه‌شونده‌ی ترسو و خجالتی بیزار هستند. آن‌ها ترجیح می‌دهند که مصاحبه‌شونده به راحتی صحبت کند و چنانچه سوالی دارد، آن را با صدایی رسا و واضح مطرح کند.

به بیانی روشن‌تر، یک مصاحبه‌شونده‌ی حرفه‌ای به طرز فکر طرف مقابل در مورد صحبت‌های خود اهمیت نمی‌دهد و خود را به هیچ عنوان نمی‌بازد.

یکی از کارفرمایان بر این باور است: "برای من اهمیت چندانی ندارد که پاسخ‌های مصاحبه شونده ۱۰۰ درصد راست و درست باشند. آنچه بیشتر برای من مهم است، تسلط او در صحبت کردن و کنترل شرایط است." 

۱۰. اغراق کردن در رزومه

هیچ‌گاه در تنظیم رزومه‌ی خود اغراق و زیاده‌گویی نکنید چرا که یک سرپرست یا مدیر ارشد حرفه‌ای در ۹۰ ثانیه‌ی نخست مصاحبه به صحت و سقم ادعاهای شما پی خواهد برد.

۱۱. استفاده از ایمیل با عنوان نامناسب

بعضی از افراد اسم‌های عجیب و غریبی روی آی‌دی مربوط به ایمیل خود می‌گذارد. بعضی دیگر هم هنوز از سرویس‌هایی چون AOL یا Hotmail استفاده می‌کنند که سرویس‌هایی منقضی محسوب می‌شوند. 

بهترین ایمیل برای ارائه به شرکت، ایمیلی است که در آن از نام خود استفاده کرده باشید و متعلق به سرویس Gmail باشد.  

۱۲. صحبت کردن در مورد دین و مذهب

شکی نیست که "هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد." اگر شما مدیر یک مجموعه‌ی مذهبی در دوران دانشگاه خود بوده‌اید، خوب است که آن را در رزومه‌ی خود قید کنید اما نیازی نیست که روی این مسئله تاکید مداوم داشته باشید.

۱۳. اظهار نظر منفی در مورد کارفرمای گذشته

مدیر یک شرکت می‌گوید:‌ "اگر یک فرد جویای کار از رئیس قبلی خود بدگویی کند، به هیچ عنوان او را استخدام نخواهم کرد. چرا که این افراد معمولا در حال کشمکش با مدیریت یا دیگر کارکنان هستند."

چند نمونه از نظرات منفی که کارجویان درباره‌ی مدیر سابق خود گفته‌اند، عبارت هستند از "رئیس قبلی من بی‌عرضه بود"،"رئیس من همیشه بین کارمندانش تبعیض قائل می‌شد"، "رئیس من هیچ وقت به من مرخصی نمی‌داد" یا "بین همکاران شرکت قبلی ماجراها و درگیری‌های زیادی بود."

این گونه گله و شکایت‌ها ممکن است در وهله‌ی اول خودمانی به نظر برسد اما بدگویی کردن پشت سر مدیر و همکاران قدیمی ‌نوعی بی ملاحظگی محسوب می‌شود. 

۱۴. ارسال درخواست کاری خود برای کار در شرکت جدید از ایمیل شرکت فعلی

این اقدام کارفرمایان را گیج می‌کند. چرا که آن‌ها با خود می‌گویند که اگر این فرد تعهد کاری داشت، در ساعت کاری خود به جای رسیدگی به وظایفش، درخواست کاری جدید ارسال نمی‌کرد. علاوه بر این، حتی اگر برای مصاحبه هم دعوت شوید، برای بار دوم با شما تماسی گرفته نخواهد شد.

۱۵. خاموش نکردن تلفن همراه

در جلسه‌ی مصاحبه، حتما و حتما باید گوشی شما خاموش باشد. مگر این که یک تماس ضروری در رابطه با مسئله‌ی مرگ و زندگی داشته باشید. در این حالت هم باید مصاحبه را به وقتی موکول کنید که ذهن‌تان درگیر و آشفته نباشد.

چنانچه در حین مصاحبه منتظر یک تماس نسبتا اضطراری هستید، مصاحبه کننده را در جریان بگذارید.

۱۶. بوی بد دهان یا بدن

شما دوست ندارید که اولین احساس دیگران بعد از برخورد با شما این جمله باشد: "وای! چه بوی گندی می‌داد."

لازم نیست قبل از مصاحبه یک شیشه عطر را روی خود خالی کنید. سعی کنید دهان‌تان رایحه‌ی نعناع داشته باشد و از خوردن غذاهای بودار پرهیز کنید.

۱۷. گرفتن سلفی در سالن انتظار

اگر آن‌قدر وقت‌شناس هستید که زودتر از موعد به قرار کاری رسیده‌اید، در زمان انتظار از گرفتن عکس سلفی در لابی شرکت خودداری کنید.

بازی کردن با تلفن همراه در زمان انتظار برداشت ذهنی خوبی از شما ایجاد نخواهد کرد. در این مدت، بهتر است رزومه‌ی خود را بررسی کنید،  با منشی صحبت کوتاه و مودبانه‌ای داشته باشید و بی سر و صدا رفت و آمد افراد را تماشا کنید.

منبع businessinsider

 

0

چگونه طرح کسب و کار بهتری بنویسیم؟

طرح کسب‌و‌کار یا بیزینس پلن اولین و مهم‌ترین قدمی است که باید به سمت تحقق بخشیدن به ایده‌ی خود بردارید. این مرحله نیازمند خلاقیت، دورنگری و تحقیق بالای شما است که آن را به گامی چالش‌برانگیز برای افراد تبدیل می‌کند.

اولین و شاید حیاتی‌ترین قدم به سمت ساخت یک استارتاپ موفق نوشتن طرح کسب‌و‌کار یا Business Plan است. فلسفه‌ی اصلی این طرح تبادل نظر و بیان اهداف با تمام ذی‌نفعان پروژه بوده که در آن مسیر رسیدن به نقطه‌ی ایده‌آل مشخص و ارزیابی می‌شود.

با جست‌و‌جو در اینترنت می‌توانید نمونه‌های گوناگونی از طرح‌های کسب‌و‌کار را پیدا کنید. معمولا تمامی این اسناد در بیشتر سرفصل‌ها مشترک هستند. بنابراین می‌توان یک بیزینس پلن یا به اختصار BP را به قسمت‌های زیر تقسیم کرد:

  • خلاصه‌ی مدیریت - اجرایی: یکی از مهم‌ترین بخش‌های طرح شما به حساب می‌آید و سعی کنید با جذاب‌تر کردن این بخش خواننده را به کسب‌و‌کار و خواندن‌ ادامه‌ی طرح ترغیب کنید.  
  • معرفی شرکت
  • تجزیه و تحلیل محیط کسب‌و‌کار: به معرفی و ارزیابی محیط کسب‌و‌کار خود بپردازید. در این بخش حتما به روند‌های موجود در بازار برای شناسایی نقاط مهم توجه کنید.
  • تجزیه و تحلیل مشتری: معمولا در این بخش مشتریان هدف و نیازمندی‌های آنان معرفی می‌شوند. سوال مهم در این قسمت ارزش کالا یا سرویس شما برای مشتری است. چرا مشتری باید شما را انتخاب کند؟
  • تجزیه و تحلیل رقبا: معمولا رقبا یا به صورت مستقیم در یک بازار با شما در حال پیکار هستند یا در بازارهای موازی دیگر برای شما خطری بالقوه ایجاد می‌کنند. شما باید توانایی شناسایی آن‌ها را داشته باشید و بتوانید مزیت‌های رقابتی خود را در برابر این رقبا به درستی تعریف کنید.
  • برنامه‌ی بازاریابی: چه محصولی را با چه قیمتی با چه برنامه‌ای و چگونه به دست مشتری خواهید رساند؟ بنابراین ۴ جز اصلی برنامه شما یعنی محصول، قیمت، تبلیغ و توزیع باید به دقت در طرح بررسی شوند.
  • برنامه‌ی اجرایی: در این بخش نیز باید به فرآیند‌های کلیدی و پشتیبانی خود اشاره کنید. فرآیندهای کسب‌و‌کاری شما شیوه‌ی خلق ارزش توسط شما به حساب می‌آید پس برای طراحی آن وقت بگذارید.
  • معرفی شرکت: اعضای تیم و توانمندی‌های هر کدام را معرفی کنید.
  • تحلیل مالی: در این بخش تمام برنامه‌های شما در قالب اعداد و محاسبات خود را نشان می‌دهند. بنابراین باید به نحوه‌ی درآمدزایی خود اشاره کنید و تحلیل‌های مالی خود را در بازه‌های زمانی مختلف ارائه کنید. اگر نیاز به سرمایه‌گذاری‌های اولیه دارید تحلیل‌ها و نحوه‌ی رسیدن به این سرمایه را بیان کنید. در انتها نیز به استراتژی خود برای خروج از بازاراشاره کنید. اگر خواهان فروش استارتاپ خود به شرکت‌های بزرگ هستید، استراتژی شما برای آن چیست؟
  • خلاصه

طرح کسب و کار

اما چطور می‌توان طرح کسب‌و‌کار را بهتر و متفاوت‌تر نوشت؟

۱. کسب‌و‌کار خود را به طور کامل تشریح کنید

در ابتدا باید جنبه‌های مختلف کسب‌و‌کار خود را توصیف کنید. شما باید صادقانه مشکلات موجود در کار و مزیت‌های شما در مقابل رقبا را بیان کنید.

در توصیف محصول یا سرویس خود به دقت عمل کنید؛ چرا که مخاطبین به دنبال ویژگی‌های متمایز کننده‌ی آن هستند. مشتریان با خرید از شما دنبال تمایز هستند، پس بر روی تفاوت‌های خود با دیگر رقبا تمرکز کنید.

در انتها محیط کسب‌‌و‌کار خود را به درستی رصد و شیوه‌های ارتباط با مشتریان را پیدا کنید. ایده‌ی مناسب، بازار هدف مشخص و پتانسیل بالایی برای رشد دارد.

۲. تمام کارهای خود را مکتوب کنید

به عنوان موسس استارتاپ باید از تمامی جوانب کسب‌و‌کار خود اطلاع داشته باشید و برای هر کدام سناریو‌های مختلف را پی‌ ریزی کنید. اما این حجم از اطلاعات را نمی‌توان به خاطر سپرد و مهم‌ترین کار مکتوب کردن تمام آن‌ها است. با مکتوب کردن تمامی اسناد می‌توان به چرایی مشکلات پیش آمده در آینده پی برد. به عنوان مثال اگر با کمبود نقدینگی مواجه شدید، با رجوع به اسناد و مکاتبات اداری خود دلیل اصلی آن را پیدا خواهید کرد.

۳. طرح کسب‌و‌کار را قابل فهم بنویسید

تنها خواننده‌ی بیزینس پلن شما نیستید، بنابراین طرح را طوری بنویسید که برای تمامی مخاطبین قانع کننده باشد. معمولا سرمایه‌گذاران بخش مالی را با دقت بیشتری می‌خوانند و برای کارکنان بخش سازمانی اهمیت بیشتری دارد.

طرح کسب‌و‌کار را با دید ۵ ساله می‌نویسند که بهینه‌ترین افق زمانی به نظر می‌رسد. بیشتر از ۵ سال کمی غیرواقعی و کم‌تر از ۵ سال کمی عجولانه است.

۴. از جزییات غافل نشوید

در هنگام نوشتن تحلیل بازار ذکر تمامی جزییات در مورد رقبا و روندهای بازار به شما کمک زیادی می‌کند. در طرف مقابل تحلیل‌های حساسیت‌ برای تغییرات قیمت اگرچه در بیشتر طرح‌ها ذکر نمی‌شوند ولی با بررسی این بخش می‌توانید بعدی جدید به طرح خود ببخشید.

همچنین باید داده‌ها واقع‌بینانه باشند، خطری که شما را تهدید می‌کند استفاده از داده‌های بیش از حد خوشبینانه است. پس حداقل به خودتان دروغ نگویید.

۵. یادآوری دلایل شروع کسب‌و‌کار

طرح کسب‌و‌کار صرفا بازتاب‌دهنده‌ی نحوه‌ی درآمدزایی و برنامه‌ی شما برای رسیدن به سود نیست. در طرح به بیان اهداف شخصی، ارزش‌ها و اهداف خودتان برای تاثیرگذاری بر محیط اطراف نیز بپردازید.

پارادایم‌های مدیریت در عصر حاضر تغییرات زیادی به خود دیده‌اند و هدف نهایی شروع یک استارتاپ محدود به سودآوری و تولید ثروت نمی‌شود، بلکه موسسین کسب‌و‌کار به دنبال حل یک مشکل شخصی یا اجتماعی می‌گردند تا بر روی محیط خود تاثیر بگذارند.

منبع forbes inc

 

0

 بزرگتـرین و معـروفترین هکـر های دنیا
ریچارد متیو استالمن در دنیای مجازی به عنوان هکر شناخته نمی شود بلکه او را به عنوان رهبر مبلغان نرم افزارهای آزاد می شناسند. اما همین رهبر به علت قدرتی که در برنامه نویسی دارد هکر ماهری هم هست. در ضمن او از دشمنان سرسخت مایکروسافت است.در دسته بندی هکرها یک هکر کلاه سفید است و در دنیای مجازی تا به حال خرابکاری نکرده ولی مانند هر هکری به حریم شخصی اعتقاد ندارد و می گوید تمام اطلاعات دنیا باید به اشتراک گذاشته شود.

این هکر  کنفرانس های بسیاری درباره هک و هکرها برگزار کرده و چهره هکرهای واقعی را به دنیا نشان داده است. یکی از کارهای معروف او هک کردن قوی ترین سیستم امنیتی مایکروسافت است.استالمن درحالی که نماینده مایکروسافت در کنفرانس و در حال توضیح دادن همین مثلا قوی ترین سیستم امنیتی بود به شبکه نفوذ کرد و در مقابل همه حضار و تنها در مدت ۸ دقیقه، نرم افزار را هک کرد و در فهرست سیاه مایکروسافت قرار گرفت.

 

David Smith خالق ملیسا …!

 بزرگتـرین و معـروفترین هکـر های دنیا

آیا تا به حال اسم ویروس ملیسا به گوش شما خورده است؟ این ویروس که فقط از طیق ای میل منتقل می شود، توسط دیوید اسمیت نوشته شد که برای یک دهه کل شبکه پست الکترونیکی را بدنام کرد.

ملیسا یک ویروس ساده است که روی ای میل ها می نشیند و اطلاعاتی ناخواسته را برای همان ای میل ارسال می کند. ملیسا در عرض یک هفته به ۸۰ سرور مختلف دسترسی پیدا کرد و اطلاعات آنها را برای افراد مختلف ارسال می کرد و سپس رمز عبور ای میل را برای دیوید اسمیت می فرستاد تا به تمام اطلاعات دسترسی داشته باشد.

اگرچه تا آن موقع ۶۰ هزار ویروس برای ای میل وجود داشت اما این رویروس خطرناک ترین اعلام شد و حتی خود اسمیت هم نتوانست آن را غیرفعال کند. این ویروس همچنان در دنیای مجازی به فعالیت اش ادامه می دهد.

 

Robert Morris خالقی کرمی که اینترنت را به هم ریخت …!

 بزرگتـرین و معـروفترین هکـر های دنیا

رابرت موریس سال ۱۹۸۸ یک کرم اینترنتی طراحی کرد. ویژگی این کرم این بود که نیازی به دانلودشدن نداشت و فقط با بازکردن یک سایت به سیستم کاربر منتقل و در عرض یک ساعت آن قدر تکثیر می شد که حافظه رم را پر می کرد.

این کرم در عرض یک هفته حدود یک دهم اینترنت را آلوده کرد و بسیاری از سرورها و سایت ها را به تعطیلی کشاند.موریس در همان سال دستگیر شد و در حالی که ابراز پشیمانی می کرد، گفت: فقط قصد داشته با یک نفر شوخی کند. او به دلیل آلوده کردن اینترنت بزرگ ترین هکر آن سال شناخته شد و به پرداخت جریمه ۱۵ میلیون دلاری و پاک کردن کل اینترنت از این کرم محکوم شد.

با اینکه کرم را کاملا از بین برد ولی چون این نرم افزار قابلیت خود تکاملی داشت، هنوز در بعضی قسمت ها نوادگان این کرم به صورت هرزنامه دیده می شوند، موریس با اینکه جریمه شده بود ولی سال های بعد هم دست به اقدامات مشابهی زد.

 

Vladmir Levin جیمزباند هکرها …!

 بزرگتـرین و معـروفترین هکـر های دنیا

ولادیمیر لوین از قوی ترین هکرهای کلاه قرمز محسوب می شود او اهل سن پترزبورگ روسیه است و یک ریاضیدان برجسته به شمار می رود.لوین، سال ۱۹۹۴ به سیتی بانک که یکی از بانک های جهانی است تنها با استفاده از یک لپ تاپ ساده نفوذ کرد.

در ابتدا نتوانسته بود کار خاصی انجام دهد ولی بعد از یک ماه با پیدا کردن یک حفره امنیتی در سیستم بانک موفق شد به تمام حساب های موجود در این بانک دسترسی پیدا کند.

او در ابتدا چند حساب مجازی به وجود آورد و سپس از حساب کاربران تمام جهان مبلغ ۱۰ میلیون و ۴۰۰ هزار دلار را به حساب مجازی خود منتقل کرد. یک هفته بعد در اثر یک اشتباه کوچک پلیس بین المللی او را شناسایی و دستگیر کرد لوین هنوز در زندان است و به عنوان هکر عمر کوتاهی داشته است ولی به علت حرفه ای عمل کردن به او «جیمزباند هکرها» می گویند.

 

Steve Jobs / Steve Wozniak  ، د7دقیقه و ۴۳ ثانیه مکالمه رایگان …!

 بزرگتـرین و معـروفترین هکـر های دنیا

جابز و وزنیاک از بنیانگذاران شرکت اپل هم هکر بودند آن هم از دسته کلاه سیاه! آنها از همان روزگار جوانی با یکدیگر همکار بودند و قسمتی از دوره جوانی خود را به عنوان هکر زندگی کردند.

وزنیاک و جایز در زمینه هک تلفن ها و ایجاد ارتباطات بدون هزینه فعالیت می کردند. آنها موفق شدند جعبه های کوچکی طراحی کنند که به مردم اجازه می داد بدون هزینه به مدت ۷ دقیقه و ۴۳ ثانیه مکالمه رایگان داشته باشند.

بیشتر مشتریان آنها دانشجویانی بودند که برای تحصیل به آمریکا می رفتند و می خواستند برای ارتباط برقرارکردن با خانواده خود هزینه کمتری بپردازند. نرم افزار Skype که امروزه مورد استفاده قرار می گیرد بعدا براساس ایده جابز و وزنیاک ساخته شد.

 

Kevin Poulsen دانته تاریک…!

کوین پولسن، متخصص هک از طریق امواج رادیویی است او بیشتر هک های خود را از طریق تلفن همراه انجام داده است.

 بزرگتـرین و معـروفترین هکـر های دنیاپولسن بارها و بارها به شبکه های تلفنی مانند AT&T نفوذ کرده و سیستم آنها را به مدت چند ساعت و حتی چند روز از کار انداخته است ولی شهرت خود را به علت هک تاریخی مخابرات واحد شبکه رادیویی KIISFM لس آنجلس آمریکا به دست آورد و از آن روز در جامعه هکرها با نام دانته تاریک شناخته شد.

شبکه رادیویی KIISFM در سال ۱۹۹۱ یک مسابقه رادیویی برگزار کرده بود و به برنده مسابقه اتومبیل پورشه مدل S2944 جایزه می داد. در آن زمان پولسن بسیار جسورانه عمل کرد او تصمیم گرفت برنده پورشه باشد سیستم مخابرات را هک کرد و تمام تماس های تلفنی به شبکه رادیویی را مسدود کرد.

سپس برای لونرفتن هک دیگری در شبکه تلفنی انجام داد و با شبکه، ۱۰۲ تماس تلفنی تقلبی برقرار کرد که هرکدام برنده می شدند در حقیقت او برنده شده بود.

از آنجا که فکر برنده شدن او را از سیستم های امنیتی خود غافل کرد همان روز توسط هکرهای FBI هک و دستگیر شد. پولسن که برای بردن جایزه تمام سیستم مخابراتی کشور را مختل کرده بود به ۵۱ ماه حبس و پرداخت جریمه نقدی محکوم شد.

 

Yan Romanovsky: پسر مافیایی…!

 بزرگتـرین و معـروفترین هکـر های دنیا

یان رومانوسکی یکی دیگر از هکرهای مخوف روسی است. او تا به حال صدمات بسیاری به اینترنت وارد کرده است. رومانوسکی که به نام مافیابوی نیز شناخته می شود به سایت هایی مانند یاهو، ای بی، آمازون و… حمله کرده است.

حملات او ماه ها کار این سایت ها را به تاخیر انداخته و صدمات مالی جدی به آنها وارد کرده است. بعد از حمله سال ۱۹۹۸ او به فروشگاه اینترنتی ای بی  تمام حساب های شرکت خالی شد و تا مرز تعطیلی پیش رفت ولی رومانوسکی مقداری از پول ها را برگرداند و گفت اگر ای بی تعطیل شود من سرگرمی شب های تعطیلم را از دست می دهم.سرانجام او در فوریه سال ۲۰۰۰ دستگیر شد.

در دادگاه هیچکدام از اعمال خود را انکار نکرد. وکیل او گفته بود اگر رومانوسکی می خواست می توانست آسیب های غیرقابل تصوری به شما وارد کند.

رومانوسکی از طریق یک اسکریپت به نام Kiddie حملات خود را انجام می داد و تا سال ۲۰۰۰ که او این اسکریپت را در ازای آزادی اش نفروخته بود هیچ کس آن را نمی شناخت و راهی برای مقابله با آن وجود نداشت. امروزه این اسکریپت حداکثر می تواند در حد یک هرزنامه عمل کند و خطری ندارد.

 

Gary Mcknnon: متواری همیشگی …!

 بزرگتـرین و معـروفترین هکـر های دنیادر سال ۲۰۰۲ یک پیغام عجیب روی صفحه اصلی سایت ارتش آمریکا ارسال شد «سیستم امنیتی شما مختل شد. من به تنهایی این کار را کردم».مک کینن، مدیر یک شرکت کامپیوتری اسکاتلندی است. او اولین کسی بود که موفق شد یک نفره تمام سیستم های قوای دریایی، زمینی و هوایی ارتش آمریکا به همراه ناسا و ۹۷ شرکت عظیم کامپیوتری را در عرض یک شب هک کند.

مک کینن معتقد بود آمریکا اطلاعات محرمانه ای را روی سرورهای خود نگهداری می کند و می خواست به آنها دسترسی پیدا کند البته نتیجه هک های یک شبه اوتنها خسارت ۷۰۰ هزار دلاری بود که به آمریکا وارد شد. مک کینن بعد از انجام این هک از اسکاتلند فرار کرد و تا به امروز پیدا نشده است. به همین دلیل اسرار هک او هنوز فاش نشده است.

 

George Hotz: سونی را به زانو درآورد…!

 بزرگتـرین و معـروفترین هکـر های دنیا

جورج هاتز بزرگ ترین هکر سال ۲۰۱۱ است. هاتز اسم مستعار است و تا به حال اسم واقعی او معلوم نشده ولی همه ما او را با هک کردن شرکت سونی و دستگاه پلی استیشن ۳ می شناسیم. از آن موقع او را به عنوان هنرمند هکرها نیز شناخته شده روش فرار از زندان او شاهکاری در دنیای هک محسوب می شود.او توانست با استفاده از روش ابداعی خودش تمام اطلاعات استفاده کنندگان از PS3 از اسم گرفته تا شماراه حساب و آدرس محل سکونت را دربیاورد و شناسایی هم نشود.

هاتز این حمله را در دو نوبت انجام داد و در هر دو نوبت هم پیروز شد و سونی را تا مرز سقوط پیش برد.او در آوریل همان سال روش فرار از زندان خود را به صورت عمومی انتشار داد و شرکت سونی را بسیارکرد زیرا با این روش بازی های PS3 هم که گفته شده بود کرک نمی شوند، کرک شدند. به این ترتیب سونی تا هنگامی که برای این محصول بازی تولید می کند متحمل ضرر و زیان خواهد شد.

0

در نمایشگاه CES امسال نیز مانند سال‌های گذشته شاهد طیف وسیعی از محصولات و سرویس‌هایی جدیدی هستیم که توسط شرکت‌های کوچک و بزرگ فناوری جهان معرفی می‌شوند. در ادامه نگاهی خواهیم داشت به گجت‌هایی که در عین جالب بودن شاید کمتر در کانون توجه رسانه‌های خبری قرار می‌گیرند.

گزارش تصویری از جدیدترین گجت‌های معرفی شده در CES 2016

 

برای آگاهی از اخبار و رویدادهای مربوط به نمایشگاه CES 2016  که مانند همیشه امسال هم در شهر لاس وگاس در حال برگزاری است.

 

CES2016

شرکت چینی Letv علاوه بر گوشی‌های هوشمند، یک دوچرخه هوشمند نیز تولید کرده است که می‌تواند اطلاعات سلامت شما را ارزیابی کرده و با بهره‌مندی از فناوری اثر انگشت، دوچرخه شما را ایمن نگه دارد.

CES2016

آنچه در تصویر مشاهده می‌کنید یک اسباب بازی چند قسمتی است که Code-a-Pillar نام دارد و از بخش‌های مختلف خود برای آموزش کدنویسی به کودکان استفاده می‌کند. با متصل کردن بخش‌های مختلف این اسباب بازی به همدیگر، Code-a-Pillar در جهات مختلف حرکت کرده و صداهای بامزه‌ای از خود تولید می‌کند.

 

CES2016

پایه Roost Laptop Stand می‌تواند با نگه داشتن لپ تاپ در زاویه دید شما، مانع از بروز دردهای گردن و کمر ناشی از نگاه کردن به سمت پایین و نمایشگر لپ تاپ شود.

 

CES2016

هدفون‌های Phaz دارای باتری قدرتمندی هستند که قادر به شارژ یک آمپلی فایر و حتی گوشی هوشمند شما هستند.

 

CES2016

شرکت موتورولا خود را به تولید گوشی‌های هوشمند محدود نکرده است. این شرکت در نمایشگاه امسال طیف وسیعی از محصولات خانگی هوشمند را نیز به معرض نمایش گذاشته است.

 

CES2016

به نظر می‌رسد که دوره استفاده از کاغذ هنوز به پایان نرسیده است. شرکت Wacom کاغذ هوشمندی به نام Bamboo Spark تولید کرده است که می‌تواند نوشته‌های شما را به صورت دیجیتال ترجمه کرده و ترجمه‌ها را در فضای ابری ذخیره کند.

 

CES2016

هدفون‌های Here Active Listening تولید شده توسط شرکت Doppler Lab می‌توانند مبتنی بر محیطی که کاربر در آن حضور دارد، صدای موسیقی در حال پخش را تنظیم کند تا نویزهای مختلفی که در محیط وجود دارند توسط کاربر شنیده نشوند.

 

CES2016

عینک جدید شرکت Solos می‌تواند علاوه بر محافظت چشم‌ها در برابر نور، اطلاعات مختلف دریافتی از اپلیکیشن‌های هوشمند یا حسگرهای پوشیدنی را برای دوچرخه سوار نمایش دهد.

 

CES2016

هدفون‌های شرکت Maroo دارای کریستال‌ و سنگ‌های درخشانی هستند که کیفیت و زیبایی را برای کاربران به ارمغان می‌آورند.

 

CES2016

اگر از کیفیت صدای هدفون خود راضی نیستید، می‌توانید از Boom Stick استفاده کنید، شرکت سازنده مدعی است که این دستگاه می‌تواند با استفاده از الگوریتم‌های مختلف، کیفیت صدای هدفون شما را تا حدی زیادی افزایش دهد.

 

CES2016

شرکت Telepathy که خود را به عنوان رقیب گوگل گلس معرفی کرده است، امسال نیز با چندین عینک هوشمندتر به میدان آمده است.

 

منبع: cnet

0

 

چه کار کنیم تا صدایمان در دنیای پر ازدحام امروز شنیده شود؟

برندسازی شخصی، بازاریابی محتوایی و کارآفرینی تاکتیک هایی دارند که عموم مردم نسبت به آنها آگاهی ندارند. این تاکتیک ها آنقدر پر تعداد اند که هر کسی که در این زمینه فعالیت می کند ممکن است هر روز در برخورد با دیگران، مطالعه، نوشتن و آزمودن شیوه های مختلف، چیز تازه ای یاد بگیرد.

اما تاکتیک های فوق العاده خلاقانه ای وجود دارند که برخی از کارآفرینان برای پیش انداختن برند و یا شرکت خود از دیگران، از آنها استفاده می کنند. در ادامه می توانید ۶ نمونه از این تاکتیک ها را از نظر بگذرانید.

برای اینکه نسبت به اتفاقاتی که ظرف یک دقیقه روی اینترنت می افتد دید خوبی به دست بیاورید، به آمار ACI نگاهی بیندازید. روی اینترنت در هر دقیقه:

  • حدود دو و نیم میلیون محتوا روی فیسبوک به اشتراک گذاشته می شود

  • تقریباً سیصد هزار پیام توئیت می شود

  • حدود دویست و بیست هزار عکس روی اینستاگرام به اشتراک گذاشته می شود

  • کاربران یوتیوب ۷۲ ساعت محتوای ویدیویی جدید روی آن آپلود می کنند

  • حدود پنجاه هزار اپلیکیشن توسط کاربران اپل دانلود می شود

  • بیش از دویست میلیون ایمیل فرستاده می شود

  • آمازون بیش از هشتاد هزار دلار از فروش آنلاین در آمد کسب می کند

ریچارد برانسون برای خلق برند خود از جلب توجه استفاده کرد. رایان هالیدی با رسانه ها این کار را می کند. گری وینرچاک برای رساندن پیام خود به مخاطبانش از یوتیوب استفاده می کند و کماکان شخصیت رک گویی محسوب می شود. اما با وجود این همه سر و صدا، شما چگونه می خواهید سری میان سر ها بلند کنید؟

 

۱- خلاقیت به خرج دهید

جیسون فراید از بیس کمپ برای جلب توجه عموم مردم مدام به دنبال فرصت می گردد. او اخیراً با وجود حباب موجود فناوری و بحث هایی که بر سر ارزش گذاری استارتاپ ها وجود دارد، در مصاحبه ای مطبوعاتی در مورد ارزش گذاری چند میلیارد دلاری شرکتش فخر فروشی کرد. اما این کار او تماماً شوخی بود؛ او یک بار دیگر نیز در سال ۲۰۰۹ همین کار را کرده بود. این حرکت فراید، هم در آن زمان و هم این بار، جلب توجه زیادی کرد و این جلب توجه به او کمک می کند بیش از پیش نامش را مطرح کند.

 

۲- داستان خودتان را بازگو کنید

اندرو مدال در این باره می گوید: «مطلب من تحت عنوان ۶ ترفند فرا گرفته شده در زندان که بهره وری را به حداکثر می رساند باعث شد نام من در بسیاری از رسانه های معتبر مطرح شود. از من برای حضور در پادکست های متعدد و سخنرانی برای دانشجویان دعوت می شد و ترافیک وبسایتم از حد انفجار گذشت. زندگی هر کسی حکایتی دارد. فهمیدن اینکه چگونه از داستان زندگی ام می توانم به نفع خودم استفاده کنم برای من مزایای بی نهایت زیادی داشته است».

 

۳- برای خود جامعه ی مخاطبان تشکیل دهید

سوجان پاتل در حال حاضر استاد این کار است. جامعه ی مخاطبان او ظرف مدت کمی چهار برابر و نفوذش در میان آنها ده برابر قبل شده است. او ظرف ماه های گذشته با بازاریابان و کارآفرینان متعددی گفتگو داشته و از این راه برای خود دنبال کننده های زیادی کسب کرده است. این تلاش وی مؤثرترین استراتژی او برای خلق جامعه ی مخاطبانش بوده است. محتوایی که پاتل تولید می کند امروزه بیش از پیش به اشتراک گذاشته می شود و به طور منظم در خروجی رسانه های سطح بالا قرار می گیرد.

نتیجه ی اخلاقی داستان او این است که داشتن جامعه ی مخاطبان به شما کمک می کند داشته هایتان را بهتر به دست دیگران برسانید و رشد کنید. این کار یکی از اولیه ترین رویکرد ها برای مطرح شدن و در عین حال یکی از اثربخش ترین استراتژی ها برای این کار است.

 

۴- حضور آنلاین خود را با حمایت از یک آرمان همراه کنید

حمایت از یک آرمان اجتماعی و فعالیت داوطلبانه می توانند بسیار مؤثر واقع شوند. برای مثال اگر کارآفرین هستید، هر جایی که حضور آنلاین دارید، از شبکه های اجتماعی گرفته تا وبسایت، وبلاگ، یا پادکست شخصی خودتان، از کارآفرینان صحبت و حمایت کنید.

 

۵- همه جا حضور داشته باشید

واقعیت این است که خیلی از افراد مشهور شاید مورد علاقه ی بخش بزرگی از جامعه نباشند، اما روی اینترنت هر جایی که سرک می کشید حضور آنها را می توانید ببینید. این حضور فعال در رسانه ها و شبکه های اجتماعی، به بیشتر دیده شدن آنها کمک شایانی می کند.

اگر موارد بالا را رعایت می کنید، حضور شما در هر جای ممکن می تواند میزان دیده شدن تان را تا ده برابر افزایش دهد.

 

۶- ثابت قدم باشید

بهترین توصیه ای که می توان در انتها داشت این است که در انجام این کارها ثبات قدم داشته باشید. مثلاً روز خاصی را در هفته انتخاب کنید و متعهد شوید هر هفته در آن روز برای مخاطبان خود ایمیل کوتاهی بنویسید و در آن از چیزهایی که به آنها علاقه دارید صحبت کنید. این کار را به طور مداوم انجام دهید و آن را ترک نکنید. مخاطبان شما کم کم منتظر دریافت ایمیل های شما خواهند بود.

دنیای مجازی دنیای شلوغ، پر ازدحام و اشباع شده ای است. فهمیدن اینکه چگونه می توانید صدای خود را در این شلوغی رساتر از قبل کنید برای خلق برندی معتبر نه تنها مهم، بلکه حیاتی است. توصیه می شود با پیدا کردن نقاط تمایز خود از دیگران شروع کنید، برای خود جامعه ی مخاطبان تشکیل دهید و ثبات قدم داشته باشید.

0

هرکسی که ساعات طولانی را به کار دفتری و نشستن پشت میز و صندلی گذرانده باشد میداند که سالم ماندن در این موقعیت شغلی یک چالش بزرگ است. شاید در نگاه اول کار کردن در حالتی که بر روی یک صندلی نرم نشسته باشید بسیار راحت جلوه کند، اما بدانید که این شرایط کاری باعث بسیار از مشکلات جسمی می شود. مشکلاتی از قبیل: ضعف چشم، ناهنجاری در فرم ایستادن، کمر درد و بسیاری از مشکلات بهداشتی.

بسیاری از ما، تکنولوژی را باعث این سبک، کارهای دفتری می دانیم اما باید بدانید تکنولوژی می تواند به این دست از افراد که سلامت خود را در محیط کار، در خطر می بینند کمک کند.

امروزه شاهد حضور گسترده تکنولوژی در عرصه سلامت می باشیم. به عنوان مثال می توان به مچ بندهای ورزشی که بسیار هم فراگیر شده است اشاره کرد.

در زمینه سلامت محیط کار، نرم افزارها و گجت های زیادی طراحی شده اند که غالبا برای سه هدف برنامه ریزی شده اند. در اینجا با کارآمدترین این تکنولوژی ها برای هر هدف آشنا می شویم.

۱- بر طرف کننده خستگی چشم
F.lux نرم افزاری است که نور صفحه نمایش شما را در طول روز با توجه به میزان نور محیط تغییر می دهد. با این نرم افزار در هنگام روز طیف کاملی از نور را خواهید داشت و در هنگام شب تنها طیف های گرم نشان داده می شود.

Awareness نرم افزاری است که در حین کار به شما بازی هایی را پیشنهاد می دهد که با انجام دادن آنها کمی از خستگی چشمانتان بکاهید.

EVO .این نرم افزار زمان استراحت را با بوقی بلند اعلام می کند و به طور موقت صفحه نمایش شما را سیاه می کند تا مجبور شوید استراحت کنید. همچنین در طی استراحت به شما ورزشهایی را برای چشم توصیه میکند. این نرم افزار قابل شخصی سازی است ولی به صورت پیش فرض هر ۲۰ دقیقه به شما ۲۰ ثانیه استراحت می دهد.

Eyelo زمان استراحت را به شما گوش زد می کند و با کم کردن نور صفحه نمایش و توصیه حرکات چشمی، خستگی چشم های شما را بر طرف می کند.در بعضی مواقع برای استراحت های طولانی تر صفحه نمایش شما را غیر فعال می کند.

۲- اصلاح کننده طریقه نشستن
Lumo Lift یک سنسور کوچک است که بر روی شانه شما نصب می شود و حرکات بدن شما را دنبال می کند و به شما کمک می کند که صاف بنشینید. اگر از وضعیت مناسب خارج شوید این سنسور با ویبره به شما هشدار می دهد.


UpRight یک میله عمودی است که به قسمت پشت بدن شما متصل میشود و وقتی از حالت مناسب خارج شوید با لرزش کوچکی شما را متوجه می سازد.
MacBreakZ نرم افزاری است که با توصیه حرکت هایی باعث پیشگیری از درد در ناحیه گردن و کمر میشود. این نرم افزار حالت دیگری هم دارد که با توصیه حرکاتی دردهای شما را تسکین می بخشد.

Posture Man Pat با استفاده از دوربین وبکم، ارتفاع سر شما را اندازه گیری میکند و اگر سر خود را خم کنید به شما هشدار می دهد.

۳- به حرکت در آوردن شما

Big Stretch Reminder به شما یادآوری می کند که حرکات کششی انجام دهید. البته حرکاتی که این نرم افزار معرفی می کند طوری طراحی شده اند که به طور نشسته بر روی صندلی انجام گیرند.

Move نام نرم افزاری است که بیش از ۳۰۰ حرکت ورزشی را به شما معرفی میکند. البته این نرم افزار توضیح کاملی در مورد هر حرکت و نقظه تاثیر آن نیز بیان می کند.

Workrave این نرم افزار به شما زمان دقیق استراحت های کوتاه، متوسط و بلند مدت را اعلام میکند و همچنین حرکات پیشنهادی را در دسترس شما قرار می دهد.

Break Time این نرم افزار کاربردی مشابه نرم افزارهای فوق دارد با این تفاوت که امکان شخصی سازی در این نرم افزار بسیار متنوع تر می باشد. شما میتوانید زمان استراحت و مدت آن و حرکات تمرینی خود را به این برنامه بدهید.

0


در این مطلب 18 واقیعت شنیده نشده جالب در مورد شرکت مایکروسافت را بیان می کنیم که خواندن آن برای کاربرانی که طرفدار شرکت مایکروسافت هستند و از محصولات این شرکت بزرگ استفاده می کنند، خالی از لطف نیست. 

 

حقیقت اول:

  • سیستم عامل MS-DOS اولین سیستم عامل مایکروسافت نیست!

microsoft xenix

بسیاری از کاربران در این گمانند که MS-DOS اولین سیستم عامل این شرکت است. باید بگوییم که این اشتباست و اولین سیستم عامل XENIX بوده است. این سیستم عامل در اواخر دهه 70 برای اولین بار توسط مایکروسافت ساخته شد و به یک سیستم عامل چند وظیفه ای مشهور بود. این سیستم عامل حدود دهه 80 به بازار جهانی عرضه شد و اولین سیستم عامل این شرکت نامیده شد.

 

حقیقت دوم:

  • اسم این شرکت در اولین سال آغازین فعالیت Microsoft نبود!

در اولین سال آغازین که مایکروسافت شروع بکار کرد به دلیل اینکه شرکتی بود که در زمینه ی نرم افزار و تکنولوژی فعالیت داشت ، تصمیم گرفتند که اسم شرکت از بین دو کلمه ی Micro Computer و Software ساخته شود که کلمه ی Micro-Soft با یک خط تیره در وسط آن بود ثبت شد. مجدد این شرکت در سال 1976 با حذف خط تیره نام خود را به Microsoft تغییر داد.

 

حقیقت سوم:

  • در اولین سال آغاز شروع بکار فقط 16.000 دلار درامد داشت!

این شرکت بزرگ و میلیاردر در اولین سال شروع بکار خود فقط 16.000 دلار درامد داشت که همان سال خیلی از کارشناسان شکست مایکروسافت را اعلام کردند.

 

حقیقت چهارم:

  • مایکروسافت نرم افزار Microsoft’s Office را اول برای مک ساخت!

یکی از بهترین محصولات شرکت مایکروسافت همین آفیس می باشد که در سال 1990 برای ویندوز منتشر شد. جالب است بدانید مایکروسافت این نرم افزار را یک سال قبل از آن برای مک منتشر کرده بود.

microsoft office for mac

 

حقیقت پنجم:

  • اولین ویروس که به ویندوز آمد:

مایکروسافت بعد از عرضه کردن نرم افزار های مختلف ، در یکی از آن نرم افزار ها یک ویروس به نام WinVer 1.4 به ویندوز آمد که در سال 1992 بود که اولین ویروس شناخته شد.

microsoft first virus

 

حقیقت ششم:

  • همه چیز در مورد ثبت اختراعات

مایکروسافت با تلاش و استخدام بهترین کاربران توانست بیش از 10 هزار اختراع را به نام خود ثبت جهانی کند و لوح دارنده ی اختراعات برتر را از آن خود کرد.

 

حقیقت هفتم:

  • اسرار کدی به نام “Con”

همانطور که می دانید ساخت پوشه آسان ترین کار با ویندوز است و می توانید با هر نامی که بخواهید پوشه ای بسازید. اما در ساخت ویندوز مایکروسافت از یک کد به نام “Con” استفاده کرده که اسرار این کد هنوز فاش نشده است و ویندوز به شما هیچوقت این اجازه را نمی دهد که بتوانید در محیط ویندوز پوشه ای به نام “Con” را ایجاد کنید.

 

حقیقت هشتم:

  • کد نام عجیب مایکروسافت ! ویندوز آبی!

شرکت مایکروسافت پس از انتشار ویندوز 3.1 به بعد از کد-نام های خاصی استفاده کرده است. در ویندوز 7 از Vienna و ویندوز 8.1 از کد-نام Apollo استفاده کرده است که ویندوز آبی نامیده می شود.

microsoft windows blue

 

حقیقت نهم:

  • علامت دش ” – ” قبل از @ ایمیل کارمندان مایکروسافت!

جالب است بدانید مایکروسافت برای کاربران خود یک ایمل شرکتی ساخته است که قبل از علامت @ یک دش می باشد ” @- ” . این دلیل مایکروسافت ممکن است مسائل امنیتی خود باشد.

 

حقیقت دهم:

  • سوال عجیب مایکروسافت  ?is manhole cover round

مایکروسافت در استخدامی های خود این سوال را در آخر مصاحبه از فرد متقاضی سوال می پرسد که می خواهد ببین آن شخص چقدر خلاقیت در پاسخ دادن به این سوال را دارد.

 

حقیقت یازدهم:

  • بنیانگذار مایکروسافت میلیاردر شد!

آقای بیل گیتس به عنوان رئیس این شرکت پس از تلاش در سالهای مختلف در سال 2005 در سن 31 سالگی به عنوان جوان ترین میلیاردر شناخته شد

microsoft bill gates

 

حقیقت دوازدهم:

  • مایکروسافت اسمارتیز های M&M را دوست دارد!

جالب است بدانید از اوایل تاسیس مایکروسافت تا بحال در مراسم های رسمی خود شرکت مایکروسافت به حاظرین اسمارتیز های شرکت معروف M&M داده می شود. یک رسم دیگری در شرکت مایکروسافت وجود دارد که کارمندان این شرکت در روز تولد خود باید این اسمارتیز ها را خریداری کند و بین همکارن خود پخش کند.

microsoft m&m

 

حقیقت سیزدهم:

  • اختراع عجیب سال!

مایکروسافت در سال 2001 یک تبلت اختراع کرد که در آن سال برای همگان عجیب بود که یک کامپیوتر با این اندازه تولید شود. این تبلت صفحه نمایش لمسی و دارای قلم و کیبورد می باشد.

 

حقیقت چهاردهم:

  • حقوق عجیب توسعه دهندگان

توسعه دهندگان مایکروساقت در سن 38 سالگی چیزی حدود میانگین 100.000 دلار حقوق دریافت کردند.

microsoft employees

 

حقیقت پانزدهم:

  • مایکروسافت طرفدار اثار هنری:

جالب است بدانید یکی از بزرگترین مجموعه هایی هنری به شرکت مایکروسافت تعلق دارد که مایکروسافت برای بهبود و افزایش روحیه کارمندان آن ها را در 150 جایگاه مختلف شرکت خود نصب کرده است که در کل 4728 قطعه هنری می باشد. در بین این قطعات ، آثار های هنرمندان مشهور از قبیل سیندی شرمن، چاک کلوز، و تاکاشی موراکامی و … دیده می شود.

microsoft gallery

 

حقیقت شانزدهم:

  • مایکروسافت اپل را نجات داد!

یکی از جالب ترین حقیقت ها این است که در سال 1990 شرکت اپل با مدیریت استیو جابز در حال ورشکستگی بود که آقای بیل گیتس با کمک مالی 150 میلیون دلار به اپل این شرکت را از ورشکستگی نجات داد.

microsoft saved apple

 

حقیقت هفدهم:

  • چشم انداز مایکروسافت

در حال حاضر بیش از 1.5 میلیار نفر در سراسر دنیا از ویندوز این شرکت استفاده می کنند و بیش از 1.2 میلیار نفر مجموعه ی آفیس را بر روی دستگاه خود نصب دارند.هر روز بیش از 3 میلیارد دقیقه تماس از طریق اسکایپ انجام می گیرد. مایکروسافت این چشم انداز را دارد که در سال های آینده بیش از 400 میلیون کاربر فعال داشته باشد.

microsoft product wallpaper

 

حقیقت هجدهم:

  • کمک مایکروسافت به خیریه

بیل گیتس تا بحال دو بار بخش وسیع درامد خود را به خیریه هدیه داده است و همچنان در حال دیدن هستیم که مایکروسافت به صورت های مختلف به مردم و مناطق محروم کمک می کند.

gates foundation

 

منبع : fossbytes